SANYA NEWS
سیاسی

نمونه‌هایی از کاربرد لفظ تاجیک در مورد غوریان در متون تاریخی

نوشته شده توسط admin در تاریخ 6 جوزا 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 70


نمونه‌هایی از کاربرد لفظ تاجیک در مورد غوریان در متون تاریخی

نویسنده: محمد اسحاق داراب

اگر بخواهیم مباحث تاریخی را در مورد اینکه بعد از اسلام به چه کسی در منطقه‌ی ما تاجیک گفته می‌شده خلاصه کنیم، به چهار نکته می‌رسیم. تاجیک به کسی گفته می‌شده که:

۱- فارسی‌زبان باشد.

۲- خراسانی/ایرانی باشد.

۳- ساکن شهر یا روستا باشد (برخلاف کوچی و سیار).

۴- اهل قلم و اهل کارهای اداری دولتی و اهل حرفه‌ها و پیشه‌های شهری باشد، مانند تجارت، نجاری، زرگری، دباغی و امثالهم. یعنی امرار معاشش به حرفه‌اش ربط داشته باشد، نه به جنگ و لشکرکشی و نظامی‌گری.

در مورد هویت غوری‌ها و سلطنت غوری‌ها منابع کهن از سه لفظ استفاده کرده‌اند:

الف) سوری

ب) غوری

ج) تاجیک

دو واژه دیگر اینجا مورد بحث ما نیست. نمونه‌هایی از کاربرد لفظ تاجیک/تاژیک را در باره غوریان که در متون کهن استفاده شده ذکر می‌کنم:

۱- طبقات ناصری / منهاج السراج جوزجانی:

جوزجانی از زبان یکی از شهزادگان غوری که لقبش خسرو غور بوده می‌نویسد:

«او از طرف طالقان به اجازه چنگیز خان به غور بازآمد. این حکایت از وی استماع افتاد: … گفت وقتی ما از نزدیک چنگیز خان بیرون آمدیم … دو مغل را بیاوردند که دوش به وقت یتاق … در خواب شده بودند… اقلان روی بدان دو مغل کرد که شما در خواب بودید؟ هر دو اقرار کردند که بودیم… من در تعجب بماندم. اقلان چربی گفت: چرا عجب می‌آید ترا. شما «تازیکانید» چنان کنید و دروغ بگویید. مغل اگر هزار جان در سر آن شود، کشتن اختیار کنند و دروغ نگویند که دروغ گفتن کار شما باشد یعنی «تازیکان». از این چیزهاست که خدای تعالی بلای ما بر شما فرستاده است.» (جوزجانی، ص: ۳۴۷-۳۷۵)

۲- تاریخ‌نامه هرات / سیفی هروی

سیفی در مورد قتل دانشمند بهادر سرلشکر مغول و از فرماندهان اولجایتو سلطان به دست پهلوان جمال‌الدین محمد سام غوری در ارگ هرات می‌نویسد:

«دانشمند بهادر … با صد و هشتاد مرد… به حصار در آمد. جمال‌الدین محمد سام پیش دوید و شرایط تعظیم و تکریم به جای آورد… دانشمند بهادر از سر غضب بانگ بر وی زد و گفت:

ای تاژیک فضول معاند! به چه دلیری و تمکین پیش من نیامدی؟ ملک تو با همه ابهت و جلالت از سخن من تمرد نجست… و حکم … پادشاه عادل … اولجایتو سلطان را به جان انقیاد … واجب شمرد… تو با چند «تاژیک مجهول» به شوکت خود مغرور شده‌ای و پناه بدین حصار آورده، خود را در سلک معاندان پادشاه جهان‌پناه منخرط گردانیده…» (سیفی، ص: ۵۰۸)

۳- روضات‌الجنات فی اوصاف مدینة هرات

اسفزاری در «روضات‌الجنات فی اوصاف مدینة هرات» هنگام لشکرکشی فرمانده «غرغن» از فرماندهان مغول برای اشغال هرات در زمان ملک معزالدین حسین کرت غوری می‌آورد:

«ملک معزالدین حسین دعوی استقلال سلطنت کرد و پنج نوبت نواخت و اسباب و آیین شاهی و مملکت‌داری مرتب ساخت… امیر غرغن فرمود که «تاجیکی» را چه قدرت و یارای که تمنای سلطنت کند و از فرمان اورق چنگیز خان سر کشد؟» (اسفزاری، جلد دوم، ص: ۱۳)

در ادامه همین مطلب و لشکرکشی امیر غرغن مغول به هرات و محاصره شهر «روضات‌الجنات» در مورد ملک معزالدین غوری حاکم هرات می‌گوید:

«امیر غرغن با سی هزار سوار تیغ‌گزار خون‌خوار از دره پاشتان در آمده به کهدستان نزول کرد و گفت این «تاجیک» طریق جنگ نمی‌داند. زود شکست خواهد خورد.» (اسفزاری، جلد ۲، ص: ۱۴)

۴- زبدة‌التواریخ / حافظ ابرو

حافظ ابرو از دیگر مورخان معتبر نزدیک به دوره حاکمیت غوری‌ها در اثر مشهور خود «زبدة‌التواریخ» ضمن شرح حوادث سال ۷۵۱ ق روایت بالا را این‌گونه ذکر می‌کند:

«در این سال امیر قزاغن لشکری سنگین از جانب ماوراءالنهر به خراسان کشید و سبب آن بود که ملک معزالدین حسین بعد از آنکه به استقلال چند سال در حکومت هرات بماند، خطبه و سکه به نام خود کرد… و آن ایام اصحاب خراسان پیش امیر قزاغن خبث ملک معزالدین حسین می‌کردند - به تخصیص مشایخ جام… امیر قزاغن فرمود که چه راه «تازیک» باشد که او دعوی پادشاهی کند و از فرمان ما سرکشد؟ ملک معزالدین … از جانب شرقی و شمالی شهر هرات از بوی مرغ تا کهدستان دیواری کشیدند و جوی کندند. 

امیر قزاغن با لشکرهای آراسته از دره بالشتان در آمد و به کهدستان نزول فرمود… روز دیگر بالای پشت بلند بر آمدند و از آنجا لشکر ملک را احتیاط نمود. امیر قزاغن فرمود که این تازیک شیوه جنگ کردن نمی‌داند.» (حافظ ابرو، جلد اول، ص: ۲۲۶-۳۳۱)

تفاوت این دو روایت فقط در ثبت نام فرمانده لشکر مغول است که حافظ ابرو به صورت «قزاغن» و روضات به شکل «غرغن» درج کرده‌اند.

ناگفته نماند که واژه تاژیک تنها در مناطق افغانستان امروزی استفاده نمی‌شده و در ایران امروزی نیز به فارسی‌زبانان تاجیک گفته می‌شده است. به‌طور نمونه به این نقل قول از تاریخ بیهقی در مورد دهستان و گرگان دقت کنیم که بیهقی از زبان طغرل از فرماندهان ترک ماوراءالنهر می‌آورد: طغرل گفت: ما را صواب آن می‌نماید که بنه پیش کنیم و سوی دهستان رویم و گرگان و آن نواحی بگیریم که تازیکان سبک‌مایه و بی‌آلت‌اند. (بیهقی، ص: ۵۶۷)

منابع:

بیهقی، ابوالفضل (۱۳۸۰). تاریخ بیهقی، جلد اول، چاپ دوم، انتشارات هیرمند، تهران.

بیهقی، ابوالفضل (۱۳۸۹). تاریخ بیهقی، چاپ دوم، انتشارات فردوس، تهران.

جوزجانی، منهاج السراج (۱۳۸۹). طبقات ناصری، جلد اول، انتشارات اساطیر، تهران.

حافظ ابرو (۱۳۹۵). زبدة‌التواریخ، به تصحیح سید کمال حاج سیدجوادی، انتشارات اساطیر، تهران.

زمچی اسفزاری (۱۳۳۸). روضات‌الجنات فی اوصاف مدینة هرات، انتشارات دانشگاه، تهران.

سیفی هروی (۱۳۸۵). تاریخنامه هرات، انتشارات اساطیر، تهران.

میرخواند، محمد خاوندشاه (۱۳۳۹). تاریخ روضة‌الصفا، جلد پنجم، انتشارات مرکزی، خیام و پیروز، تهران.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر