SANYA NEWS
سیاسی

وقتی قدرت، آزادی را گروگان می‌گیرد

نوشته شده توسط admin در تاریخ 25 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 242


وقتی قدرت، آزادی را گروگان می‌گیرد

نویسنده: حامیه نادری

در افغانستانِ امروز، بازداشت دیگر یک اقدام استثنایی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره شده است. دستور تازه‌ای که از سوی رهبر طالبان منتشر شده، این واقعیت را فقط شفاف‌تر می‌کند. متنی که می‌گوید نیروهای امنیتی می‌توانند افراد را برای بررسی وضعیت‌شان نگه دارند، بی‌آن‌که دقیقاً روشن باشد این «بررسی» از چه چیزی و تا کجا ادامه پیدا می‌کند.

آنچه در نگاه اول یک دستور ساده به‌نظر می‌رسد، در عمل پیامی روشن دارد: آزادی چیزی ثابت و تضمین‌شده نیست. هر کسی می‌تواند، هر لحظه، به دلایلی که هرگز به‌روشنی گفته نمی‌شود، از زندگی عادی جدا شود. این جداشدن، نه لزوماً به‌خاطر کاری که انجام داده، بلکه به‌خاطر تصوری که از او وجود دارد.

زبان این دستور، پر از واژه‌هایی است که معنی روشنی ندارند. همین بی‌معنایی است که آن را خطرناک می‌کند. وقتی کلمه‌ها دقیق نیستند، دست‌ها آزادتر می‌شوند. آزاد برای بازداشت، آزاد برای نگه‌داشتن، آزاد برای تصمیم‌گرفتن درباره سرنوشت انسان‌ها، بی‌آن‌که پاسخ‌گویی در کار باشد.

در کنار بازداشت، مسئله رفتار با بازداشت‌شدگان مطرح است. دستور می‌گوید در دوره‌ای خاص نباید خشونت اعمال شود، اما هم‌زمان راه را برای خشونت در مرحله‌ای دیگر باز می‌گذارد. این تفکیک، روی کاغذ شاید منطقی به‌نظر برسد، اما در واقعیت زندان و بازداشتگاه، چنین مرزهایی وجود ندارد. کسی که قدرت مطلق دارد، تصمیم می‌گیرد کِی خط را رد کند و کِی نه.

در سال‌های گذشته، روایت‌های زیادی از کسانی شنیده‌ایم که از بازداشتگاه‌ها برگشته‌اند؛ اگر برگشته باشند. روایت‌هایی از تحقیر، ترس، درد و شکستن تدریجی انسان. این‌ها داستان‌های دور یا اغراق‌آمیز نیستند؛ بخشی از تجربه زیسته نسلی‌اند که یاد گرفته چگونه با ترس زندگی کند. دستور تازه، به‌جای اینکه این چرخه را متوقف کند، آن را قابل پیش‌بینی و رسمی‌تر می‌سازد.

وقتی گفته می‌شود آزادی بازداشت‌شده فقط با تصمیم نهادهایی ممکن است که خودشان زیرمجموعه همان قدرت‌اند، امید به عدالت کمرنگ می‌شود. در چنین وضعیتی، انتظار بی‌طرفی بیشتر شبیه شوخی تلخ است. کسی که بازداشت می‌کند، همان کسی است که قضاوت می‌کند و همان کسی که تصمیم نهایی را می‌گیرد.

شاید طالبان خود را پاسخ‌گوی جهان ندانند، اما آنچه در افغانستان می‌گذرد، محدود به این کشور نمی‌ماند. عادی‌شدن بازداشت و خشونت، مرزها را به‌رسمیت نمی‌شناسد. وقتی چنین شیوه‌ای بدون واکنش جدی ادامه پیدا می‌کند، این پیام منتقل می‌شود که می‌توان با انسان‌ها هر طور خواست رفتار کرد، اگر قدرت کافی داشته باشی.

دستور اخیر رهبر طالبان بیش از هر چیز یادآور یک واقعیت تلخ است: حکومتی که از مردمش می‌ترسد، دیر یا زود آزادی را دشمن خود می‌بیند. و در این میان، آنچه از دست می‌رود، نه فقط قانون یا عدالت، بلکه حس امنیتی است که هر جامعه‌ای برای زنده‌ماندن به آن نیاز دارد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر