SANYA NEWS
سیاسی

آرزوهای دفن‌شده؛ از کراوات همافران تا بازگشت جمعی به آغوش طالبان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 29 ثور 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 103


آرزوهای دفن‌شده؛ از کراوات همافران تا بازگشت جمعی به آغوش طالبان

نویسنده: مهرزاد عظیمی

از کراوات و کت‌وشلوار تا ریش حنا‌بسته و بوی گین؛ سرنوشت همان «من»های لیبرالیست، کمونیست و روشنفکرمآب در آغوش طالبان. می‌شود گفت: ویرانگران دین و دنیا.

این روزها که تصاویر طالبان را می‌بینم که با ریش‌های حنا‌بسته و عمامه‌های گشاد بر صندلی‌های وزارت‌ها، ریاست‌ها و معینت‌های افغانستان تکیه زده‌اند، بی‌اختیار یاد گروهی دیگر می‌افتم. همان کسانی که نه چندان دور، در زمان جمهوریت، با کراوات و کت‌وشلوارهای براق پشت تریبون‌ها می‌ایستادند و از آزادی، عدالت، حقوق بشر، دموکراسی سخن می‌گفتند. 

همان‌ها که فیسبوک و توییترشان پر بود از عکس‌های‌شان با خانم‌های بی‌حجاب در کافه‌های کابل، بلخ، بدخشان و هرات تا به غربی‌ها نشان دهند چقدر مدرن و روشنفکرند.

اما امروز، پس از سقوط جمهوریت، عجیب‌ترین تغییر شکل تاریخ را رقم زده‌اند. انگار نه انگار که دیروز دم از تساوی حقوق زن و مرد می‌زدند. حالا در دل همان طالبان تروریستی و قبیله‌گرا مدغم شده‌اند. 

همان مردانی که زمانی بوی ادکلن و سیگار از دهان‌شان بلند بود، حالا با ریش پرپشت و حنا‌بسته بوی گین و خاک می‌دهند. یک «من» تکراری با دو لباس متفاوت: دیروز کت‌وشلوار به تن داشت برای لژیونرهای غربی، امروز عمامه می‌پوشد برای امیرالمؤمنین طالبان تا منافع فبیلوی و شونیستی‌اش را تامین کند.

قضیه فقط تغییر ظاهر نیست. این‌ها همان کسانی هستند که نه تنها زیر بار جمهوریت حقوقی برای مردم قایل نبودند، بلکه امروز با فرصت‌طلبی محض، خود را به محافظان سرسخت شریعت طالبانی تبدیل کرده‌اند. 

آنها که در دوره جمهوریت هر شب مهمانی‌های مختلط می‌گرفتند و از حق حجاب اختیاری می‌نوشتند، حالا فتوای وجوب پوشش صورت را با همان شدتی صادر می‌کنند که دیروز علیه طالبان شعار می‌دادند.

چه شد؟ مگر نه این است که آنها هم بخشی از همان امید به بهتر شدن بودند؟ اما وقتی جمهوریت سقوط کرد و خروس بی‌محلی طالبان بانگ زد، این قشر به‌اصطلاح روشنفکر سریع‌تر از همه چمدان‌هایشان را بستند یا ریش گذاشتند. 

نه مقاومتی، نه ایستادگی، نه حتی یک نامه سرگشاده؛ فقط یک تغییر کمد لباس سریع: از کراوات به عمامه، از کفش واکسی به چپلی، از سیگار به تسبیح و نسوار.

و امروز، با همان زبان فصیحی که دیروز از حقوق بشر می‌گفتند، مشروعیت‌بخش حاکمیتی می‌شوند که مدارس دخترانه را می‌بندد، زنان را به خانه‌ها تبعید می‌کند و جامعه را به قرن هفتم هجری پس می‌برد. آنها که روزی طالبان را فاجعه می‌نامیدند، حالا در کنارشان بر تخت می‌نشینند و عکس یادگاری می‌گیرند.

این یعنی سقوط جمهوریت فقط سقوط یک نظام سیاسی نبود؛ سقوط وجدان جمعی و شرم‌افطارانه تعدادی بود که ثابت کردند ریشه در هیچ مکتب و ایدیولوژی به جز فرصت ندارند. بماند که بر سر مردم غافلگیرشده چه آمد.

حالا قضاوت با شماست: کدام‌یک برای افغانستان ویرانگرتر بود؟ طا-لبان قبیله‌گرا یا این روشنفکران کراواتی که امروز با همان دست‌های بی‌غیرت، ریش یاران طالبانی خود را روغن‌مالی می‌کنند؟

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر