SANYA NEWS
سیاسی

زوالِ سیاسی و تکرارِ کارنامه‌ی ننگینِ رهبرانِ تاجیک‌تبار؛ پسا استاد ربانی و مسعود

نوشته شده توسط admin در تاریخ 17 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 204


زوالِ سیاسی و تکرارِ کارنامه‌ی ننگینِ رهبرانِ تاجیک‌تبار؛ پسا استاد ربانی و مسعود

نویسنده: معین اسلام‌پور

بخش نخست

حداقل در پنج دهه‌‌ی پسین حوزه‌ی تاجیکان به‌لحاظِ رهبری دچار چالش‌ها و تنش‌های فراوانی بوده است، حتا در موجودیتِ طاهر بدخشانی، استاد ربانی شهید و قهرمان ملی حوزه‌ی تاجیک‌ها با اختلافاتِ درونی پیدا و پنهان مواجه بوده‌اند. گه‌گاهی این تنش‌ها به‌صورتِ خفیف‌تر خودش را نشان داده است. عده‌ای از  تاجیکان باوجود شمّ و بینشِ سیاسی، علمی زعامت و رهبری طاهر بدخشی را قبول نداشتند، از رویکرد مبارزاتی ایشان، آن‌گونه‌ای‌ انتظار می‌رفت، تبعیت نکرده‌اند؛ در برخی مورد او تنها ماند. هرچند آقای بدخشی فراتر از حوزه‌ی تاجیکان نفوذ و معرفت داشت، مورد حرمت و حمایتِ فراوانی جدا از بدخشانیان بود.

بااین وجود او هم‌چنان در کار زار مبارزه‌ علیه‌ی استبدادِ قومی نسبتاً تنها ماند. این مسأله پهلوهای زیادی دارد، در این نشبه بنای تحلیل و تفسیر مورودی روزگار آن را ندارم. استاد ربانی و احمدشاه مسعود، نیز یک‌چنین تجربه‌ای تلخ  پیدا و پنهان را تجربه کرده‌اند؛ آن‌ها از برخی اختلافاتِ درونی و سلیقه‌ای خویش رنج می‌کشیده‌اند. اما تلاش می‌نموده‌اند، این درد و اختلافاتِ پنهان همگانی و برجسته نشود.

از سوی دیگر در زیرِ ریش و سایه‌ای اقتدار آنان برخی مهره‌ها و چهره‌های تاجیک‌تبار دیگر بوده‌اند که با سیاست‌ها و راهبردِ این دو، موافق نبوده‌اند؛ اما روی هم‌رفته با همه‌ی چالش‌های درون‌هویتی- درون‌ساختاری به‌تناسب هر رهبری دیگر موفقیت و دست‌آورد تاریخی داشته‌اند.

در کنفرانس بن (۲۰۰۱)، برخی از چهره‌ها و مهره‌های درشتِ تاجیکان، تن به‌معامله‌‌ی ننگینِ داده‌اند؛ به‌مصلحت و مشورتِ استاد ربانی رییس‌جمهور پیشین، کوچک‌ترین، تمکین و تأمل نکرده‌اند؛ بعدها استاد ربانی در مناسبت‌های گوناگونی با کنایه بر معامله‌گران بن، گفت: "زعامت را با ماموریت"معاوضه کرده‌اند. این سخنِ نیش‌دار و تاریخی استاد ربانی، به‌نُقلِ تلخ محفل و مجلس دیروز و امروز مبدل شده است.

پسا استاد ربانی- مسعود، حوزه‌ی رهبری تاجیک‌ها به‌شدت آشفته و دچار خودبزرگ‌بینی شده‌اند، تعددِ رهبری و چند دسته‌گی به‌وجود آمد؛ آن‌هم توسطِ کسانی‌که کوچک‌ترین شمّ و فهمِ سیاسی نداشته‌اند. این جماعت میراث‌دارانِ قدرت ربانی - مسعود بوده‌اند. در بیست سال حضور ناتو-امریکا، هر کدام خودرا مستحق و شایسته‌ی رهبری تاجیک‌ها دانسته‌اند، در تقابل و تزاحم باهم، احزاب مختلفِ را ایجاد و تأسیس نموده‌اند. در بازی‌های انتخاباتی به‌جای محوریتِ کلانِ سیاسی خودی به‌دنبال گروه‌های سیاسی-قومی دیگری رفته‌اند. منابع قدرت را با معامله با دیگران جستجو کرده‌اند؛ مثلاً پیوستنِ قانونی به اردوگاهِ فریبنده‌ی حنیف اتمر، نمونه‌ی از بازی‌های احمقانه بود، او گفته بود، با اتمر می‌شود، غنی احمدزی را از ارگ بیرون کرد؛ این اوج سطحی‌نگری و عدمِ فهم و بینشِ سیاسی او را نشان می‌داد. در کل تاجیکان بعد از استاد ربانی – مسعود، رهبران سیاسی-نظامی قابل اعتماد و موردِ پسندِ نداشته‌اند.

شکست دو سویه‌ی تاجیکان:

در یک نگاهِ آسیب‌شناسانه، جدا از برخی مولفه‌ها و عواملی‌که سبب اُفت و شکستِ تاریخی تاجیکان شده است؛ دو، مسأله‌ی کلی را می‌توان عاملِ محوری براندازی و شکست عنوان کرد:

الف- شکست ترکیبی :(از بازیگران قومی جمهوریت تا شکستِ مسلحانه‌ی امارت)، این یک‌بخشِ اساسی شکست، ناشی از رویکردِ انحصارگرایانه‌ی قومی بود که رهبران تاجیک در برابر بازی‌های نرم و گرم هژمونی قومی، هیچ‌گونه تدابیر پیش‌گیرانه و عواقب‌اندیشانه‌ی نداشته‌اند. این سبب زوال و نابودی و حذفِ کامل تاجیکان از قدرت سیاسی شد.

ب- شکست درونی: پس از آن‌که تاجیکان با فراست و کیاستِ سیاسی ربانی- مسعود در یک بازه‌ی زمانی قدرتِ سیاسی را فراچنگ کرده‌اند، هم‌چنان برخی عوامل و تقابل قدرت‌های منطقه‌ای در رسیدن به‌قدرتِ تاجیکان نقشِ محوری داشت، روی هم‌رفته تاجیکان با به‌قدرت رسیدن، حتا در دوره‌های کرزی -غنی هرچند در رأس قدرت قرار نداشته‌اند، اما نسبتاً به هر قوم و قبیله‌ی دیگر سهام‌دار قدرت بوده‌اند. این مسأله سبب خود بزرگ‌بینی، رهبران پوشالی تاجیک گردید، هرکدام دهل و دایره‌ای جداگانه‌ی سیاسی را نواخته‌اند، نبضِ دست رقبای استراتژیک خویش را درک و کشف نکرده‌اند. در نهایت، این ناعواقیب‌اندیشی سیاسی-نظامی، زمینه‌ی زوال و شکستِ تاریخی تاجیکان را مساعد ساخت.

تاجیک‌ها پیش از این‌که از بیرون شکست بخورند؛ عوامل شکست درونی - خودی موثری دارند؛ جبران و احیای دوباره‌ی آن در موجویت مهره‌های سوخته‌ی تکراری و تجربه شده، دیگرباره ناممکن است. نسلِ دانشگاهی و نخبه‌ای تاجیک‌ها، اگر ذره‌ای احساس و انگیزه‌ای، برای جبرانِ این شکست دارند؛ باید قاعده‌ی‌بازی را جدا از این مهره‌های شکست خورده و نا کاره، عوض کنند و خود جسورانه وارد میدانِ بازی شوند، ورنه ما به‌صورتِ حتمی و قطعی نابود می‌شویم.

ادامه دارد

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر