SANYA NEWS
سیاسی

زن؛ روایت درد و فریاد آزادی

نوشته شده توسط admin در تاریخ 21 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 80


زن؛ روایت درد و فریاد آزادی

نویسنده: صالحه عینی

ساعت دو و هشت دقیقه‌ی شب است. در اتاقی تنگ و تاریک، به دیوار روبه‌رو خیره مانده‌ام و احساس می‌کنم در جهانی پر از طلاطم گم شده‌ام؛ جهانی آکنده از بغض، دلتنگی و تنهایی. ذهنم هزاران فرسنگ دورتر پرواز می‌کند؛ به افغانستان، زادگاهم، سرزمین مادرم؛ به قریه‌ها و دره‌هایی که بوی خاطره و آرامش می‌دادند و هر سنگ و کوهش برایم سرچشمه‌ی امید و انرژی بود. 

امروز اما از آن سرزمین دورم و تنها می‌توانم از راه دور، تصویری بنویسم؛ تصویری از واقعیتی تلخ که حتی بازگو کردن کامل آن نیز با محدودیت همراه است.

من از پنجشیر افغانستان می‌آیم؛ از کشوری که سال‌های طولانی میدان جنگ و رقابت قدرت‌ها بوده و مردمش بارها قربانی خشونت، سیاست و آزمندی قدرتمداران شده‌اند. با این حال، سخن امروز من نه درباره‌ی سیاست‌های جهانی، بلکه درباره‌ی دردهای داخلی افغانستان است؛ درباره‌ی زنانی که در دورترین نقاط کشور، از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی محروم‌اند. زنانی که سال‌ها از آموزش، کار و حضور اجتماعی دور نگه داشته شده‌اند و بسیاری از آنان زیر فشار محدودیت‌ها حتی فرصت شناخت هویت و توانایی‌های خود را نیافته‌اند.

من از کودکانی می‌نویسم که پدران‌شان را در جنگ‌ها از دست داده‌اند و امروز برای زنده ماندن، ناچار به کار در خیابان‌ها هستند. از دخترانی که برای یافتن یک لقمه نان، لباس مردانه می‌پوشند؛ نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار. «نوریه» فقط یک نام نیست؛ نماد هزاران دختری است که آرزویشان نه آزادی و نه تحصیل، بلکه تنها زنده ماندن است. پوشیدن لباس مردانه برای این کودکان نه یک تابو، بلکه تلاشی ناگزیر برای بقا و تأمین معاش خانواده است.

امروز در افغانستان، نوریه‌ها هنوز زنده‌اند و فرخنده‌ها به خاطره‌ای دردناک تبدیل شده‌اند. در جامعه‌ای که گاه سنت و تعصب بر انسانیت سایه می‌افکند، خشونت، تحقیر و تبعیض می‌تواند به نام فرهنگ یا برداشت‌های نادرست از دین توجیه شود. در سرزمینی که زن بودن با محدودیت‌های شدید همراه شده، محرومیت از آموزش، کار، آزادی حرکت و مشارکت اجتماعی به واقعیتی روزمره بدل گشته است. حکومتی که بسیاری آن را تحمیل‌شده می‌دانند، امروز زندگی میلیون‌ها زن و دختر را در تنگنایی سختی قرار داده است.

در چنین شرایطی، دختری که برای کار کردن لباس مردانه می‌پوشد، ممکن است نه به‌خاطر تلاش برای زندگی، بلکه به‌خاطر جنسیت و هویتش با مجازات و محدودیت روبه‌رو شود. گزارش‌های متعدد از بازداشت و برخوردهای سخت‌گیرانه، نگرانی‌های جدی درباره‌ی امنیت و آینده‌ی این کودکان ایجاد کرده است. هنگامی که ارزش جان انسان‌ها نادیده گرفته شود و خشونت عادی جلوه کند، هیچ فاجعه‌ای دور از ذهن نخواهد بود.

امروز بسیاری از زنان افغانستان از حقوق اساسی خود محروم‌اند: حق تحصیل، حق انتخاب پوشش، حق کار، حق حضور در دانشگاه و حق مشارکت فعال در جامعه. پرسش بنیادین این است: آیا چنین وضعیتی با اصول انسانیت و کرامت انسانی سازگار است؟ آیا زن بودن می‌تواند جرم باشد؟ اگر نه، پس چگونه میلیون‌ها زن و دختر باید بهای جنسیت خود را با محرومیت و رنج بپردازند؟

این نوشته نه از سر نفرت، بلکه از دل مسئولیت و درد مشترک انسانی شکل گرفته است؛ از امید به روزی که افغانستان دوباره سرزمین آموزش، آزادی و زندگی شود. روزی که دختران برای زنده ماندن مجبور به پنهان کردن هویت خود نباشند و زن بودن نه جرم، بلکه نشانه‌ای از کرامت و انسانیت تلقی شود.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر