SANYA NEWS
سیاسی

سایه‌ی شوم تک‒قومیت‌گرایی؛ از ترور تا سکوت مرگبار

نوشته شده توسط admin در تاریخ 6 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 125


سایه‌ی شوم تک‒قومیت‌گرایی؛ از ترور تا سکوت مرگبار

نویسنده: مهرزاد عظیمی

در سرزمینی که کوه‌های سر به فلک کشیده‌اش نماد استقامت و تاریخ پرتلاطمش روایتگر پایداری است، جنگی خاموش و خونین در جریان است. جنگی که نه در میدان‌های روباز، که در تاریکی کوچه‌پس‌کوچه‌های خیانت و زیر پرده‌ی نیرنگ‌های سیاسی به پیش می‌رود. 

اینجا، افغانستان، خون پاک چهره‌های آزاده، قطره قطره، پای درخت تنومند توهمی به نام «وحدت اجباری» ریخته می‌شود؛ وحدتی که تنها پوششی است برای حذف نظام‌مند و خفه کردن صداهای مخالف. این روایت، فریاد بلندی است علیه آن سکوت مرگباری که پس از هر ترور هدفمند، فضای میهن را در خود می‌پیچد و پرده از بازی خطرناک برده‌وارگان قدرت برمی‌دارد.

سال‌هاست که طالبان/پشتون‌ها، با پس‌زمینه‌ای قومیِ مشخص، به اشکال گوناگون و تحت نام‌های مختلف، اقوام غیرپشتون را ترور و حذف می‌کنند. در مقابل، چهره‌های شاخص غیرپشتون، پیوسته از وحدت ملی، اتحاد و هم‌زیستی سخن می‌گویند و هرگونه اعتراض علیه این ترورهای هدفمند و سرکوب را خلاف مصالح وحدت ملی قلمداد کرده، جنبش‌های حق‌طلبانه را برچسب‌زنی و سرکوب می‌نمایند.

جالب آنکه در دل همین وحشی‌گری‌های قبیله‌ای، گاه حتی «خودی»‌ها نیز هدف قرار گرفته و ترور شده‌اند. این امر بهانه‌ای شده است تا عوامل شوونیست، که ردای ملی‌گرایی بر تن کرده‌اند، ناکارآمدی و استبداد قبیله‌گرا را توجیه و توده‌ها را بازیچه قرار دهند.

در طول بیست سال جمهوریت، اکثر چهره‌های شاخص و غیرپشتونی که «سودای سر بالا» داشتند و حاضر به تمکین نبودند، ترور شدند. این ترورها گاه در لباس طالبان، گاه در چهره‌ی داعش و گاه به‌شکلی مرموز توسط چهره‌های حکومتی انجام پذیرفت. با این حال، کوچک‌ترین تاثیری بر چهره‌های وابسته و خودفروخته‌ی غیرپشتون، به‌ویژه برخی تاجیکان، نگذاشت. اینان که پول‌های کلانی در ازای خون هموطنان و همرزمانشان به جیب زده‌اند، همچنان بر سر دوراهی فرصت‌طلبی و عافیت‌جویی در تردد هستند؛ گاهی «اتمر» را ناجی می‌خوانند و گاه بر سجاده‌ی قدرتِ قبیله‌ی حاکم، سجده‌ی شکر به جای می‌آورند.

پس از سقوط جمهوریت و تسلیم قدرت به طالبان، بسیاری از چهره‌های برجسته‌ی سیاسی، مدنی، فرهنگی و نظامی که جان‌شان در خطر بود، میهن را ترک و آواره‌ی گوشه‌کنار جهان شدند تا با فراهم شدن شرایط، برای مبارزه بازگردند. این امر موجبات نگرانی جدی طالبان را فراهم کرد و آنان را بر آن داشت تا ترور چهره‌های شاخص را حتی در خارج از مرزها نیز پی بگیرند. ترور ژنرال اکرام‌الدین سریع، چهره‌ای نظامی و مخالفی صریح‌اللهجه که «اسرار هویدا می‌کرد»، در قلب تهران، نقطه‌ی اوج این روند است.

شهادت ژنرال سریع، علاوه بر ایجاد واکنش‌های گسترده و درخواست‌های پیگیر برای رسیدگی، نوعی «توهم» و ترس عمیق را نیز در میان جامعه‌ی سیاسی و مدنی افغانستان پراکنده است. ترسی چنان ریشه‌دار که بسیاری از فعالان، حتی جرأت نوشتن سوگنامه یا انتشار یک یادداشت تسلیت ساده را نیز از دست داده‌اند. این امر، بیش از پیش، صف مبارزان راستین را از بزدلانی که با هر نسیمی می‌لرزند، متمایز ساخته و اثبات کرد که بر بسیاری نمی‌توان حساب گشود. همان کسانی که روزی ژنرال سریع را حامی خود می‌دانستند و پشت دفترش خیمه زده بودند، اما امروز از تسلیت گفتن به خانواده‌ی او نیز ابا دارند.

سکوت مرگبار کسانی را می‌بینم که ده‌ها مشکل‌شان را ژنرال سریع حل کرد و در تمام گروه‌های مجازی و محافل حضوری، همراهش بودند. این سکوت، مرا به این نتیجه می‌رساند که حساب باز کردن بر افرادی که حتی در خلوت خانه‌های خود نیز از ترس طالبان زبان به اعتراض نمی‌گشایند، ساده‌لوحانه است. اگر اینان جرأت داشتند، اگر شهامت داشتند، اگر شرافتی در کار بود، خوب می‌دانستند که آزادی، بی‌قربانی به دست نمی‌آید. آنان که در فرسنگ‌ها دوری از وطن، زبان انتقاد ندارند، چگونه می‌توانند روزی سلاح برگیرند و در برابر دشمن بایستند؟

هرچند این جماعت مدعی «انتظار برای فرصت مناسب» هستند، اما واقعیت آن است که آنان نه اهل قلم‌اند و نه اهل تفنگ. آنان تنها گروهی برده‌صفت و چندوجهی‌اند که می‌کوشند به هر باد بتازند و در همه‌ی عرصه‌ها بهره‌ای ببرند. اما امروز، پرده‌ها فروافتاده و مردم ماهیت واقعی آنان را شناخته‌اند. بازی دوگانه به پایان راه خود رسیده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر