نوشته شده توسط admin در تاریخ 7 جدی 1404
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 113
نویسنده: یوسف در چاه
پیش از پاسخ به این پرسش که آیا طالبان پس از سقوط، همچنان نفوذ و قدرت امروز را خواهند داشت یا نه، ضروری است نگاهی ژرفتر به چگونگی شکلگیری و صعود این گروه داشته باشیم تا ابعاد آن برای همگان روشنتر گردد.
گرچه طالبان دیگر پدیدهای ناشناخته نیست و بیشتر مردم با ماهیت این گروه آشنایی نسبی دارند، اما برای درک آینده آن، مرور گذشتهاش ضروری است.
طالبان، در اصل، ساخته و پرداختهی دستهای بیرونیاند؛ گروهی که نه از دل مردم، بلکه از عمق سیاستهای منطقهای و جهانی زاده شد. این گروه نخستین بار در دهه ۹۰ میلادی و با پشتیبانی مستقیم سازمان استخبارات پاکستان (ISI) و تایید امریکا، وارد میدان شد. که به از امریکا به واسطهی پاکستان تمویل مالی و تسلیحاتی میشد.
مؤسس آن، ملا محمد عمر، مردی برخاسته از قندهار و پروردهی مدرسههای افراطی، با نگاهی بدوی و بهدور از درک واقعی اسلام و جامعه بود.
در آن زمان، حلقاتی از قوم پشتون، که خود نیز از تاریخ و جایگاه خویش بیخبر بودند، در کنار او صف بستند. طالبان نه یک جنبش دینی ریشهدار، که یک نیروی اجیر و ابزار فشار سیاسی بود؛ مأموریتی که آنزمان بر عهده داشت، و با آن هدف روی صحنه آمدند، جلوگیری از پیشروی مجاهدان بود که در مقابل استکبار کفر پیروز شده بودند و قشون سرخ شوروی را از پا در آورده بودند . همان مجاهدانی که بزرگترین غول نظامی بلوک شرق را به زانو درآوردند.
از همان آغاز طالب نمایندهی ارادهی مردم نبود، بل ابزاری بود برای سرکوب خواست های ملت مسلمان افغانستان.
در سال ۱۹۷۹، با فرمان برژنف از کاخ کرملین، تجاوز نظامی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان آغاز شد. نیرویی به ظاهر محدود با ادعای حمایت از مردم افغانستان به کشور ما اعزام گردید. اما خیلی زود ماهیت اصلی این اقدام روشن شد: نه حمایت، بلکه اشغال و نسلکشی. هزاران انسان بیگناه به جرم مسلمان بودن کشته، شکنجه و ناپدید شدند.
در واقع، شرق و غرب هر دو در صدد تضعیف اسلام و مقاومت اسلامی بودند. اما غافل از اینکه فرزندان راستین این سرزمین، جان بر کف، در راه دفاع از دین، خاک و عزتشان ایستادهاند.
جهاد، یک فریضه مقدس اسلامی است که هر مسلمان در هنگام نیاز باید آن را در راه خدا ادا کند؛ و بیتردید که خداوند یاریگر بندگان راستین خود است.
جهاد نه تنها یک واکنش، بلکه وظیفهای دینی و ملی برای دفاع از جان، مال، شرف و باورهای اسلامی بهشمار میرفت.
درست است که مجاهدان افغانستان در دوران جهاد از طریق پاکستان تمویل و تجهیز میشدند، اما برخلاف تصور رایج که امریکا را حامی اصلی مجاهدان میپندارد، نقش مستقیم و آشکار پاکستان در این روند انکارناپذیر است. با این حال، مسوولیت این ارتباط بر عهده پاکستان است نه بر دوش مجاهدانی که تنها دغدغهشان آزادی وطن و نجات ملت از چنگال اشغالگران بود.
در آن دوران، جوانان افغانستان تنها به جرم مسلمان بودن، یا بدون هیچ جرمی، توسط مزدوران داخلی شوروی دستگیر، شکنجه یا به شهادت میرسیدند. این ظلم و بیدادگری، موجی از بیداری اسلامی را در میان نسل جوان برانگیخت و سبب شد تا هزاران جوان با افتخار به صفوف جهاد بپیوندند؛ جهادی که نه برای قدرت، بلکه برای آزادی و عزتی بود که در پرتو اسلام راستین معنا پیدا میکرد، نه آنچه طالبان امروز بهنام دین تحمیل میکنند.
در نهایت، این جهاد با رهبری احمدشاه مسعود و جانفشانی مجاهدان، به مدد اراده الهی به پیروزی رسید و استقلال افغانستان را رقم زد. اما زمانیکه قدرتهای جهانی بهویژه غرب، به این حقیقت پی بردند که چگونه یک ملت کوچک توانسته یکی از بزرگترین امپراتوریهای نظامی جهان را به زانو درآورد، تصمیم به تضعیف دوباره آن گرفتند. در این مرحله، طالبان که در اصل، پروژهای برای شکست روحیه مقاومت اسلامی بودند به میدان آورده شدند.
اگر شهید احمدشاه مسعود و مجاهدین، واقعاً نوکر غرب میبودند، سرنوشتشان امروز چیزی شبیه به طالبان میبود: گروهی که با حمایت قدرتهای جهانی، دوباره به قدرت بازگردانده شدند. اما واقعیت آن است که مجاهدین هرگز تن به نوکری ندادند؛ بلکه در برابر تمام استعمارگران ایستادند، چه از شرق و چه از غرب.
از طالبان باید پرسید: آیا با اینهمه خون مظلومانی که به ناحق ریختید، هنوز خود را مسلمان میدانید؟ وقت آن رسیده که در ایمان و عملکردتان بازنگری کنید.
امریکاییها بهخوبی دریافته بودند که اگر احمدشاه مسعود زنده بماند، پروژههای سلطهجویانهشان در افغانستان با شکست مواجه خواهد شد و خود نیز به حاشیه تاریخ رانده خواهند شد. از همین رو ابتدا تلاش کردند با او وارد معامله شوند. در گام بعد، هیأتی به ظاهر دیپلماتیک و به نام کلینتن را به استالف فرستادند، در حالیکه ماهیت واقعی این فرستادگان چیزی جز نیرنگ و فریب نبود.
اما شهید راه حق، کسیکه آگاهانه اسلام را درک کرده بود و بر اصول آن استوار ایستاده بود، فریب چهره بزککرده غرب را نخورد و قاطعانه دست رد بر سینهشان زد. او بهطور رسمی جهاد علیه اشغال و تجاوز امریکا را اعلام کرد و فرماندهانش را در ارگ جبلالسراج برای مقاومت فراخواند.
امریکا میدانست که ورود مستقیم به جنگ با احمدشاه مسعود، به معنای تکرار سرنوشت شوروی است؛ سرنوشتی پر از شکست و ننگ. از همین رو، از طریق نیروهای نیابتی و همان «عساکر لنگیدار»، دستور تهاجم را صادر کرد. احمدشاه مسعود اما مرد میدان تقوا و تدبیر بود، کسی که هیچگاه تیغ بر مردم و هموطن خود نمیکشید.
او چندین بار برای گفتوگو با سران جنوبی که در کنار طالبان قرار داشتند، تلاش کرد، اما هیچیک از این گفتوگوها به نتیجه نرسید. زیرا هدف او روشن بود: آزادی وطن از سلطه شرق و غرب، نه تقسیم قدرت و نه معامله بر سر خون مردم.
طالبان نیز درک کرده بودند که کنار آمدن با احمدشاه مسعود ممکن نیست، و هرگونه تقابل با او به نابودیشان خواهد انجامید. امریکاییها نیز دریافتند که زندهماندن مسعود، یعنی زندهماندن روح اسلام در این سرزمین.
و در نهایت، فتنهای مرگبار طراحی کردند. احمدشاه مسعود، این چهره تابناک تاریخ معاصر، در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱، در نتیجه توطئهای مشترک، به شهادت رسید. اما صدای او هنوز در دل کوههای افغانستان طنینانداز است.
بهزبان ساده، میتوان گفت که بازگرداندن طالبان به صحنه قدرت، بخشی از سناریوی طراحیشدهی امریکا برای حذف احمدشاه مسعود بود. هدف اصلی، از میان برداشتن چهرهای بود که مایه بیداری ملت و مانع اصلی در برابر پروژههای استعماری شرق و غرب محسوب میشد.
امریکا در دوره اول امارت طالبان، با طراحی دقیق، زمینه حذف فیزیکی شهید احمدشاه مسعود را فراهم ساخت. پس از آن، حضور طالبان دیگر ضرورتی نداشت؛ بنابراین طبق نقشه، آنان به حاشیه رانده شدند. اما چون در اجرای مأموریتشان؛ یعنی حذف مسعود برای آمریکا مفید واقع شده بودند، پاداشی نیز دریافت کردند: استقرار در وزیرستان، بازگشایی دفتر سیاسی در قطر، و مصونیت نسبی تا فرا رسیدن زمان مناسب.
در آن زمان، امریکا بهگونهای نمیتوانست آشکارا در کنار طالبان بایستد؛ پس با برگزاری کنفرانس بن، چهرههای همفکر مسعود را از صحنه کنار زد و با استفاده از چهرههایی مانند حامد کرزی، خدمتگزاران واقعی مردم را به حاشیه کشاند.
نهایتاً، با معامله ننگین قطر، نظام جمهوریت که تنها نامی بر آن باقی مانده بود، به فروپاشی کشیده شد و پروژه طالبان، بهعنوان بازوی اجرایی منافع آمریکا، مجدداً فعال شد و امارت دوم بنا گردید.
پرسش اساسی اینجاست که چرا امریکا پس از دو دهه حضور مستقیم، دوباره تصمیم گرفت پروژه طالبان را روی صحنه بازگرداند و این گروه را بار دیگر به قدرت برساند؟
نخست؛ امریکا که در ظاهر با شعار بازسازی و دموکراسی وارد افغانستان شده بود، در واقع هدف اصلیاش ویرانسازی بنیانهای فکری و فرهنگی یک کشور اسلامی و جلوگیری از رشد اسلام اصیل در منطقه بود. اما برخلاف محاسبات ابتداییشان، مشاهده کردند که افغانستان با وجود ویرانیها و چالشهای امنیتی، در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است؛ بهویژه در زمینه آموزش، جامعهای که انتظار میرفت تنها ۳ درصد رشد کند، بهطور حیرتانگیزی به بالاتر از ۱۰ میلیون دانشجو و دانشآموز دست یافته بود. این رشد ناگهانی و آگاهی فزاینده در میان مردم، امریکا را نگران کرد.
با درک این واقعیت، تصمیم گرفته شد پروژهای مشابه طرح «تورهبوره» از جنوب، دوباره فعال شود. مشوره یک مامور اطلاعاتی ارشد، کلید راهاندازی این برنامه شد، و زلمی خلیلزاد به عنوان بازیگر کلیدی، رهبری این روند را بهدست گرفت.
هدف از بازگرداندن طالبان به قدرت، تنها مهار مجدد افغانستان نبود؛ بلکه برای امریکا این گروه وسیلهای بود برای جبران فرصتهای از دسترفته. با قرار گرفتن ملا هبتالله و حلقه اطرافش در رأس، طالبان مامور شدند تا زمینه حذف صاحبان اندیشه، روشنفکران، و چهرههای تاثیرگذار زبان فارسی در کشور را فراهم سازند؛ اقدامی که بخشی از سیاست بلندمدت تضعیف بُعد فرهنگی و هویتی افغانستان است.
نکته نهایی:
خدا کند که اینبار، احمد مسعود فرزند برومند شهید احمدشاه مسعود قربانی بعدی این پروژه نشود؛ چرا که بعید هم نیست. او باید با درایت، هشیاری و ابتکار عمل، مسیر مبارزهاش را طوری تنظیم کند که بتواند همچون پدرش، الهامبخش نسل ایستادگی و بیداری باشد.
طالبان، پس از انجام ماموریت خود، دیر یا زود به فراموشی سپرده خواهند شد، نه تنها خود این گروه، بلکه حتی واژه «طالب» نیز از حافظه تاریخی مردم افغانستان محو خواهد شد.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025