SANYA NEWS
سیاسی

مهندسی خلاقانه‌ی شخصیت‌سازی و زاویه‌ای مرموز در رهبری مسعود

نوشته شده توسط admin در تاریخ 6 حمل 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 74


مهندسی خلاقانه‌ی شخصیت‌سازی و زاویه‌ای مرموز در رهبری مسعود

نویسنده: معین اسلام‌پور

بخش دوم:

قهرمان ملی همواره در برابر جنگ‌های نابرابر با دشمنان خطرناکی مواجه بود. با این رویکرد، تلاش می‌کرد در صورت وقوع رویدادی ناگوار و کشته شدن فرماندهان میدان جنگ، بدیل‌ها و تدابیر پیش‌دستانه‌ای داشته باشد. مسعود در دو محور، مهره‌های «سیاسی-نظامی» را به عنوان کادرهای آینده آماده می‌نمود. او باور داشت در شرایط اضطراری، فقدان یک فرمانده (بدون در نظر گرفتن احساسات) چندان محسوس نخواهد بود.

از سوی دیگر، او هر لحظه سایه‌ی مرگ را در چند قدمی خود احساس می‌کرد؛ دشمنان بسیاری پیوسته در کمین حذف فیزیکی او بودند. بنابراین، باید قبل از حادثه‌ی ترورش، ساختار ارتش چریکی خود را برای بقا و ظرفیت‌سازی آماده می‌کرد تا پس از او، ساختار و مجموعه‌ی انسانی خط فکری‌اش دچار تنش و خلاء رهبری و فرماندهی نشود.

از این رو، افراد بسیاری را برای رهبری و فرماندهی آماده کرده بود. او ذاتاً انسان حسودی نبود و به هر کسی میدان می‌داد تا ظرفیت و شخصیت فرماندهان و مهره‌های نزدیکش، متعلق به هر قوم و قبیله‌ای که بود، رشد کند و عملاً به شخصیت معتبری در جامعه‌ی خود مطرح شوند. 

بسیاری از فرماندهان سرکش بودند که با وجود مخالفت و ناسازگاری با مسعود، همچنان عملکرد منفی و برخورد نامتعارف‌شان را نادیده می‌گرفت. گاهی خود او به خانه‌ی فرماندهی که از دایره‌ی اقتدارش فراتر عمل کرده بود، برای بقا و حیات سیاسی جامعه، به منظور رفع سوءتفاهم و جستجوی عوامل ناسازگاری، نزد فرمانده‌ای که در نقطه‌ای با او مخالفت داشت، می‌رفت و با قانع کردن او، رضایتش را جلب می‌نمود. او خودکامه و خودرأی نبود.

یکی از این نمونه‌ها، آمر پیرم‌قل ضیایی بود که در برخی موارد به دلیل حضور «داکتر صمد و عبدالله گارد» در کنار قهرمان ملی، از اوامر او سرپیچی می‌کرد. او حضور رقیبانش را در کنار مسعود تهدید می‌دانست و اصرار می‌کرد که آن‌ها را حمایت نکند. اما مسعود از درِ گفت‌وگو و مصلحت‌اندیشی، با توجه به ضرورت مقاومت علیه استبداد طالبانی، موضوع را به صورت صمیمانه توجیه و تفسیر نموده و با رویکردی آرام‌بخش، احساسات او را فرو می‌نشاند.

چنان‌که روایت شده است، او بارها به مقر فرماندهی و خانه‌ی فرمانده پیرم‌قل در شهرستان رستاق استان تخار رفته تا اعتماد او را جلب کند. بعدها ایشان را به عنوان معاون نظامی خود در زون شمال شرق انتخاب کرد. در سفری به اروپا، او را با خود برد و پس از بازگشت از اروپا، آمر پیرم‌قل کاملاً مطیع و فرمان‌بردار شده بود.

همانند پیرم‌قل، افراد زیادی بودند که در مخالفت با مسعود قرار داشتند، اما او مخالفان خود را به یک محور قابل اعتماد تبدیل می‌نمود. 

دومین نمونه از مخالفان درون‌ساختاری‌اش، مارشال فهیم بود که همواره به گونه‌ای پیدا و پنهان، تنش‌ها و رقابتی علیه قهرمان ملی داشت. اسناد و مدارک زیادی به او نسبت داده می‌شد. اما مسعود از کنار امور کوچک می‌گذشت، مارشال را پیوسته در خطوط جنگ به کار می‌گرفت، صلاحیت زیاد به او می‌داد و یک زون مهم نظامی را مدیریت می‌نمود.

او احساس می‌کرد، سدسازی و انحصارگرایی، ساختار را به چالش می‌کشد. باید برای افراد و اشخاص مقتدر و با انگیزه، فرصت و میدان مناسب مساعد ساخته شود تا از تجارب و اندوخته‌های آن‌ها استفاده شود و رضایت سازمانی به معنای واقعی حاصل گردد.

از این دست، ده‌ها نفر دیگر در سطح کشور، چهره‌ها و مهره‌های درشت سیاسی-نظامی بودند که او بزرگ می‌اندیشید و با وجود مخالفت‌ها و ناسازگاری‌های خرد و بزرگ درون‌ساختاری، آن‌ها را مطرح نمود و پیوسته میدان داد. 

این رویکرد یکی از شیوه‌های خلاقانه‌ی رهبری فره‌مند مسعود بود که تا پایان زندگی‌اش، گرگ و میش‌های فراوانی را در یک سازمان نظامی در کنار هم حفظ و مدیریت کرد. کمتر رهبری می‌تواند این استعداد و نبوغ را داشته باشد که مخالفان و موافقان را هم‌زمان در یک خط و صف حفظ و مدیریت کند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر