SANYA NEWS
سیاسی

صد سال روایت زنان، تاریخ و سیاست در افغانستان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 14 حوت 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 250


صد سال روایت زنان، تاریخ و سیاست در افغانستان

بخش ششم

نویسنده: حامیه نادری

ثریا طرزی و آسما رسمیه؛ مادران مدرنیزاسیون و آموزش زنان

تصور کنید افغانستان اوایل قرن بیستم را؛ کشوری در سکوت سنگین سنت‌ها، محصور در کوه‌ها و قبیله‌ها؛ جایی که صدای زنان هنوز به گوش تاریخ نرسیده بود. اما درست در همین تاریکی، سحر مدرنیته طلوع کرد. سال ۱۹۱۹ استقلال آمد و با آن، دو زن ــ یک ملکه و یک معلم ــ دست در دست هم درهای بسته را گشودند. این داستان نه فقط تاریخ است، بلکه روایت مادرانی است که نسل آگاه ساختند. از استقلال تا ۱۹۲۹، دوره‌ای کوتاه اما پر از نور و سایه که هنوز در قلب بسیاری از دختران افغانستانی زنده است.

ثریا طرزی در ۲۴ نوامبر ۱۸۹۹ در دمشق چشم به جهان گشود. پدرش محمود طرزی، روشنفکر تبعیدی، و مادرش آسما رسمیه، زنی فرهیخته از حلب بود. ثریا کودکی را در تبعید گذراند، اما وقتی در ۱۹۱۳ با شاهزاده امان‌الله خان ازدواج کرد، سرنوشتش عوض شد. در ۲۸ فوریه ۱۹۱۹، در ۲۰ سالگی، ملکه افغانستان شد. او فقط همسر نبود؛ شریک واقعی امان‌الله بود. تک‌همسری شاه ــ که در دربار افغانستان بی‌سابقه بود ــ خود نشان می‌داد این زوج چقدر به تغییر باور داشتند. ثریا نه پشت پرده، بلکه در خط مقدم ایستاد.

اما پیش از ثریا، مادری بود که کمتر نامش برده می‌شود: آسما رسمیه طرزی؛ زنی مسلط به عربی، ترکی و فارسی که پس از بازگشت به افغانستان، مثل سایه‌ای روشن پشت همه اصلاحات ایستاد. او نه فقط مادر ملکه، بلکه معمار واقعی آموزش زنان شد. بدون او، شاید مکتب‌ها و نشریه‌ها هرگز شکل نمی‌گرفتند.

سال ۱۹۲۰ اداره نظارت معارف شکل گرفت و برنامه آموزش دختران کلید خورد. ژانویه ۱۹۲۱، نخستین مکتب دخترانه تاریخ افغانستان، «مکتب مستورات»، در خانه‌ای قدیمی در محله شهرآرای کابل باز شد. ملکه ثریا ناظر بود، آسما رسمیه مدیره، و خیریه خانم (خواهر ملکه) معاون. ابتدا فقط ۵۰ دختر از خانواده‌های سلطنتی و اشرافی آمدند: زینب، مستوره، فرخ، عزیزه، رابعه و حتی آمنه، دختر خود امان‌الله.

معلمانشان هم داستان خودشان را داشتند؛ زنانی مثل مریم از میمنه که تاریخ درس می‌داد، یا عایشه که قرآن می‌آموخت؛ و مردانی مثل پروفیسور غلام محمد میمنگی و صوفی عبدالحق بیتاب. حتی چند معلم خارجی از ترکیه، آلمان و سوئیس بودند. گاهی خود شاه امان‌الله می‌آمد و با «اصول غازی» خودش فارسی درس می‌داد. مکتب کوچک شروع شد، اما سریع رشد کرد؛ به ده افغانان نقل مکان یافت و به رشدیه تبدیل شد و تا ۱۹۲۸ به ۸۰۰ دانش‌آموز رسید. مکتب عصمت (بعدها لیسه ملالی) و مکتب سه‌دکان نیز باز شدند و دختران برای اولین بار طعم دانش را چشیدند.

۲۶ حوت ۱۲۹۹، نخستین نشریه زنان افغانستان، «ارشاد النسوان»، منتشر شد. ثریا آن را بنیان گذاشت و مادرش آسما رسمیه مدیر مسئول شد. روح‌افزا سردبیر بود. این جریده هفتگی، روی کاغذ پسته‌ای‌رنگ و در چاپخانه سنگی چاپ می‌شد. بیت معروفش هنوز الهام‌بخش است: «خانه‌ام ارشاد النسوان می‌کند / این قدرها وصف عرفان می‌کند». صفحاتش پر بود از بحث سلامت زنان، اخلاق، آشپزی، تربیت کودک و اخبار پیشرفت زنان مسلمان جهان. ابتدا چهار صفحه، بعد هشت صفحه. تا ۱۹۲۵ ادامه یافت و صدای دخترانی شد که تا دیروز سکوت اختیار کرده بودند.

۱۹۲۴، بیمارستان مستورات برای زنان و کودکان افتتاح شد و همزمان انجمن حمایت نسوان به سرپرستی شاهدخت کبرا شکل گرفت تا صدای زنان مظلوم را بشنود و از حقوقشان دفاع کند. این‌ها اولین گام‌ها بودند برای اینکه زن افغان نه فقط مادر، بلکه شهروند کامل باشد. پاییز ۱۳۰۷، ۱۵ دختر فارغ‌التحصیل مستورات بدون برقع به ترکیه رفتند تا پرستاری بخوانند؛ اولین دختران افغان که برای تحصیل به خارج فرستاده شدند. این سفر نماد امید بود.

در افتتاحیه مکتب، ثریا گفت: «امروز روز خوبی است… فرضیت علم به مرد و زن یکسان است.» سال ۱۹۲۶، در هفتمین سال استقلال، فریاد زد: «استقلال متعلق به همه ماست… زنان باید نقش خود را ایفا کنند.» نوامبر ۱۹۲۷، زوج سلطنتی به اروپا رفتند و ثریا با لباس مدرن و بدون حجاب در رم، پاریس و برلین ایستاد. مجله تایم سال‌ها بعد او را یکی از ۱۰۰ زن تأثیرگذار قرن نامید. پس از بازگشت، در لویه‌جرگه پغمان، ثریا حجابش را برداشت و دیگران نیز پیروی کردند؛ نمادی جسورانه.

اما نور کم‌رنگ شد. مقاومت قبایل، تحریکات بریتانیا، شکاف شهر و روستا و سرعت بالای اصلاحات، همه دست به دست هم دادند. امان‌الله در ژانویه ۱۹۲۹ کناره‌گیری کرد و حبیب‌الله کلکانی همه چیز را تعطیل کرد: مکتب‌ها، نشریه و بیمارستان. ثریا به تبعید رفت و در ۱۹۶۸ در رم درگذشت، اما پیکرش به جلال‌آباد بازگشت.

با وجود جنگ‌ها، امروز دختران افغانستانی ثریا را «مادر مدرنیته» می‌خوانند. میراث او: ۸۰۰ دانش‌آموز، نخستین نشریه زنان، ۱۵ دانشجوی خارجی، بیمارستان و انجمن حمایت. او نشان داد زن افغانستانی می‌تواند پیشرو باشد. دوره امانی، هرچند کوتاه، ثابت کرد حقوق زنان بخشی از مدرنیته است. شکستش درس داد: تغییر باید ریشه‌دار باشد؛ اما جرقه‌ای که زد هرگز خاموش نشد. در بخش‌های بعدی، ادامه این راه پرپیچ‌وخم را خواهیم دید.


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر