SANYA NEWS
سیاسی

ممنوعیت آموزش زنان؛ راهبرد قدرت طالبان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 28 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 36


ممنوعیت آموزش زنان؛ راهبرد قدرت طالبان

نویسنده: ابوبکر برومند

چکیده

محرومیت زنان از آموزش در افغانستان، یکی از سیاست‌های بنیادی طالبان است که از دوران گذشتۀ آنها تا بازگشت دوباره ادامه دارد، سیاستی که فراتر از تبعیض جنسیتی، ابزار حفظ قدرت و کنترل جامعه به‌شمار می‌رود. این مقاله نشان می‌دهد که ممنوعیت آموزش زنان نه از باورهای دینی و فرهنگی، بلکه از محاسبۀ سیاسی طالبان برمی‌خیزد. طالبان با حذف آموزش، جریان آگاهی را متوقف کرده و از جهل و نادانی به ‌عنوان ابزار برای سلطۀ خود استفاده می‌کنند. مقاله با تکیه بر گزارش‌های سازمان ملل، یونسکو و نهادهای حقوق بشری، تأثیر این سیاست را از دیدگاه اجتماعی، سیاسی و ساختار قدرت تحلیل می‌کند.

مقدمه

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، آموزش دختران در افغانستان به‌گونه‌ای سیستماتیک متوقف شده است. این ممنوعیت از مکاتب متوسطه آغاز شد و به دانشگاه‌ها گسترش یافت. طالبان، این تصمیم را با استناد به «اصول دینی» توجیه می‌کنند، اما این سیاست هیچ پایۀ شرعی معتبر ندارد. بسیاری از علمای دینی و دانشمندان مذهبی، هم در افغانستان و هم در سطح جهان، صریحاً اعلام کرده‌اند که آموزش زنان با اصول دین اسلام در تضاد نیست؛ مثلاً اتحادیۀ جهانی علمای مسلمان (International Union of Muslim Scholars، 2023) در بیانیه‌ای تأکید کرده است که تعلیم و تربیت زنان یکی از حقوق مشروع اسلامی است.

هدف طالبان از محروم‌سازی زنان از آموزش، خاموش‌کردن یکی از مؤثرترین ابزارهای رهایی فکری است. جامعه‌ای که نیمی از مردم آن اجازۀ آموختن ندارند، نمی‌تواند دعوای حق کند و طالبان را نقد کند.

مبانی نظری

در نظریۀ قدرت، آموزش همواره یکی از ابزارهای اصلی تنظیم رابطه میان دانایی و سلطه بوده است. میشل فوکو در آثار خود نشان می‌دهد که قدرت تنها در قوۀ قهریه یا زور خلاصه نمی‌شود، بلکه از طریق کنترل دانش عمل می‌کند. قدرت تعیین می‌کند چه کسی حق سخن گفتن دارد، چه دانشی مشروع است و چه کسانی حق آموزش دارند. برای درک روشن‌تر این نظریه، می‌توان به دو نمونۀ تاریخی اشاره کرد:

۱. در آلمان نازی، نظام آموزشی برای ترویج ایدئولوژی نازی بازسازی شد و از کودکی در ذهن نسل جدید، اطاعت از پیشوا نهادینه گردید.

۲. در شوروی استالینی، برنامه‌های درسی و آموزشی در جهت تبلیغ ایدئولوژی رسمی دولت تنظیم شده بود تا هیچ صدای متفاوتی شکل نگیرد.

طالبان نیز با بستن درهای آموزش بر زنان، دقیقاً همین مکانیزم را به‌کار می‌برند. حذف آموزش به‌ منزلۀ کنترل اندیشه است و کنترل اندیشه یعنی تضمین بقا و تداوم قدرت آنها.

بحث و تحلیل

آموزش، تهدیدی برای نظم طالبانی

زنان آموزش‌دیده می‌توانند بر فرزندان و نسل آینده تأثیر بگذارند و از پرسشگری و تفکر انتقادی استفاده کنند. بنابراین، ممنوعیت آموزش زنان به معنای قطع زنجیرۀ انتقال آگاهی است. طالبان با این سیاست می‌کوشند نسلی بسازند که از کودکی در محیطی بدون پرسش رشد کند و قابل‌کنترل باشد.

مطالعه‌ای در دانشگاه SOAS لندن دربارۀ آموزش در افغانستان نشان می‌دهد که طالبان آموزش را تهدیدی برای نظم ایدئولوژیک خود می‌دانند، زیرا آموزش ذهن را به تفکر و پرسشگری سوق می‌دهد. در واقع طالبان دانسته‌اند که دانایی، نخستین دشمن جهل سیاسی است. از همین‌رو هرچه دسترسی به آموزش محدودتر شود، پایه‌های اقتدارشان محکم‌تر باقی می‌ماند. آنان با ممنوع ساختن زنان از تحصیل و محدودکردن منابع برای پسران، میخواهند به این خواست خود برسند. این سیاست دو هدف دارد: نخست حذف زنان از جامعه، دوم تربیت نسلی که تابع دستورات آنها باشد.

جهل به ‌عنوان ابزار قدرت

قدرت‌های استبدادی معمولاً بر سه ستون استوارند: مشروعیت، سرکوب و هم‌پذیری. در عمل این ستون‌ها با سازوکارهایی مانند ایجاد ترس، کنترل دانایی و محدودسازی منابع تقویت می‌شوند. پژوهشگر علوم سیاسی، جوزف گرشوسکی، این چارچوب سه‌ستونی را معرفی کرده است که با روش طالبان هم‌راستا است.

جهل در این‌جا فقط نبود اطلاعات نیست؛ بلکه محصول طراحی و سیاست‌گذاری آگاهانه است. نظام‌هایی چون طالبان، دانایی را هدف قرار می‌دهند تا توان پرسشگری جامعه را از میان ببرند. با حذف آموزش، اندیشۀ انتقادی از ریشه نابود می‌شود و جامعه‌ای ساخته می‌شود که سلطه را قبول کرده‌ و تغییر را ناممکن می‌پندارد.

از دیدگاه جامعه‌شناسی قدرت، طالبان با حذف زنان از نظام آموزشی، نه فقط حق تحصیل را از آنها سلب می‌کنند، بلکه ذهن‌های آن‌ها را مهار می‌نمایند. این نوع کنترل، از کنترل نظامی مؤثرتر است؛ چون بدون نیاز به زور، ذهن‌ها را آمادۀ پذیرفتن دستورات بدون پرسیدن سوال و انتقاد کردن می‌سازد.

پیامدهای اجتماعی و سیاسی

محرومیت زنان از آموزش اثرهای مستقیم بر ساختار خانواده‌ها و هویت ملی دارد. بدون زنان تحصیل‌کرده، نسل جدید در فضایی بسته و پر از نادانی پرورش می‌یابد. این محرومیت نه‌تنها فرصت رشد فردی را از زنان می‌گیرد، بلکه پایه‌های اجتماعی کشور را نیز فرسوده می‌کند. جامعه‌ای که نیمی از جمعیتش از آموزش بازمانده است، از درون ناتوان می‌شود و دیگر نمی‌تواند مسیر توسعه و پیشرفت را طی کند. در چنین شرایطی، فقر، وابستگی و بی‌اعتمادی اجتماعی گسترش می‌یابد و هویت ملی به جای تکیه بر دانایی، بر سکوت و اطاعت بنا می‌شود.

این سیاست موجب تقویت انزوای افغانستان در سطح جهانی نیز شده است، زیرا واکنش جامعۀ بین‌المللی عمدتاً محدود به بیانیه‌های لفظی بوده است. در نتیجه، افغانستان نه‌تنها از توسعۀ انسانی بازمی‌ماند، بلکه از حافظۀ جهانی در زمینۀ علم و پیشرفت نیز آهسته آهسته حذف می‌شود.

نتیجه‌گیری

ممنوعیت آموزش در افغانستان، یکی از پیشرفته‌ترین شکل‌های کنترل اجتماعی است. طالبان گاهی به‌جای استفاده از زور آشکار، از روش حذف آگاهی برای ساختن جامعه‌ای مطیع بهره می‌برند. این سیاست نه تنها آیندۀ زنان، بلکه آیندۀ کل کشور را شکل می‌دهد. اگر نیمی از جمعیت کشور از حق آموزش محروم شوند، هیچ تحول پایداری در سیاست، اقتصاد و فرهنگ ممکن نخواهد بود. طالبان می‌دانند که دانایی قدرت می‌آفریند و به همین دلیل از آن می‌ترسند. آنان با جلوگیری از رشد آگاهی، می‌کوشند جامعه‌ای بسازند که سلطۀ آنان را طبیعی بداند.

بازگرداندن حق آموزش زنان، دفاع از حقوق بشر و همچنین دفاع از حق اندیشیدن به ‌مثابۀ بنیاد آزادی انسان است. سکوت جهانی در برابر این سیاست، به معنای تأیید ضمنی بازتولید نظام سرکوب است. جامعۀ جهانی نباید به محکومیت‌های لفظی بسنده کند، بلکه باید زمینه‌های عملی برای بازگشت آموزش به زندگی زنان افغانستان را فراهم سازد. بدون آموزش، افغانستان نه تنها از پیشرفت، بلکه از آینده نیز محروم خواهد شد.

پیشنهادها

1. بازگرداندن آموزش در هر سطح ممکن: حتی کلاس‌های خانگی، آموزش آنلاین و حمایت از معلمان و شاگردان می‌تواند آغاز بازسازی آموزش زنان باشد. محدودیت‌ها نباید مانع جریان یادگیری شوند.​

2. حمایت بین‌المللی و شبکه‌سازی: نهادهای بین‌المللی، سازمان‌های غیردولتی و جامعۀ مدنی باید برای تأمین منابع آموزشی، ایجاد فضای امن و پشتیبانی از زنان تلاش کنند.​

3. آموزش مهارت‌ها و سواد اطلاعاتی: تمرکز بر آموزش مهارت‌های عملی، سواد دیجیتال و حقوق مدنی، به زنان امکان می‌دهد نه تنها خود را توانمند سازند، بلکه جامعه را از درون تغییر دهند.​

4. ترویج گفت‌وگو و فرهنگ مشارکت: حتی در شرایط محدود، ایجاد فضاهای گفت‌وگو، گروه‌های مطالعه و شبکه‌های محلی، می‌تواند آگاهی جمعی را تقویت کرده و پایه‌های جامعۀ مدنی را بسازد.

منابع

Barr, Heather. Losing the War for Girls’ Education in Afghanistan, Human Rights Watch, 2017.https://www.hrw.org/video-photos/interactive/2017/10/17/war-girls-education

Ruttig, Thomas. Schools on the Frontline: The Struggle over Education in the Afghan Wars, 2019.https://www.afghanistan-analysts.org/wp-content/uploads/2019/10/20180118Ruttig-final.pdf

Bouchard, Julie. Academic Media Ranking and the Configurations of Values in Higher Education, 2017. https://juliebouchard.online.fr/articles-pdf/2017-bouchard-higher-education.pdf

Gerschewski, J. The Three Pillars of Stability: Legitimation, Repression, and Co-optation in Autocratic Regimes, 2013.https://www.econstor.eu/bitstream/10419/200982/1/f-17712-full-text-Gerschewski-Pillars-v2.pdf

Foucault, Michel. Surveiller et punir: Naissance de la prison, 1975. https://monoskop.org/images/9/92/Foucault_Michel_Surveiller_et_punir_Naissance_de_la_prison.pdf

International Union of Muslim Scholars. Statement on Women’s Education in Islam, 2023. https://www.iumsonline.org/en/ContentDetails.aspx?ID=4461

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر