SANYA NEWS
سیاسی

حامد کرزی ۶۸ ساله‌شد؛ برد و باخت او در سیاست افغانستان چیست؟

نوشته شده توسط admin در تاریخ 4 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 90


حامد کرزی ۶۸ ساله‌شد؛ برد و باخت او در سیاست افغانستان چیست؟

نویسنده: مهران ادیب

رویکرد مقایسه‌ای یکی از روش‌های بنیادین در تحلیل علوم سیاسی است. در این چارچوب، رفتار، گفتار، شیوه دولت‌داری، خاستگاه اجتماعی و ذهنیت رهبران و کنشگران سیاسی در نسبت با یکدیگر مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا علل صعود، تداوم یا افول قدرت سیاسی آنان روشن شود. افغانستان، به‌عنوان جامعه‌ای چندقومیتی با تاریخ پیچیده قدرت، بستر مناسبی برای چنین تحلیلی فراهم می‌سازد.

هم‌زمانی شصت‌وهشتمین سال‌روز تولد حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، فرصتی فراهم می‌کند تا مسیر سیاسی او در پرتو تحلیل مقایسه‌ای بررسی شود. کرزی دقیقاً در ۴۴سالگی، یعنی حدود ۲۴ سال پیش، زمام امور سیاسی افغانستان را در شرایطی استثنایی به دست گرفت و نزدیک به سیزده سال در رأس قدرت باقی ماند. این تداوم قدرت، در نظامی شکننده و بحران‌زده چون افغانستان، پدیده‌ای قابل تأمل است.

حامد کرزی از خانواده‌ای اشرافی، سیاسی و خان‌سالار در قندهار برخاسته است؛ خاستگاهی که در ساخت قدرت سنتی افغانستان نقش تعیین‌کننده دارد. او طی دوران حاکمیت خود، با سعه‌صدر، سخاوت سیاسی و نوعی نگاه فراگیر، به چهره‌ای محوری در میان اقوام مختلف کشور بدل شد و توانست بسیاری از مهره‌های برجسته سیاسی اقوام را ــ دست‌کم در سطح نمادین ــ در کنار خود نگاه دارد.

اما پرسش اساسی این است: چه عواملی کرزی را به چنین جایگاهی رساند؟

بی‌تردید، افزون بر میراث خانوادگی، شخصیت فردی کرزی نیز واجد نوعی «غریزه قدرت» و خصلت ارباب‌منشانه بود؛ ویژگی‌ای که در فرهنگ سیاسی افغانستان نه‌تنها مذموم نیست، بلکه گاه شرط بقا تلقی می‌شود. او با وجود سن نسبتاً کم، ابتدا رئیس اداره موقت و سپس رئیس‌جمهور شد و این موقعیت را حفظ کرد. کرزی خود را وارث سنت سیاسی پادشاهان افغانستان، از احمدشاه ابدالی تا پایان حکومت ظاهرشاه، قلمداد می‌کرد و همین پیوند ذهنی با تاریخ قدرت، اعتمادبه‌نفس سیاسی او را دوچندان ساخت.

این الگو البته منحصر به کرزی نیست. 

محمد ظاهرشاه نیز در هجده‌سالگی به قدرت رسید و نزدیک به چهل سال بدون منازعه جدی بر افغانستان حکومت کرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که پشتوانه تاریخی–هویتی و احساس مالکیت نمادین نسبت به دولت، در سیاست افغانستان نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

در مقابل، بخش قابل توجهی از سیاست‌گران حوزه تاجیک، با وجود پیشینه عمیق تاریخی، از چنین خودآگاهی هویتی و تاریخی در عرصه قدرت مدرن کمتر برخوردار بوده‌اند. این در حالی است که با رجوع به تاریخ، به‌روشنی دیده می‌شود که حوزه تاجیک، در مقاطع مختلف، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به دولت و جامعه افغانستان داشته است. از امیر حبیب‌الله کلکانی که نظم میراثی قدرت را برهم زد، تا ببرک کارمل و سپس شهید استاد برهان‌الدین ربانی که حضور تاجیک‌ها و دیگر اقوام به‌حاشیه‌رانده‌شده را به مرکز سیاست بازگرداندند.

در کنفرانس بن، که به‌منظور تأسیس نظامی مشارکتی پس از طالبان برگزار شد، چهره‌هایی چون یونس قانونی، داکتر عبدالله، مارشال فهیم و سید مصطفی کاظمی به‌عنوان نمایندگان برجسته جریان‌های سیاسی حضور یافتند.رهبر شهید، به‌عنوان رئیس دولت انتقالی مسوولیت امور کشور  را بر عهده داشت و یونس قانونی ریاست تیم مذاکره‌کننده را عهده‌دار شد. انتظار می‌رفت این تیم، با قاطعیت از جایگاه سیاسی و تاریخی تاجیک‌ها دفاع کند؛ اما در عمل، با حمایت از حامد کرزی، زمینه را برای قرار گرفتن او در رأس اداره موقت فراهم ساخت.

در نتیجه، حامد کرزی با وجود کسب آرای کمتر در برابر ستار سیرت، به قدرت رسید و تیم مذاکره‌کننده نیز با تقسیم وزارت‌خانه‌ها اقناع شد. اما این معامله موقتی، به‌تدریج جایگاه و نفوذ همان بازیگران را در ساخت قدرت تضعیف کرد و آنان در فضای سیاسی افغانستان رنگ باختند.

پرسش بنیادین این است که چرا چنین شد؟ پاسخ را باید در نبود صلابت هویتی، ضعف خودآگاهی تاریخی و تقلیل سیاست به منافع کوتاه‌مدت جست‌وجو کرد. بخش مهمی از این نخبگان، نه سودای دولت‌داری بلندمدت داشتند و نه درک عمیقی از پیامدهای تاریخی تصمیم‌های خود. آنان سیاست را بیش از آن‌که میدان ساخت دولت بدانند، عرصه تقسیم غنیمت تلقی کردند.

در مقابل، در بحران‌های انتخاباتی پسین و در روند انتقال قدرت از حامد کرزی به اشرف غنی احمدزی، حزب جمعیت اسلامی به رهبری صلاح‌الدین ربانی نقش متفاوتی ایفا کرد. صلاح‌الدین ربانی، که تجربه حذف و بی‌عدالتی انتخاباتی را از سر گذرانده بود، این‌بار با ایستادگی قاطع، مشروعیت انتخابات و تحلیف ریاست‌جمهوری را به چالش کشید و نهادهای داخلی و بین‌المللی را به داوری فراخواند. پیامد این ایستادگی، شکل‌گیری دو مراسم تحلیف و لرزش بنیادهای نظم سیاسی کشور بود.

این رفتار، ریشه در خاستگاه خانوادگی، فهم تاریخی و خودآگاهی هویتی صلاح‌الدین ربانی داشت؛ عواملی که او را برای رقابت جدی بر سر قدرت آماده ساخته بود. او، به‌عنوان وارث مستقیم میراث سیاسی و فکری استاد ربانی شهید، یکی از چالش‌برانگیزترین چهره‌های سیاست معاصر افغانستان به شمار می‌رود. هرچند در نهایت، با پذیرش ریاست شورای عالی مصالحه از سوی داکتر عبدالله و تقسیم قدرت، این تقابل نیز به مصالحه انجامید.

در جمع‌بندی می‌توان گفت: حامد کرزی سیاست‌مداری است که توانست قدرت سنتی آسیب‌دیده افغانستان را با نظم بین‌المللی پیوند بزند، اما در تبدیل این قدرت به دولتی قانون‌محور و نهادینه ناکام ماند. او بیش از آن‌که معمار نهادها باشد، مدیر تعادل‌ها، مصلحت‌ها و سازش‌های مقطعی بود؛ ویژگی‌ای که هم رمز بقای او بود و هم محدودیت تاریخی‌اش.

برای این سیاست‌گر و سیاست فهم عمر طولانی و سعادت خواهانم.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر