SANYA NEWS
سیاسی

دلو ۱۳۶۷؛ روزی که ابر سیاه بر آسمان سالنگ نشست !

نوشته شده توسط admin در تاریخ 10 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 68


دلو ۱۳۶۷؛ روزی که ابر سیاه بر آسمان سالنگ نشست !

نویسنده: محمد صبور ذکریا سالنگی

چهارم دلو سال ۱۳۶۷، روزی است که آسمان سالنگ تیره‌تر از همیشه شد و زمین، بار سنگین اندوه را بر شانه کشید. روزی که خون بی‌گناهان، برف‌های سپید کوهستان را سرخ کرد و فریاد خاموش کودکان، در دره‌ها پیچید، روزی که قشون سرخ شوروی، با دستانی آغشته به بیداد، دفتر زندگی ده‌ها خانواده را ورق زد و برگ‌های آن را با مرگ امضا کرد.

در آن فاجعه‌ی جان‌سوز، زنان، کودکان و مردان بی‌پناه، قربانی آزمندی و خشونت شدند؛ بی‌آن‌که گناهی داشته باشند، جز زاده‌شدن در سرزمینی که همواره میدان تاخت‌وتاز قدرت‌ها بوده است. سالنگ، آن گذرگاه استوار کوهستان، آن روز به گورستان آرزوها بدل شد و مادران بسیاری، لالایی‌های‌شان را نیمه‌تمام گذاشتند.

سالنگ، آن گذرگاه زندگی‌بخش، آن پیوندگاه شمال و جنوب، در آن هنگام به میدان مرگ بدل شد. مادران بسیاری، فرزندان‌شان را در میان دود و آتش گم کردند؛ پدران با دستان تهی بر پیکر سرد عزیزان‌شان خم شدند کودکان، پیش از آن‌که معنای زندگی را دریابند با چهره‌ی بی‌رحم جنگ روبه‌رو شدند. این کشتار، نه‌تنها جان‌ها را گرفت که ریشه‌های امید را نیز لرزاند.

این فاجعه، زخمی است که هنوز التیام نیافته است زخمی که از نسلی به نسل دیگر رسیده و در ژرفای روان جمعی ما خانه کرده است. یاد سالنگ، یادآور سرگذشت ملتی است که همواره قربانی آزمندی قدرت‌ها بوده و بهای بازی‌های سیاسی را با خون فرزندان خود پرداخته است.

اما درد سالنگ، تنها در گذشته نمانده است.

امروز نیز مردم این دیار، زیر بار سنگین تنگدستی، بی‌سامانی و فراموش‌شدگی نفس می‌کشند. راه‌های بسته، سرمای استخوان‌سوز، ناداری، کمبود درمان، و بی‌پناهی در برابر دشواری‌های روزگار، زندگی را بر آنان تنگ کرده است. خانواده‌هایی که هنوز سایه‌ی داغ آن کشتار را بر سر دارند، اکنون با رنج نان، درمان و سرپناه نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سالنگ، همچنان گذرگاه رنج است؛ جایی که مردمش میان برف و فقر، میان خاطره و محرومیت، روزگار می‌گذرانند.

این داغ، تنها بر سینه‌ی مردم سالنگ ننشسته است بلکه زخمی است بر پیکر همه‌ی افغانستان. یاد این کشتار، یادآور رنجی دیرپا و ستمی ریشه‌دار است که ملت ما نسل به نسل با خود حمل کرده است. اما پاسداشت این یاد، تنها گریستن نیست، پیمانی است برای بیداری، برای دادخواهی، و برای آن‌که نگذاریم خون قربانیان، نردبان سودجویان گردد.

این همه، مردم سالنگ ایستاده‌اند، با قامتی خمیده از اندوه، اما با دلی استوار. آنان وارثان صبرند، نگهبانان خاطره، و شاهدان خاموش تاریخ. پاسداشت یاد جان‌باختگان چهارم دلو، تنها گریستن بر گذشته نیست، پیمانی است برای بیداری وجدان‌ها، برای دادخواهی، و برای آن‌که نگذاریم خون بی‌گناهان به کالای سوداگران بدل شود.

من با دلی آکنده از اندوه، در کنار مردم داغدار سالنگ می‌ایستم. یاد همه‌ی جان‌باختگان این فاجعه‌ی جان‌سوز را گرامی می‌دارم و با بازماندگان همدردی می‌کنم. باشد که روان پاک‌شان در آرامش جاودان باشد، و باشد که رنج این خاک، روزی به روشنایی بینجامد، روزی که داد جای بیداد را بگیرد، و کرامت انسان، دوباره بر فراز این سرزمین برافراشته شود.

به مردم شریف و صبور سالنگ تسلیت می‌گویم.

و یاد عزیزان‌تان، تا همیشه در حافظه‌ی افغانستان زنده خواهد ماند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر