SANYA NEWS
سیاسی

بزکشی نباید اولویت مردم بدخشان باشد

نوشته شده توسط admin در تاریخ 1 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 67


بزکشی نباید اولویت مردم بدخشان باشد

نویسنده: امان روزیانفر

هر پدیدهٔ فرهنگی، همچون هر بازی اجتماعی، قواعد، زمینه‌ها و دوست‌داران خاص خود را دارد و بزکشی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این ورزش که ریشه‌ای عمیق در فرهنگ شمال کشور دارد، در میان مردم بدخشان نیز با شور و علاقهٔ فراوان دنبال می‌شود. 

در سال‌های اخیر، سرمایه‌گذاری‌هایی از سوی حامیان و علاقه‌مندان این بازی صورت گرفته که از حیث حفظ یک سنت بومی، قابل‌درک و درخور احترام است. اما این علاقه‌مندی، سرگرمی و هزینه کردن به‌جایی نرسد که اولویت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما فراموش گردد و ما را از مسیر درست منحرف سازد.‌

با این‌همه، بزکشی به‌شکلی که امروز در بدخشان رواج‌یافته است از چند منظر نه‌متوازن می‌نماید و نه در شأن اولویت‌های اساسی این سرزمین محروم و مردم آن به‌شمار می‌رود که من نقدی برآن وارد کرده‌ام:  

۱. بدخشان سرزمینی پهناور، صعب‌العبور و محروم است؛ جغرافیایی که مردم آن عمدتن با فقر ساختاری، کمبود امکانات اولیه و نبود زیرساخت‌های اساسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. باشنده‌گان روستاها اغلب به شیوه‌ای ابتدایی زندگی می‌کنند و بسیاری از خانواده‌ها حتی از سرپناه مناسب محروم‌اند. در چنین شرایطی، بخش بزرگی از جامعه نه به انباشت سرمایه می‌اندیشد و نه به رفاه پایدار. حتی آن معدود افرادی که به،ثروتی متوسط یا قابل‌توجهی دست یافته‌اند، به‌جز استثناهایی اندک، فاقد نگاه برنامه‌مند برای مصرف هدف‌مند سرمایه‌اند؛ سرمایه‌ای که می‌تواند هم ثمر دنیوی داشته باشد و هم ارزش اخلاقی و اجتماعی بیافریند؛ اما در عمل صرف هزینه‌های موقتی و نمایشی—از جمله بزکشی می‌شود که جز سر گرم کردن مردم و مساعد ساختن فرصت‌های بیش‌تر برای آنهایی که از معادن و‌ ثروت‌ زیر زمینی آن استفاده می‌نمایند ارمغان دیگر ندارد. 

۲. بی‌آن‌که به سلیقهٔ شخصی ثروتمندان و علاقه‌مندان بزکشی تعرض شود، باید گفت که بزکشی و رقابت‌های وابسته به‌آن در مواردی به‌شکلی افراطی دنبال می‌شود. هزینه‌هایی که در این مسیر صرف‌شده، اگر تنها پنجاه‌درصد آن به آموزش اختصاص می‌یافت، می‌توانست آیندهٔ ده‌ها جوان بدخشانی را متحول سازد. با چنین بودجه‌ای، امکان تمویل تحصیل دست‌کم بیست‌جوان در دانشگاه‌های معتبر جهان فراهم بود، یا صدها نفر می‌توانستند در مقاطع کارشناسی، ارشد و دکترا در داخل کشور و یا در کشورهایی چون ایران، پاکستان و هند با هزینه‌های کم‌تر تحصیلی مورد حمایت قرار گیرند‌ و از هر لحاظ مفیدتر از بزکشی تمام شود. 

۳. بدخشان در تاریخ خود همواره حامل دو هویت برجستهٔ فرهنگی و سیاسی بوده است؛ هویت‌هایی که این جغرافیا را در مرکز توجه معادلات داخلی و منطقه‌ای قرار داده‌اند. هرچند بزکشی بخشی از میراث فرهنگی ما محسوب می‌شود؛ اما در سال‌های اخیر، سایهٔ سنگین آن بر سایر مؤلفه‌های فرهنگی و سیاسی، موجب کم‌رنگ‌شدن آن هویت‌های بنیادین شده است. بزکشی نباید به‌گونه‌ای بر همهٔ عرصه‌های فرهنگی و سیاسی چربش یابد که دیگر اولویت‌ها مانند توسعه، رشد منابع‌بشری، خدمات‌اجتماعی و صحی را به حاشیه براند. با بخشی از هزینه‌هایی که امروز صرف این ورزش می‌شود، می‌توان در مناطق دوردست و محروم کلینیک ساخت، مکتب ایجاد کرد یا راه‌های مواصلاتی را هموار نمود؛ اقداماتی که هم توسعه می‌آورد و هم مصداق روشن مسئولیت اجتماعی و کمک بشردوستانه است.

۴.بدخشان از منابع زیرزمینی قابل‌توجهی برخوردار است و شماری از افراد نیز از این رهگذر به ثروت‌های کلان دست یافته‌اند. اگر حتی بخش اندکی از این سرمایه‌ها به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده و هدف‌مند در حوزه‌های فرهنگی و سیاسی هزینه شود، می‌تواند ده‌ها چهرهٔ تازه را به میدان سیاست، فرهنگ و اجتماع بیاورد، ظرفیت‌سازی کند و زمینهٔ درخشش نسل جدیدی از نخبگان را فراهم سازد؛ امری که در نهایت، معادلات سیاسی و اجتماعی را در میان‌مدت و درازمدت نیز به‌فع بدخشانیان تغییر خواهد داد. زیرا که بدخشان در هر حالت خود یک طرف قضایایی سیاسی، نظامی و اقتصادی افغانستان محسوب می‌شود، نه به‌این شکل و شمایل که ما این روزها سرگرمی تماشای آن هستیم‌ و برگزاری و هزینه کردن بی‌رویه‌ی به‌بازی بزکشی بسیاری از فرصت‌ها را از ما دزدیده و مسیرهای رفته‌‌ی درست ما را منحرف کرده است.  

۵. چرخهٔ طبیعی زنده‌گی اجتماعی چنین است که نسلی می‌رود و نسلی دیگر جای آن را می‌گیرد. نمونهٔ روشن آن، شخصیت‌های دوران جمهوریت‌اند که با رفتن یا طرد آنان، امروز چهره‌های تازه‌ای در بدخشان-چه در عرصهٔ سیاست و چه در حوزهٔ ثروت—ظهور کرده‌اند؛ افرادی‌که در بسیاری موارد حتی فراتر از پیشینیان می‌درخشند. تجربهٔ، خطاها و نامهربانی‌های گذشته ایجاب می‌کند که این نسل نوظهور، به‌جای تمرکز افراطی بر هزینه‌های نمایشی، ظالمانه، هزینه‌بردار و فرصت‌سوز بخشی از سرمایهٔ خود را صرف سرمایه‌گذاری روی هم‌وطنان خویش و آیندهٔ جمعی این سرزمین کند که نمونه بهتر آن تمویل هزینه‌ تحصیل برای نسل دانشگاهی است که بتواند مریضی را در دوردست‌های آن سرزمین دشوار گذر درمان کند که بدون داشتن کمک‌های اولیه صحی زنده‌گی شان در سپری می‌نمایند و تا رسیدن به کلینیک‌ها در مسیر راه جان می‌دهند. 

جمع‌بندی:

سرمایه‌گذاری در بزکشی می‌تواند برای ثروتمندان شهرت، محبوبیت و جایگاه اجتماعی به همراه آورد؛ اما شایسته‌تر آن است که تمام همّ و غم آنان به این ورزش که جز احساسات مؤقتی، رقابت‌های ناسالم، هزینه‌های بی‌رویه و سردرگمی در پی ندارد، محدود نماند. اگر در کنار علاقه به بزکشی، برنامه‌های هدف‌مند و استراتیژیک در حوزه‌های فرهنگی، آموزشی و سیاسی نیز دنبال شود، آن‌گاه این سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند به افتخاری پایدار بدل گردد؛ افتخاری که نه‌تنها نام افراد، بلکه سرنوشت بدخشان را به‌سوی رشد، همیاری و بالنده‌گی سوق دهد و ما را در مسیر یک جامعه مطلوب انسانی رهنمون کند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر