SANYA NEWS
سیاسی

معمار صلح یا مهندس فاجعه؟ بررسی نقش خلیل‌زاد در توافق دوحه

نوشته شده توسط admin در تاریخ 7 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 74


معمار صلح یا مهندس فاجعه؟ بررسی نقش خلیل‌زاد در توافق دوحه

نویسنده : شفیع الله شهزاد عزیزی 

در تاریخ معاصر  افغانستان، نام زلمی خلیل‌زاد با یکی از پرمناقشه‌ترین فصل‌های سیاسی و دیپلماتیک این کشور گره خورده است؛ فصل موسوم به «توافق دوحه» با گروه طالبان، توافقی که در ظاهر نوید پایان جنگی چهل‌ساله را می‌داد، اما در عمل به آغازی تازه برای بحران‌های عمیق‌تر بدل شد. 

خلیل‌زاد، سیاستمدار افغان‌تبار آمریکایی، از دهه‌ها پیش در دستگاه سیاست خارجی امریکا نقش مهمی داشته است. تجربه او در دوران دولت‌های بوش و اوباما به‌ویژه در پرونده‌های خاورمیانه، باعث شد واشنگتن به او به عنوان «کارشناس افغانستان» بنگرد. او در مأموریت خود به عنوان نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان، مأموریت یافت که راهی برای پایان جنگ بیابد  اما پرسش کلیدی این است: آیا آن صلح واقعی بود یا معامله‌ای سیاسی؟

مذاکرات دوحه در سال‌های ۲۰۱۹–۲۰۲۰ با حضور نمایندگان طالبان و آمریکا انجام شد، در حالی که دولت جمهوری افغانستان از میز گفت‌وگو عملاً کنار گذاشته شده بود. توافق حاصل از این مذاکرات، چند بند اصلی داشت: خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان، تضمین طالبان برای عدم استفاده از خاک افغانستان علیه منافع آمریکا، آزادی هزاران زندانی طالبان و آغاز گفت‌وگوهای میان افغانستانی ها بعدی (که هرگز به نتیجه نرسید). 

در ظاهر، این توافق بر پایان جنگ تاکید می‌کرد؛ اما در عمل، نیروهای خارجی بدون تضمین واقعی برای حفظ نظام جمهوری افغانستان خارج شدند. طالبان، که در میدان جنگ عقب‌نشینی کرده بودند، ناگهان مشروعیت بین‌المللی یافتند و خود را طرف رسمی صلح اعلام کردند.

خلیل‌زاد در این روند به حیث میانجی ظاهر شد، اما در واقع نقش «طراح اصلی» توافق را داشت. بسیاری از ناظران سیاسی بر این باورند که تلاش او برای دستیابی به توافقی سریع، بیشتر در خدمت اهداف واشنگتن و اقتدار قبیله‌ای بود تا مردم افغانستان. 

به‌گفته منتقدان، او با تمرکز بر منافع سیاسی دولت ترامپ که خواستار خروج سریع نیروهای آمریکایی بود زمینه‌ای ایجاد کرد که نه به استقرار صلح، بلکه به فروپاشی نظام جمهوری انجامید. در نهایت، سقوط کابل در ۱۵ اکست ۲۰۲۱ نتیجه مستقیم همان توافقی بود که خلیل‌زاد آن را «گامی به سوی صلح پایدار» خوانده بود.

سرانجام، توافق دوحه تنها یک شکست سیاسی نبود، یک تراژدی انسانی بود. پس از بازگشت طالبان به قدرت، هزاران تن جان خود را در حمله‌های، بی‌ثباتی اقتصادی و مهاجرت از دست دادند. زنان از حقوق اساسی محروم شدند، آموزش دختران متوقف گردید، و امید به دموکراسی به خاطره‌ای دور تبدیل شد. 

مردم افغانستان، که قربانیان اصلی جنگ طولانی‌اند، بیش از هر کس دیگری بهای این «صلح ننگین» را پرداختند. آن‌ها در واقع نه در صلح سهیم بودند، نه در تصمیمات آن حضور داشتند.

اکنون، با گذشت چند سال از توافق دوحه، بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند خلیل‌زاد نه «معمار صلح»، بلکه «مهندس فاجعه» بود. او در طراحی توافقی نقش داشت که مسیر فروپاشی نظام سیاسی افغانستان را هموار کرد و طالبان را از حاشیه به متن قدرت آورد. 

تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، دیر یا زود، درباره نقش او قضاوت خواهد کرد. اما برای مردم افغانستان، این قضاوت از همین حالا روشن است: صلحی که خلیل‌زاد بنا کرد، به قیمت آینده، آزادی و خون مردم مظلوم افغانستان تمام شد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر