نوشته شده توسط admin در تاریخ 1 جدی 1404
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 221
نویسنده: نقیبالله فرزام
در آغاز باید به بررسی شخصیت امیر جوان، احمد مسعود، پرداخت. احمد مسعود که از سوی مردم به «امیر صاحب جوان» شهرتیافته است، تنها یکچهره مبارز و مقاوم در برابر ظلم نیست؛ بلکه سمبول پاکی، صداقت، دیانت و نجابت در روزگار تیرهای است که بسیاری از مدعیان، مسیر سازش و منفعتطلبی را برگزیدهاند.
او وارث خون و راه قهرمانی است که عمر خود را در دفاع از آزادی، عدالت و عزت مردم سپری کرد. امیر جوان تاکنون دست خود را بههیچ خیانتی نیالوده؛ زبانش از دروغ و نیرنگ پاک است و کردارَش سرشار از مسؤولیتپذیری، وفاداری بهمردم و میهن است.
احمد مسعود با بصیرت و آگاهیِ عمیق سیاسی، دریافته است که قدرتهای بزرگ جهانی مانند آمریکا، روسیه و چین نه بر اساس منافع ملت افغانستان؛ بلکه در پی تأمین منافع استراتژیک خود در منطقه عمل میکنند. او بر این باور است که هیچ نیروی بیرونی نمیتواند ضامن آیندهی روشن برای افغانستان باشد، مگر آنکه این آینده از ارادهی مردم برخیزد.
بههمین سبب، امیر جوان مسیر وابستگی را رد کرده و تلاش نموده تا از طریق تفاهم ملی، صدای مردم رنجکشیده را به گوش جهانیان برساند و راهحلی پایدار برای عبور از بحران ارایه کند. ندای او ندای ایستادهگی است، نهبرای قدرتطلبی، بلکه برای نجات ملت و برافراشتن پرچم عزت.
اما اکنون باید پرسید: چرا چهرهای چون حنیف اتمر در کنار احمد مسعود قرار گرفته است؟ در اینجا باید با نگاهی دقیق، هوشمندانه و منصفانه به تحلیل حضور این فرد پرداخت، تا هم اهداف این همراهی روشن شود و هم تأثیر آن در امور آینده کشور سنجیده شود.
مردم آگاه و بیدار ما باید چهرهی حنیف اتمر را بهدرستی و با دقت کامل بشناسند؛ نه بر اساس تبلیغات و ظواهر، بلکه بر پایه کارنامه، سوابق سیاسی و مواضعی که در طول حیات کاری و فکریاش اتخاذ کرده است.
حنیف اتمر، یکی از چهرههای برجسته جریان پرچم، سابقهای دیرینه در همراهی با ساختارهای ضدملی دارد. وی در سالهای جهاد مقدس مردم افغانستان علیه ارتش سرخ شوروی، بهجای ایستادن در صف مردم و مجاهدان، نقش راهنما و همراه نیروهای شوروی را در مناطق استراتژیک پنجشیر ایفا میکرد. حضور مستقیم او در روستای برجمن پنجشیر در کنار قشون متجاوز، گواه آشکاریست بر مواضع ضدملیاش؛ جایی که با تدبیر و مقاومت مجاهدان، طی یک عملیات مینگذاری، پای خود را در جریان این خیانت از دست داد.
اتمر نهتنها دشمنی عمیق و آشکار با مردم مظلوم پنجشیر و مجاهدان داشت، بلکه در برابر ارزشهای اسلامی و مقاومت مردمی نیز ایستاد. این موضعگیریهای او نه مقطعی، بلکه ریشهدار و همیشگی بوده است.
در نظام جمهوریت نیز، او بهعنوان وزیر امور خارجه، از چهرههای کلیدی و تأثیرگذار بهشمار میرفت؛ کسی که در واپسین روزهای نظام جمهوری، نقش چشمگیری در تضعیف آن ایفا کرد و از طریق سیاستهای پشتپرده و ارتباطات مشکوک، زمینههای بازگشت طالبان را تسهیل نمود.
امیر جوان مقاومت دوم را اعلامنمود، در آغاز این خیزش تاریخی با ایمان راسخ بر این باور بود که نخبگان، شخصیتها و احزاب مختلف کشور، بهروشنی درک کردهاند که چگونه ایالاتمتحده با سرنوشت خونین ملت ما بازی کرد و در نهایت، مردم بیپناه ما را در چنگال هیولای خشنی چون طالبان رها نمود.
احمد مسعود امیدوار بود که این درک مشترک، انگیزهای برای ایستادگی همهجانبه شود؛ چنانکه مردم غیرتمند و مقاوم پنجشیر، تخار و بدخشان در همان آغاز، نمونههای درخشانی از مقاومت را بهنمایش گذاشتند. اما متأسفانه، دیری نگذشت که این ایستادهگی با فروپاشی روبهرو شد، چرا که نفوذ مهرههای دشمن در نزدیکترین حلقههای اطراف احمد مسعود، و نیز نبود اتحاد واقعی در سطح رهبری و فرماندهی، مانع از شکلگیری جبههای منسجم در برابر نیروی متجاوز گردید.
در نهایت، احمد مسعود با بینشی واقعبینانه دریافت که بسیاری از چهرهها و فرماندهان، به دلایل گوناگون، مسیر خیانت را برگزیدهاند و تصوراتی که از وحدت و وفاداری داشت، با واقعیت موجود همخوانی ندارد.
او ناچار شد تا مدتی از صحنه بیرون برود، نه از سر تسلیم، بلکه با هدف بازآرایی و تجدید قوا. زیرا یقین داشت که در حیات او، هنوز امیدی برای رهایی وجود دارد؛ امیدی که با ارادهای راسخ و توکل بهذات خداوند، میتواند ملت رنجکشیدهاش را از چنگال ظلم، نجات بخشد.
او با هوشیاری و درک عمیق از وضعیت جهان و منطقه، به بسیج دوباره نیروهای مردمی پرداخت و صدای امید را در دل تاریکی طنینانداز ساخت. مقاومت او نه تنها در برابر طالبان، بلکه در برابر سازشکاران داخلی و مأموران استخبارات منطقهای و فرامنطقهای بود. او امروز، نماد امید و بیداری برای ملتی است که هنوز بهدنبال نجات، عدالت و آزادیاند.
تاریخ این سرزمین بارها نشان داده که هیچ قدرتی، هرچند فاسد و سرکوبگر، ماندگار نیست. آنچه باقی میماند، صداقت، پایداری و ایمان بهراه حق است. احمد مسعود امروز صدای همان مردمیست که دیگر چیزی برای از دستدادن ندارند؛ جز زنجیرهای ظلم، و چیزی برای بهدست آوردن جز آزادی، عزت و عدالت.
در زمانی که بسیاری از چهرههای برجسته و مدعیان دفاع از آزادی و عدالت یکی پس از دیگری به حاشیه رانده شدند یا سکوت پیشهکردند و یا خود را به جریانهای مسلط واگذار نمودند، گمان رفت که دیگر راه بر مبارزه بستهشده و صدایی برای عدالت باقینمانده است. اما این پندار، ناشی از نادیدهگرفتن سنتالهی و غفلت از حقیقت تاریخ بود.
خداوند متعال همواره در برابر ظلم و ستم سکوت نمیکند. وعدهی او روشن است که «إن الله یدافع عن الذین آمنوا». او در برابر هر نیرنگ و حیلهای که به قصد خاموش ساختن نور حق و نابودی صداهای عدالتخواه صورت گیرد، بهموقع عمل میکند؛ حتی اگر به ظاهر تمام راهها بسته شده باشد، خدا راهی تازه خواهد گشود.
نظام جمهوری که با نام مردم و به کام قدرتطلبان، توسط چهرههایی چون حامد کرزی، حنیف اتمر و اشرفغنی بنا شده بود، با خیانت به مردم و وطن، سقوط کرد و جایش را به نظامی سپرد که از بطن همان خیانت زاده شد؛ نظام طالبانی که نه مشروعیت داخلی دارد، نه مقبولیت جهانی.
اما در میان تمام این تاریکیها، احمد مسعود همچنان ایستاده است. او نه تنها وارث خون پدر قهرمانش است، بلکه وارث رسالت تاریخی ملتی است که هرگز در برابر ظلم سر خم نکردهاند. احمد مسعود پس از سقوط، نهتنها عقب ننشست، بلکه مقاومت دوم را بنیان نهاد؛ با دستانی خالی؛ اما دلی پر از ایمان و تکیهگاه مردمی، باز هم پرچم مبارزه را بر دوش گرفت.
پس از شکست مقاومت مسلحانه در پنجشیر، آنچه بیش از هرچیز پایههای امید را لرزاند، شهادت دلیرانی چون قومندان مرزاجی، حاجی بهلول و قومندان زرداد بود. این چهرههای صادق و استوار، ستونهای اصلی مقاومت بودند و با رفتنشان، عملن پشت احمد مسعود خم شد.
در آن میان، دیگران یا خود را فروختند یا میدان را ترک کردند؛ کسانی چون امرالله صالح، صالح ریگستانی و سایر فرماندهانی که یا سکوت را بر فریاد ترجیح دادند یا راه مصالحه با دشمن را پیش گرفتند.
احمد مسعود، در میان این غربت، تنهایی و خیانت، نهتنها در میدان نماند، بلکه مسیرش را به گونهای دیگر ادامه داد. او با عزمی راسخ، بیآنکه پشتوانهای واقعی در داخل داشته باشد، قدم به میدان جهانی مبارزه گذاشت تا به همه بفهماند که این گروه افراطی، نه خیر مردم افغانستان را میخواهد و نه امنیت جهان را.
امروز نیز احمد مسعود، تنها ایستاده است؛ نه برای قدرت، بلکه برای فریاد مظلومیت مردم و دفاع از آرمان آنانی که خونشان در راه آزادی ریخته شد.
زمانیکه جناب امیر صاحب جوان پس از سقوط جمهوریت، کشور را ترک گفتند و با حفظ جان از افغانستان بیرون رفتند، هرگز از هدف والا و مسیر مبارزهاش دست نکشید. ایشان، با بینشی ژرف و احساس مسوولیتی عمیق نسبت به سرنوشت مردم افغانستان، همواره بر تداوم مبارزه برای آزادی تأکید داشتند.
در همان روزهای دشوار، شماری از جوانان غیرتمند با ایمان راسخ، سلاح بهدست گرفتند و در کوههای سختگذر هندوکش پناهبردند. اینان به عشق میهن و آزادی، جانبرکفانه ایستادند، اما صدها تن از آنان، قربانی راه دشوار و نابرابر مبارزه مسلحانه شدند.
جناب امیر صاحب، با درک واقعبینانه از شرایط حاکم، نمیخواست شاهد ریختن بیثمر خون جوانان این سرزمین باشد. زیرا آنها نه مهرههای سیاسی، بلکه سرمایههای ملی و فرزندان این خاکاند. از همینرو، راه گفتوگو و تلاش برای حل بحران از مسیر سیاسی را در اولویت قرار دادند و با صدایبلند، بارها طالبان را به گفتوگوی ملی، مبتنیبر احترام و عدالت فراخواندند.
اما، متأسفانه طالبان این دعوت را با کبر، تندروی و بیاعتنایی پاسخ دادند. نهتنها بر طبل انحصار کوبیدند، بلکه فرصت تاریخی برای آشتیملی را نیز از میان بردند. همین رویکرد متحجرانه آنان بود که جامعهجهانی را نیز متوجه ساخت که حضور طالبان صرفن تهدیدی برای مردم افغانستان نیست، بلکه خطری برای ثبات منطقه و امنیت جهانیست.
در شرایط پیچیده و بحرانی کنونی افغانستان، چهرهای چون احمد مسعود، بهعنوان نماد مقاومت و صداقت، میتواند بدیلی روشن در برابر سلطهی طالبان باشد. با این حال، واقعیتهای سیاسی و الزامات توازنقومی در کشور ایجاب میکند که در کنار او، شخصیتی با تجربه، نفوذ و شناخت عمیق از ساختار قدرت؛ همچون حنیف اتمر نیز قرار گیرد.
اتمر، با وجود پیشینهی سیاسی متفاوت، اکنون در جایگاهی قرار دارد که میتواند هم مشروعیت جریان پشتون را در سطح بینالمللی حفظ کند و هم مسیر سیاسی احمد مسعود را از حالت انزوای منطقهای به مرحلهی ملی و حتی جهانی ارتقاء دهد. پذیرش این اتحاد از سوی احمد مسعود، نه از روی تمایل شخصی؛ بلکه از سر ضرورت استراتژیک و نبود بدیل قابلاتکا، صورت گرفته است.
سران سنتی شمال که زمانی در ساختارهای قدرت جایگاهی داشتند، امروز نه در میان مردم نفوذی دارند و نه در سطح جهانی مشروعیت. بنابراین، نه میتوانستند همیار واقعی احمد مسعود باشند و نه مدافع تمامیت ارضی افغانستان. آنان یا به کنارهگیری ناگزیر شدند، یا در تحلیل شرایط، به انفعال سیاسی کشیده شدند.
در این میان، بسیاری از چهرههای قومی، از جمله گروهی از نخبگان پشتون و نیروهای سابق که در نظام جمهوریت سوخته و کنار گذاشته شدهاند، اکنون بهنقش استراتیژیک اتمر بهچشم یک فرصت نگاه میکنند تا از طریق همراهی با احمد مسعود، مشروعیت سیاسی خود را بازسازی نمایند.
بهاین ترتیب، محور سیاسی شکلگرفته پیرامون احمد مسعود نهتنها از جهت هویتی؛ بلکه از منظر سیاسی نیز به مرحلهای فراتر از قومگرایی رسیده و به سمتی میرود که بتواند بدیل قابلاتکایی در برابر وضع موجود معرفی کند. این مسیر، هرچند پُرچالش؛ اما آگاهانه، هدفمند و مبتنیبر مصالح ملی طراحی شده است.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025