SANYA NEWS
سیاسی

نسل در خطر: چگونه سیاست‌های طالبان کودکی را نابود می‌کند

نوشته شده توسط admin در تاریخ 22 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 172


نسل در خطر: چگونه سیاست‌های طالبان کودکی را نابود می‌کند

نویسنده: حامیه نادری 

از زمان تسلط طالبان بر افغانستان در آگست ۲۰۲۱، کودکان کشور با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های حقوق بشری در جهان معاصر روبه‌رو شده‌اند. این بحران صرفاً به محرومیت تحصیلی دختران محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای درهم‌تنیده از نقض حقوق اساسی است که زندگی، سلامت، امنیت و آینده میلیون‌ها کودک را هدف گرفته است. جایگاه افغانستان در میان بدترین کشورهای جهان از نظر وضعیت حقوق کودکان، تصویری روشن از ابعاد این فاجعه انسانی ارائه می‌دهد.

یکی از برجسته‌ترین نمودهای این بحران، فروپاشی نظام آموزشی است. ممنوعیت آموزش دختران در مقاطع متوسطه و عالی، نه‌تنها حق بنیادین آموزش را سلب کرده، بلکه پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای از جمله افزایش ازدواج‌های زیر سن، گسترش کار کودکان و تعمیق فقر به‌دنبال داشته است. هم‌زمان، آموزش پسران نیز به‌شدت آسیب دیده است. منع معلمان زن از تدریس، حذف بخش بزرگی از نیروی متخصص آموزشی و جایگزینی آنان با آموزگاران فاقد صلاحیت حرفه‌ای، به افت چشم‌گیر کیفیت آموزش انجامیده است. افزایش تنبیه بدنی در مکاتب و فضای ترس‌محور آموزشی باعث شده شماری از کودکان از رفتن به مکتب خودداری کنند.

در کنار این روند، تغییرات گسترده و ایدئولوژیک در محتوای کتاب‌های درسی، کارکرد آموزشی مکاتب را بیش از پیش تضعیف کرده است. مفاهیمی چون حقوق بشر، حقوق زنان، آموزش مدنی، آزادی، بشردوستی، وحدت ملی، دموکراسی و صلح و حل منازعات از برنامه‌های درسی حذف شده‌اند. همچنین بخش‌هایی از محتوای فرهنگی و هویتی، از جمله پرچم افغانستان، روز مادر، روز معلم، مجسمه‌های بودای بامیان، جرگه و رسم و ترانه‌های مردمی، از کتاب‌های درسی کنار گذاشته شده است. این تغییرات، بخشی از یک روند سیستماتیک برای بازتعریف ایدئولوژیک آموزش و محدودسازی آگاهی نسل آینده به‌شمار می‌رود.

 

پیامدهای فروپاشی آموزش، مستقیماً بر وضعیت زندگی و سلامت کودکان تأثیر گذاشته است. میلیون‌ها کودک به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و سوءتغذیه حاد به یکی از جدی‌ترین تهدیدها علیه بقای کودکان بدل شده است. هم‌زمان، تخریب نظام سلامت و محدودیت‌های اعمال‌شده بر کار زنان در بخش صحت، دسترسی کودکان به خدمات اولیه درمانی را به‌شدت کاهش داده است. شیوع گسترده بیماری‌های قابل پیشگیری، بازتابی از فروپاشی هم‌زمان دو نظام آموزش و سلامت است.

در چنین شرایطی، کودکان افغانستان بیش از پیش در معرض خشونت و بهره‌کشی قرار گرفته‌اند. فقر شدید خانواده‌ها، شمار زیادی از کودکان را به کارهای شاق، خطرناک و گاه غیرقانونی سوق داده است. ازدواج کودکان به‌طور نگران‌کننده‌ای افزایش یافته و بهره‌کشی جنسی از پسران همچنان یکی از واقعیت‌های پنهان اما پایدار جامعه است. اگرچه محدودیت‌هایی به‌صورت رسمی اعلام شده، اما گزارش‌ها از تداوم استفاده از کودکان در نقش‌های پشتیبانی یا نظامی حکایت دارد. قربانیان این خشونت‌ها اغلب به دلیل ترس، شرم یا نبود نهادهای حمایتی، خاموش می‌مانند.

بحران کودکان با بازگشت گسترده و اجباری مهاجران از کشورهای همسایه و منطقه تشدید شده است. بازگشت میلیون‌ها نفر، که بخش بزرگی از آنان کودک هستند، فشار بی‌سابقه‌ای بر زیرساخت‌های از پیش فروریخته آموزشی و صحی وارد کرده است. بسیاری از کودکان بازگشته در خانواده‌هایی بدون سرپناه، شغل و دسترسی به خدمات اولیه زندگی می‌کنند و در معرض خطر مضاعف سوءاستفاده و محرومیت قرار دارند.

در مجموع، آنچه امروز کودکان افغانستان با آن روبه‌رو هستند، تنها یک بحران انسانی مقطعی نیست، بلکه یک فاجعه ساختاری است که ریشه در سال‌ها جنگ، فروپاشی نهادها و سیاست‌های سیستماتیک طالبان دارد. کشوری که نیمی از جمعیت آن را کودکان تشکیل می‌دهند، در حال از دست دادن سرمایه انسانی آینده خود است. کاهش کمک‌های بشردوستانه و تداوم انزوای سیاسی، این بحران را پیچیده‌تر کرده و جان میلیون‌ها کودک را در معرض خطر قرار داده است. آینده افغانستان به یافتن راه‌حل‌هایی وابسته است که بتواند هم‌زمان حفاظت فوری از کودکان را تضمین کرده و فشار مؤثر برای تغییر سیاست‌های محدودکننده را حفظ کند؛ در غیر این صورت، چرخه فقر، خشونت و بی‌ثباتی برای نسل‌های بعدی نیز تداوم خواهد یافت.


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر