نوشته شده توسط admin در تاریخ 31 ثور 1405
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 32
نویسنده: امان روزیانفر
با اقتباس از مفاهیم علوم سیاسی، دولتها عموماً به سه اصل در دولتداری میاندیشند:
۱- حفظ وضعیت موجود (پشتونها)
۲- برهمزدن وضعیت موجود (تاجیکها، هزارهها و ازبیکها)
۳- بازیابی وضعیت گذشته (پشتونها و تاجیکها)
دولتها، چه در گذشته و چه اکنون، در صدد اند تا این سه گزینه را در سیاست داخلی و خارجی خود پیاده کنند. اما این سه رویکرد تنها محدود به دولتها نیست، بلکه میتوان گروهها، احزاب، ایتلافها، اقوام و زبانها را نیز در همین قالب تحلیل کرد.
منظور این تحلیل، بررسی چگونگی سیاست داخلی و خارجی اقوام ساکن افغانستان است که عموماً به چهار دسته بزرگ تقسیم میشوند: تاجیکها، پشتونها، ازبیکها و هزارهها؛ و هرکدام بر بنیاد سه اصل فوق تحلیل شدهاند.
افغانستان سالهاست در میان سه جاذبه سیاسی سرگردان مانده است: حفظ وضعیت موجود، برهمزدن وضعیت موجود و بازگشت به گذشته. این سه نیرو نهتنها در رفتار دولتها، بلکه در روان جمعی ملتها و حتی در سرشت فردی انسان نیز حضور دارند؛ انسان گاهی میخواهد آنچه را دارد حفظ کند، گاهی در پی شکستن دیوارهای موجود است و گاهی با حسرت به گذشتهای بازمیگردد که آن را روشنتر از اکنون میبیند.
امروز نیز در جغرافیای افغانستان، صداهایی چون خراسانخواهی، هزارستانخواهی، ترکستانخواهی و پشتونستانخواهی از گوشههای مختلف شنیده میشود؛ صداهایی که هرکدام از حافظه تاریخی، روایتهای هویتی و آرزوهای سیاسی تغذیه میکنند. اما در پس این نامها تنها یک مسئله نهفته نیست؛ آنچه دیده میشود، جستوجوی منزلت، عدالت، امنیت و سهم برابر از قدرت است.
آسیبشناسی وضعیت پشتونها را شاید بتوان در سنگینی بار تاریخ سیاسی آنان جستوجو کرد. بخشی از روایتهای سیاسی پشتونی همواره با مسئله دولتداری، مرز و هویت پیوند خورده است. دشواری اینجاست که وقتی یک قوم برای سالهای طولانی در مرکز ساختار قدرت قرار میگیرد، گاه میان مفهوم «دولت» و «هویت قومی» مرزها کمرنگ میشوند. در چنین وضعی، هر تغییر ساختاری میتواند برای بخشی از جامعه بهمنزله تهدید تلقی شود و میان حفظ وضعیت موجود و بازتعریف آن تنش ایجاد گردد.
در میان تاجیکها، آسیب را شاید بتوان در پراکندگی سیاستگران و نبود مرکزیت روشن دید. تاجیکها از نظر سیاسی، فرهنگی و تاریخی نقش گستردهای در ساخت هویت افغانستان داشتهاند، اما در بسیاری از مقاطع نتوانستهاند میان نفوذ فرهنگی و سازمانیافتگی سیاسی تعادل ایجاد کنند. گاه اندیشههای بزرگ فرهنگی وجود داشته، اما ساختار سیاسی منسجم کمتر شکل گرفته است.
برای هزارهها، زخم تاریخ بیشتر از مسیر حذف، محرومیت و حاشیهنشینی گذشته است. از همینرو، بخشی از مطالبات سیاسی معاصر آنان بیش از آنکه بر توسعه قلمرو استوار باشد، بر امنیت، مشارکت و بهرسمیتشناختهشدن تکیه دارد. چالش اساسی در اینجا آن است که رنج تاریخی، اگر تنها به حافظه درد تبدیل شود، ممکن است جامعه را از ساختن افقهای تازه دور کند.
در میان ازبیکها و دیگر اقوام ترکتبار نیز مسئله بیشتر میان دو قطب هویت و مشارکت سیاسی قرار داشته است. ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی گسترده وجود داشته، اما در بسیاری از دورهها این ظرفیتها در قالب نهادهای پایدار سیاسی تجسم نیافتهاند. گاه نفوذ محلی شکل گرفته، اما به پروژهای فراگیر برای آینده تبدیل نشده است.
اما حقیقت این است که آسیب بزرگتر از چهار قوم، در خود ساختار سیاسی افغانستان نهفته است. سالها قدرت بیشتر به میدان رقابت هویتها تبدیل شد تا عرصه شهروندی. قومها بهجای آنکه پلهای ارتباط باشند، گاه به سنگرهای دفاعی تبدیل شدند. هر گروه برای نجات خود به گذشته پناه برد و هر گذشتهای نیز روایت خاص خود را ساخته است و اکنون اقوام از گریبان آن گذشته سر برون کردهاند.
اگر سیاست را بر سه ستون «حفظ وضعیت موجود»، «برهمزدن وضعیت موجود» و «بازگشت به گذشته» استوار بدانیم، آنگاه میتوان بسیاری از کشاکشهای افغانستان را در آینه این سه وضعیت مشاهده کرد.
در این میدان، برخی جریانها سالها کوشیدهاند دیوارهای وضعیت موجود را ترک بردارند. در میان بخشهایی از جریانهای تاجیک، هزاره و ازبیک، این اندیشه بیشتر دیده میشود که ساختار قدرت موجود نتوانسته تعادل، مشارکت و عدالت سیاسی را فراهم سازد؛ از اینرو، نگاه آنان بیش از هر چیز به درون جغرافیای افغانستان دوخته شده است. آنان کمتر در جستوجوی افقهای فرامرزی بودهاند و بیشتر در پی بازتعریف نسبت قدرت در درون خانه مشترک افغانستان برآمدهاند.
اما پشتونها که با روشهای مختلف سیاست افغانستان را مدیریت میکنند، در مشارکت سیاسی اقوام چندان سعی و تلاش نکردهاند و برعکس، اقوام دیگر در تلاشاند که خود را صاحب این سرزمین قلمداد کنند و در تقابل با افغانستان/پشتونستانخواهی قرار بگیرند.
دشواری این راه در آن است که کسی که در پی برهمزدن وضع موجود است، ناگزیر باید ابزار تغییر را نیز در اختیار داشته باشد؛ ابزارهایی چون انسجام سیاسی، روایت واحد، رهبری پایدار و برنامه روشن. هرگاه این عناصر پراکنده باشند، نیروی تغییر نیز بهجای آنکه به جریان نیرومند تبدیل شود، در چندین مسیر پراکنده میگردد. در چنین وضعی، اراده تغییر وجود دارد، اما توان دگرگونی بهصورت کامل پدیدار نمیشود.
در سوی دیگر، بخشی از جریانهای سیاسی پشتون، در برخی دورههای تاریخی، افق خود را تنها به مرزهای موجود محدود نساختهاند. مسئله پشتونستان و برخی روایتهای تاریخی، گاه تخیل سیاسی را به آنسوی مرزهای کنونی نیز برده است؛ گویی نگاه تنها بر چگونگی تقسیم قدرت در درون افغانستان متوقف نمانده، بلکه گاهی مسئله هویت و جغرافیای گستردهتر نیز مطرح شده است.
تاجیکها، هزارهها و ازبیکها هر یک با شعارها و خواستههای متفاوت، در پی تغییر یا بازتعریف وضع موجوداند؛ اما در نگاه برخی، پشتونها نهتنها به جغرافیای کنونی افغانستان بسنده نکردهاند، بلکه فراتر از مرزهای آن نیز اندیشه و عمل سیاسی داشتهاند. بر اساس این برداشت، سیاست در میان پشتونها بیشتر خصلت تهاجمی و توسعهمحور داشته، در حالی که دیگر اقوام بیشتر در چارچوب سیاست تدافعی و حفظ موقعیت موجود حرکت کردهاند که این خود نقطه ضعف آنان را نشان میدهد.
همچنین این دیدگاه بر این باور است که دولتها و ملتهایی که رویکرد فعال، پیشبرنده و تهاجمی در سیاست اتخاذ میکنند، در مقایسه با جوامعی که صرفاً در موضع دفاعی قرار میگیرند، شانس بیشتری برای دستیابی به قدرت و موفقیت تاریخی دارند.
باور من این است که ذهنیت سیاسی تاجیکها، ازبیکها و هزارهها در بسیاری از مقاطع تاریخی نتوانسته است به یک پروژه منسجم و پایدار قدرت تبدیل شود؛ از همینرو، در سیاست معاصر افغانستان نقش آنان در مقایسه با جریانهای اثرگذار دیگر، کمرنگتر و بیشتر واکنشی بوده است. پراکندگی سیاسی، نبود یک راهبرد مشترک و ناتوانی در تبدیل ظرفیتهای اجتماعی به قدرت سیاسی سازمانیافته، از عواملی بوده که حضور این جریانها را در معادلات کلان سیاسی محدود ساخته است.
بررسی وضعیت اقوام عمده افغانستان نشان میدهد که مطالبات و جهتگیریهای سیاسی آنان یکسان نبوده است. بخشی از جریانها بیشتر در پی حفظ ساختارهای موجود بودهاند، بخشی دیگر بر تغییر نظم سیاسی تأکید داشتهاند و برخی نیز در پی بازیابی روایتهای تاریخی و هویتی خود بودهاند. با این حال، یکی از چالشهای اساسی در میان نیروهای خواهان تغییر، پراکندگی سیاسی، نبود راهبرد مشترک و ضعف در تبدیل ظرفیت اجتماعی به قدرت سیاسی سازمانیافته بوده است.
اگر از منظر سازمان سیاسی و رفتار قدرت به موضوع نگاه کنیم، یکی از ضعفهای عمده در میان بخشی از جریانهای سیاسی تاجیک، هزاره و ازبیک را میتوان در پراکندگی سیاسی، تعدد مراکز تصمیمگیری، رقابتهای درونگروهی و دشواری در شکلدادن به یک پروژه پایدار و منسجم قدرت جستوجو کرد.
در بسیاری از مقاطع، ظرفیتهای اجتماعی و فرهنگی گسترده وجود داشته، اما این ظرفیتها همواره نتوانستهاند به ساختارهای سیاسی نهادینه و درازمدت تبدیل شوند. از همینرو، گاه انرژی سیاسی بهجای تمرکز بر یک مسیر مشترک، در چندین جهت پراکنده شده است.
در مقابل، یکی از نقاط قوت بخشی از جریانهای سیاسی پشتونها در تاریخ افغانستان، پیوند نسبتاً پایدار میان ساختارهای اجتماعی، رهبری سیاسی و مسئله دولتداری بوده است.
در برخی دورهها، توانایی ایجاد شبکههای قدرت، حفظ روایت سیاسی نسبتاً منسجم، حضور مستمر در ساختار دولت و نگاه راهبردی به مسئله حاکمیت، زمینه نفوذ بیشتر آنان را فراهم کرده است. همچنین در بعضی مقاطع، توانایی تبدیل هویت اجتماعی به پروژه سیاسی سازمانیافته، به استمرار حضور آنان در معادلات قدرت کمک کرده است.
همچنین اگر در افغانستان سازوکار عادلانه و فراگیر برای توزیع قدرت شکل نگیرد، بعید است هیچ قوم یا جریان سیاسی بتواند دیگران را بهطور کامل از معادله قدرت حذف کند. تجربه تاریخی این سرزمین نشان داده است که حذف سیاسی، بیش از آنکه به ثبات بینجامد، زمینههای واکنش، مقاومت و شکافهای عمیقتر را فراهم میسازد.
هرگاه بخشی از جامعه احساس کند که از هویت، منزلت و سهم سیاسی خود محروم شده است، بهتدریج گرایش به بازتعریف جایگاه خویش افزایش مییابد.
در شرایطی که تنشهای سیاسی و قومی شدت یابند و راههای مشارکت و همزیستی محدود شوند، ممکن است برخی گروهها بیش از پیش بهسوی بازسازی روایتهای تاریخی، جغرافیایی و هویتی خود حرکت کنند؛ چنانکه خراسانخواهی، هزارستانخواهی و ترکستانخواهی اکنون در میان بخشی از اقوام ساکن افغانستان پیوند مستقیم با چگونگی سیاست در افغانستان پیدا کرده است. در چنین وضعی، مطالبات سیاسی از سطح مشارکت در قدرت فراتر رفته و میتواند به خواستهای گستردهتر هویتی و سرزمینی مبدل شود.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025