SANYA NEWS
سیاسی

فرمانده ظفر؛ نامی که کوه‌ها فراموشش نمی‌کند

نوشته شده توسط admin در تاریخ 16 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 337


فرمانده ظفر؛ نامی که کوه‌ها فراموشش نمی‌کند

نویسنده: شایق قاسمی 

خبرگزاری ثانیه : نهرین بغلان تنها یک نام روی نقشه نیست؛ این ولسوالی سال‌هاست حافظه زنده‌ی مقاومت را در خود نگه داشته است. خوست‌های بغلان همیشه شاهد جوانانی بوده که در برابر زور ایستاده‌اند و فرمانده ظفر یکی از همان چهره‌ها بود؛ جوانی که از دل کوه برخاست و تسلیم را نیاموخت.

فرمانده ظفر، عضو جبهه مقاومت ملی افغانستان، کوه را نه به‌عنوان پناه، بلکه به‌عنوان هویت می‌شناخت. زندگی او با سنگ و برف گره خورده بود و راهی جز ایستادگی نمی‌شناخت.

حدود سیزده روز پیش، سرمای شدید کوهستان ادامه حضور در ارتفاعات را دشوار ساخت. ظفر و چند تن از همرزمانش تصمیم گرفتند برای چند روز به یکی از خانه‌های روستایی در نهرین بیایند؛ تصمیمی برای حفظ جان و ادامه مقاومت، نه عقب‌نشینی.

اما خبر حضور آنان به طالبان رسید نیروهای طالبان کمین گرفتند و در انتظار فرصتی برای حمله ماندند آنچه آنان حساب نکرده بودند، بیداری مردم محل بود اهالی نهرین به فرمانده ظفر هشدار دادند و همین آگاهی مسیر رویدادها را تغییر داد.

درگیری کوتاه اما شدید رخ داد کمین طالبان شکست و این‌بار خودشان «طالبان» به دام افتادند. در نتیجه این درگیری، پنج عضو طالبان کشته شدند و فرمانده ظفر همراه با یارانش بار دیگر به کوهستان‌ها بازگشت؛ جایی که هیچ نیرویی نتوانسته بود اراده او را در هم بشکند.

در میان مردم روایت دیگری نیز وجود دارد. گفته می‌شود پدر فرمانده ظفر پیش‌تر به دست طالبان تیرباران شده بود او زمانی تیر باران شد که به کوه رفته بود تا از فرمانده خبری بگیرد طالبان به کوه‌ها جا گرفته بودند وقتی از پدر ظفر می‌پرسند کیستی ؟ آنگاه او را به گلوله بسته می‌کنند.

پس از این رویداد، طالبان نهرین و بخش‌هایی از بغلان را به‌گونه گسترده نظامی کردند. نیروهایشان خانه‌به‌خانه گشتند و تلاش کردند فرمانده ظفر و همراهانش را بازداشت کنند، اما این تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند. 

چند روز بعد، خبر تلخی در میان مردم پیچید. گفته شد که فرمانده ظفر در کوه دچار لغزش شده و جان باخته است.

یاران نزدیکش پیکر او را شبانه و پنهانی به خاک سپردند تا طالبان باخبر نشوند اما سکوت دوام نیاورد طالبان از طریق جاسوسان محلی دریافتند که قبری تازه در قبرستان ایجاد شده است.

بار دیگر ملیشه‌های طالبان به منطقه آمدند آنان قبر را شکافتند، پیکر فرمانده ظفر را بیرون کشیدند و جسدی را تیرباران کردند که پیش‌تر جان داده بود. این اقدام دیگر یک درگیری نظامی نبود، بلکه نشانه‌ای از هراس از نام و تاثیر او بود.

فرمانده ظفر رفت، اما روایتش در نهرین باقی ماند کوه‌ها هنوز شاهدند و تاریخ افغانستان بار دیگر یادآوری می‌کند که آزادی هیچ‌گاه ارزان به دست نیامده و نام برخی انسان‌ها حتا پس از مرگ نیز دشمن را می‌ترساند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر