SANYA NEWS
سیاسی

تداوم غایله‌ی بد فرجام یا کوبیدن آب در هاونگ؛ "‌پنج‌سال دشمنی باخود"

نوشته شده توسط admin در تاریخ 24 دلو 1404
آخرین بروزرسانی توسط admin در تاریخ 30 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 57


تداوم غایله‌ی بد فرجام یا کوبیدن آب در هاونگ؛ "‌پنج‌سال دشمنی باخود"

نویسنده: معین اسلام‌پور

بخش دوم

اگر ما نقدِ بر پایه‌ی مفهوم واقعی آن"ارزش‌یابی، جدا کردن سره از نا سره"، قلم می‌کشیم و روایتِ تاریخی را نقد می‌کنیم، باید آسیب‌شناسی دقیق و به‌دور از حب و بغضِ صورت گیرد، هیچ‌گونه اغراض و جانب‌داری در تولیدِ متن و محتوا وجود نداشته باشد.اگر ما در داوری‌مان ذره‌ی جانب‌داری کنیم، بی‌تردید سبب رنجش، انگیزش و تحریکِ عواطفِ منفی طرف می‌شود. وقتی گذشته‌ی یک جریانِ سیاسی- حزبی و عمل‌کردِ سیاسی آن را نقد می‌نماییم، مساله‌ی قابل تأمل، آسیب‌ شناسی و طرح ارایه‌ی راه‌کار و جلوگیری از تنشِ احتمالی، راه حل‌یابی و عبور از بن‌بست بوده باشد.

در پاره‌ی امور با برخی از منتقدان موافقم، آنان را محق می‌دانم که مواردی خاصی را نقد کرده‌اند، به‌نکات و نقاطِ اساسی چالش‌ها، کم‌کاری‌ها، ندانم‌کاری و ... انگشت گذاشته‌اند، ضعف‌ها را برجسته ساخته‌اند؛ این کار عقلانی، پسندیده و روشن‌فکرانه است، سبک و سنگین کردنِ کارنامه‌ی رهبرانِ سیاسی- نظامی، ناتوان می‌تواند آیینه‌ی قدنمایی، برای رهبرانِ بعدی و هم‌چنان رهنمودِ موثری در اختیارِ نسل جوان و نیرویی آینده باشد.

شماری از منتقدانِ نخبه، آگاهانِ امور سیاسی- نظامی پسا سقوطِ جمهوریت با توجه به‌تجربه‌ی تلخِ مهاجرت و آواره‌گی، با نگاهِ آسیب‌شناسی رویکردِ سیاسی رهبرانِ حوزه‌ی خودرا نقد و آسیب‌شناسی نموده‌اند. نقدهای وارده از روی حس و احساسِ فردی آنان صادقانه و اصلاحی بود، تا در آینده، تجربه‌ی تلخِ این بازه‌ی زمانی تکرار نشود و رهبرانِ آینده‌ی سیاسی- نظامی حوزه‌ی تاجیکان دیگر باره در دام و تله‌ی تزویر استبدادِ قومی مشابه‌ی نی‌افتند؛اما این نقدهای اصلاحی‌که واقعاً رهبرانِ تاجیک‌تبار دچارِاشتباهاتِ استراتژیکِ جبران ناپذیر و نابخشودنی شده‌اند؛ در برخی موارد ادبیاتِ روایتی نقادانه‌ی دوست‌ها خوب نبود، شماری از دوستان نیز تعبیر وارونه نموده‌اند،عده‌ی دوست نداشتند و ندارند؛ عمل‌کردِ رهبرانِ حوزه‌ی تاجیک موردِ نقد و آسیب‌شناسی قرار گیرد، نگاهِ تقدس مآبانه‌ی نسبت به‌رهبرانِ تاجیک‌تبار دارند. هر گند و بوی‌که آنان در روزگاری خود به‌نیابت از تاجیک‌ها انجام داده‌اند،باید چشم بسته پذیرفت؛ در حالی‌که این ایده با مولفه‌های مدرنِ رهبری امروزین، سازگار و پذیرفتنی نیست. برای این‌که در جهانِ معاصر رهبر پیوسته در معرضِ داوری،نقد، اُفت و خیز مردم است.

چالشِ اساسی‌که به واکنش و تنفر جمعی مبدل شد،تکرار و تداومِ تحقیر، توهین سازماندهی شده‌ای، عده‌ای از لشکریان نیابتی برخی از شبکه‌ها و افرادِ معرض بودکه موج‌های عصان‌گر، ناهم‌سو و سرگردان دنیای مجازی را سمت و‌سو می‌داده‌اند، با استفاده از این فضا به‌بهانه‌ی نقد آن‌هم از آدرس‌های مستعار و تکراری؛ عده‌یاز چلونکی‌های دستوری، لشکری مجازی و برخی حلقاتِ کینه‌توز با نفرت پراکنی، این مهم را فربه و چاق ساخته‌اند؛ در نهایت بحران وارد فاز عکس‌العملی‌تر و انتقام‌جویانه و پاسخ طلب شد. ممکن شماری از منتقدان و مستعار نویسان، متعلق به‌شکبه‌های دشمن بوده‌اند که به‌گونه‌ای سازمانی و هدف‌مند با هویتِ قومی و تباری خودی‌ها در شعله‌ور شدن آتشِ نفاق و فتنه، نفت‌رسانی نموده‌اند؛ منهای مواردِ برشمرده، چند مساله‌ی دیگر در این‌جا نیز قابل تأمل و تحلیلاست:

یک- حتا اساتید دانشگاه، آدم‌های چیز فهم و آگاه،کنش‌های خودرا از روی عقده‌ها و ایدیولوژی کلاسیک که سال‌ها انباشت شده بود و جای برای تخلیه نداشته‌اند، این طیف حسِ بدبینی از گذشته‌ها نسبت به‌جریان‌های دیگر داشته‌اند، با استفاده از فضای باز مجازی و دور از هر گونه تهدید و توهم بازدارنده‌ی امنیتی - حقوقی، پیوسته عقده و نفرت پراکنی نموده‌اند تا خودشان را تخلیه کنند، در برخی موارد، برای دل‌خوشی و کف و چک دشمنانِ در کمینِ هویت و تاریخ ما عمل نموده‌اند. این طیف بیش از همه عمل‌کردشان زیان‌بار و نابخشودنی است. 

دو-گروه‌ی دیگری‌که تشنه‌ی شهرت و شناخت بوده‌اند در جزایرِ متروک گم‌نامی زندگی دشوار و نفس‌گیریداشته‌اند، با فحش و دشنام، سخنانِ رکیک و نا متعارف نویشته‌های غیر مسوولانه را واردِ صفحاتِ مجازی نموده‌اند. بعد طرف‌های مقابل بدونِ کوچک‌ترین تأمل وباز اندیشی فحش و دشنام‌های قومی- هم‌استانی داده‌اند و طعن و لعنِ فراوانی را نثارِ طرف دیگرنموده‌اند، در فجام حس و احساسِ هم استانی طرف‌ها به‌صورتِ جمعی تحریک شد، با و اکنش متقابل، همه‌ی فضای مجازی به‌گند و نفرت کشیده شد.

آن‌چه در این میان، سبب اصتحکاکِ بیش‌تر شد، تعبیر همگانی نقدها به آدرس هویتِ جمعی دوستان پنجشیری بود، از یک‌طرف برخی‌ها مفاهیم را خلط می‌نموده‌اند مخاطبِ خودرا تشخیص و تفکیک نمی‌کرده‌اند و در پاره‌ی دیگر طرف‌ها از نقدها و واکنش‌ها تعبیر سوء می‌نموده‌اند که گویا مخاطب و نقدها بر آدرس هویتِ جمعی نشانه می‌رود، این انگیزه‌ی چالش و بحرانِ قومی- هویتی میان بدخشانی- پنجشیری شد. در نهایت رویکردِ واکنشی- تهاجمی، سبب برانگیختگی حامیان و هواداران آنان شد که این مساله در دایره‌های خصوصی سیاسیون پنجشیری هم موجب دل‌خوره‌گی و نارضایتی عمیق آن‌ها گردید.


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر