SANYA NEWS
سیاسی

آیا گورکنان هویت خویش خواهیم بود، یا پاسداران میراث نور؟

نوشته شده توسط admin در تاریخ 30 قوس 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 83


آیا گورکنان هویت خویش خواهیم بود، یا پاسداران میراث نور؟

نویسنده: شفیع الله شهزاد عزیزی

وارد کردن زبان بیگانه در سرزمینی که با آن ناسازگاری دارد، پیامی است که بر پوستر زمان حک می‌شود؛ پیامی که فریادهای خاموش ساکنان آن دیار را در قاب بی‌صدایی تاریخ زندانی می‌کند. هر کلمه‌ای به زبانی دیگر، در جایی که فارسی همیشه جاری بوده، سنگ‌قبری است بر گور رؤیاهای ترجمه‌ناشدنی مردمانش.

افتتاح جاده‌ای در دل کوه‌های بدخشان که می‌توانست رگ‌های زندگی بر پیکر محرومیت باشد، با نصب بنری به زبانی بیگانه، تبدیل شد به تیغی بر گلوی هویت. جاده‌ای که قرار بود «راه نجات» باشد، به «راه‌روی حذف» بدل گشت. چون سکوت در برابر چنین کنشی، فریاد بلند رضایت است؛ رضایت به محو فرهنگی که در این خاک ریشه دارد، زبان فارسی را در گهواره‌اش خفه می‌کنند و ما، گویا تماشاگران خاموش این اعدام تدریجی‌ایم.

اگر مارشال فهیم امروز در میان ما بود، شاید مردم از او می‌پرسیدند: «در روزگار اقتدارت، چرا در برابر این حذف خزنده سکوتی سنگین داشتی؟ چرا افغان‌های دشمن تاریخ و هویت ما را دوست خواندی، و پیروان اندیشه‌های ستم ملی را دشمن؟»

و امروز، یونس قانونی در قید حیات است، چه پاسخی دارد؟ عدالت‌خواهی که روزی قامت افراشت، چرا سلاح نقدش را نه به سوی ستم ملی، بلکه به سوی «سازا و سبزا» کشید؟ آیا بیماری روشنفکران ما این است که دشمن را در دوردست‌ها می‌جویند و خنجر را از پشت بر فرهنگ خود فرومی‌زنند؟

ما از همه آنان که ادعای نمایندگی مردم شمال را داشتند می‌پرسیم: چرا هویت مردم خود را در پشت درهای بسته معامله کردید؟ چرا وقتی زبان مادری‌تان را نشانه رفتند، سکوت سپرتان شد؟

این بنر تنها یک تکه پارچه نیست؛ سندی است که حذف و بی‌عدالتی را در تاریخ ثبت می‌کند، آیینه‌ای است که خیانت خاموشان را بازمی‌تاباند. و این پرسش دیروزی و امروزی نیست؛ از آنان نیز باید پرسید که در بدخشان و دیگر مناطق فارسی‌زبان، راه همکاری با طالبان را در پیش گرفتند: آیا گمان می‌برید با لبخند تسلیم می‌توان جلوی برنامه حذف از پیش تعیین‌شده را گرفت؟

همکاری با کسانی که با هویت و زبان شما در جنگ هستند، راه نجات نیست؛ خودکشی فرهنگی است. تاریخ نشان داده است هر که در میز مذاکره خود را فراموش کند، در حافظه تاریخ نیز محو خواهد شد.

تنها یک راه می‌ماند: خودمختاری؛ نه به معنای جدا شدن، بلکه به معنای در دست گرفتن مدیریت فرهنگی خویش، از آموزش زبان مادری تا پاسداری از نمادهای تاریخی.

مقاومت در برابر ستم ملی، نیاز به اتحادی فراتر از جبهه‌های سیاسی گذرا دارد: اتحاد حول محور زبان، تاریخ و کرامت.

این بنر، آخرین نشانه نخواهد بود. اگر امروز سکوت کنیم، فردا نام‌های جغرافیایمان را عوض می‌کنند، کتاب‌هایمان را می‌سوزانند و حافظه جمعی‌مان را می‌شویند.

پرسش این است:

آیا گورکنان هویت خویش خواهیم بود، یا پاسداران میراثی که از رودکی تا امروز نور آفریده است

تاریخ، قاضی سکوت‌های ما خواهد بود.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر