نوشته شده توسط admin در تاریخ 19 قوس 1404
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 112
نویسنده: مهرزاد عظیمی
در گذرگاه پرپیچوخم تاریخ، بر بلندای فلاتی کهن، مردمانی با رنجهای آسمانسا و آرزوهای دیرینه میزیند. سرزمینی که هر سنگبستر آن روایتی از پایداری و هر درهاش ترانۀ غروری باستانی را در خود نهفته دارد. در این دیار، قلمها گاه چون شمشیر میدرخشند و قدمها بر صفحۀ روزگار، حماسههایی مینویسند که از عدالت سخن میگویند و از رهایی فریاد برمیآورند. اما چه بسیارند آنان که در این راه، در گرداب مصلحتاندیشیهای شخصی غرق شده، از دایرۀ اصول خارج گشته و بر کهنۀ همان اشتباهات میلغزند. تاریخ، این قاضی بیطرف، بیرحم اما عادل، در نهایت چهرهها را میشوید و حقیقت را عریان میسازد. اینک در آستانۀ یکی از آن لحظات سرنوشتساز ایستادهایم؛ زمانی که وجدانها به پرسش گرفته میشوند و انتخابها، سرنوشت ملتی را رقم میزنند.
خائن و قاتل کیست؟
وقتی میفهمی که فلان شخص، قاتل پدر توست و با او همسو میشوی، چه پیامی را انعکاس میدهی؟ این عمل، فریاد بلندی است که میگوید: "منافع شخصی من بر خون عزیزانم و بر هر اصل اخلاقی و انسانی ارجحیت دارد." این، مرگ وجدان و خیانت به خاطرهها و آرمانهایی است که جانها برای آن فدا شدهاند و تکرار اشتباهی که بر آن اعتراف شده، به چه معناست؟
این عمل، نشاندهندهی دو چیز است: یا اعتراف اول، دروغ و فریب بوده، یا شخصیت فرد آنچنان سستبنیاد است که حتی در برابر خطاهای آشکارش نیز پایدار نمیماند. این تکرار، اعتماد را میمیراند و فرد را در چشم ناظران، نه تنها خطاکار، که غیرقابل پیشبینی و فاقد اعتبار میسازد.
عزیزان قلم بدست؛ وقتی قلم به دست میگیریم و برای رهایی، عدالت اجتماعی و نهادینه شدن حقوق شهروندی گام برمیداریم، نباید مدافع اشتباهات دیگران باشیم. اینکه این "دیگران" چه کسانی باشند – پدر من یا پدر تو – اصلاً مهم نیست. توجیهگری و دفاع از کسانی که گذشتهای آکنده از خطاهای بزرگ دارند، ما را به سرمنزل مقصود نمیرساند. باید وجدان و شرف را پیشرو گذاشت، نقد زد و راهکار ارائه داد تا گذاری از "حال موجود" به "حال مطلوب" ممکن شود. در غیر این صورت، فقط بر سر و کلهی خود میکوبیم و به ساحل مقصود نخواهیم رسید.
هرچند، در میان چهره های که ائتلاف تازه را شکل داده اند نام محمد یونس قانونی، احمد مسعود، حاجی الماس زاهد، نجرابی و.. نیز درج شده است اما به دلیل این که مهم نیستند، از پرداختن به آنها خود داری می کنم، اما استاد عطامحمد نور، والی پیشین بلخ، بارها معصوم استانکزی را قاتل استاد برهانالدین ربانی، شهید صلح، دانسته و بر محاکمهی او پافشاری کرده است. نقطهی انتقاد او از صلاحالدین ربانی نیز، پذیرش مأموریت و نشستن بر سر میز با آقای استانکزی بود. اما اکنون، خود او با استانکزی ائتلاف میکند و با طالبان به گفتوگو مینشیند. آیا این پرسش نزد خردمندان مطرح نمیشود که مبادا او نیز جزئی از همین توطئه بوده است؟ که هرگاه فشاری وارد میآید، سر تعظیم فرود میآورد؟
دوستان گه گاهی استدلال می کنند که ما نباید گفتگو را رد کنیم و من هم مخالف گفتوگو نیستم. اما پرسش اینجاست: این گفتوگو با چه بهایی شکل میگیرد؟ شما در کجای این گفتوگوها قرار دارید؟ آیا طالبان با چهرههایی که "یک وجب جای" در افغانستان ندارند، گفتوگو خواهند کرد؟ اگر هم گفتوگو کنند، آیا امتیازی در شأن شما است به شما خواهند داد؟ چه ضمانتی وجود دارد که محمد حنیف اتمر، معصوم استانکزی و محمد عمر داودزی بار دیگر شما را به "پشتونهای خود" تحویل ندهند و خط شما را همانگونه که در زمان غنی مشخص کردند، ترسیم نکنند؟
فرض کنید گفتوگوها نتیجه داد. در تقسیمبندی قدرت که در هر دو سو اکثریت با پشتونهاست، جایگاه و سهم شما چه خواهد بود؟ پرسش پایانی این است: مگر همین محمد عمر داودزی، محمد حنیف اتمر و معصوم استانکزی کسانی نیستند که نهایت تلاش خود را کردند تا قدرت از یک پشتون به پشتون دیگر منتقل شود و شما، اقوام غیرپشتون، از صحنه حذف شوید؟
این پرسشها و صدها پرسش دیگر، ذهن اهل خرد و دانش را میآزارد، شما را به چالش میکشد و روزی در میدانی تنها رهایتان خواهد کرد؛ زیرا شما نه بر مبنای منافع مردمی، که بر اساس منافع شخصی خود تصمیم میگیرید و ائتلاف میکنید.
اگر واقعاً محمد حنیف اتمر، دسیسهگر مشهوری است که چندین بار طرح ترور استاد عطامحمد نور، مارشال دوستم و بسیاری دیگر از چهرههای غیرپشتون را ریخته، چگونه بر سر یک میز با او مینشینید و بر سرنوشت مردمی تصمیم میگیرید که از ناحیهی او و حلقهی خبیثهاش آسیب دیدهاند؟ و اگر دروغ نمیگویید و ادعا ها تان بجا و درست است، چگونه به خود حق میدهید که با او یکجا شوید؟
اگر معصوم استانکزی قاتل استاد ربانی است، اگر او در انتقال قدرت از اشرف غنی به ملا هیبتالله نقش عمده داشت، چرا با قاتل رهبرتان و کسی که دید در میدان دموکراسی و انتخابات، پشتونها میبازند و نهایت تلاش کرد تا قدرت را با ترفند به گروهی چون طالبان تحویل دهد، بر سر یک میز مینشینید و با آرمانهای مردمتان خیانت میکنید؟
اگر محمد عمر داودزی، مغز متفکر شونیستهاست و در دسیسهی تحویل قدرت از غنی به ملا هیبتالله دست دارد، کسی که اجازهی اعتراض به شما نمیدهد و میگوید "کسانی که میگویند ما افغان هستیم حق دارند، اما کسانی که میگویند ما افغان نیستیم حق ندارند"، چگونه با او یکجا میشوید و وارد گفتوگو با مهرههای دستنشاندهاش میگردید؟
اگر چنین نیست و این سه چهره، انسانهایی ملی، نیکوکار و عادل هستند، این همه اتهام و توطئهخوانی از سوی شما، دال بر چه میباشد؟
فردا در پیشگاه تاریخ، مردم و خدا، چگونه به این پرسشها پاسخ خواهید داد؟
دوستان عزیز؛
بیایید محافظهکاری نکنیم. برای چند "رپه" (مقایسه/سهم ناچیز)، خود و آرمانهای مردممان را فدا نکنیم. باید با طرحی مشخص و روشن وارد میدان شویم و مطابق منافع خود و مردممان مبارزه کنیم. دیگر نباید گذاشت کسانی که بارها اشتباه میکنند، اعتراف مینمایند و سپس همان اشتباه را تکرار میکنند، بر احساسات ما بازی کنند و منافع مردم ما را فدای منافع شخصی خود نمایند.
ترسوی هم، شاید برخی بگویند شما فقط حرف میزنید و طرح بدیل ارائه نمیدهید. بنابراین، با تأکید بر لزوم باز کردن جغرافیای قدرت در کشور برای ایجاد تعادل، نکات ذیل را به عنوان طرح بدیل ارائه میکنم:
۱. فدرالیسم به عنوان گزینهای نو میتواند گرهگشای مشکلات فعلی باشد. تقسیم عادلانهی قدرت و ثروت در چارچوب یک نظام فدرال، میتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند.
۲. نظام اقتصادی مختلط با کنترلی پنجاه-پنجاه بین حکومت و بخش خصوصی، نسبت به گذشته میتواند کاراتر و عادلانهتر باشد.
۳. تغییر نام کشور و بازتعریف هویت ملی، به گونهای که همهی اقوام ساکن در این سرزمین، خود را در آن باز یابند و به آن احساس تعلق کنند.
۴. تعیین و به رسمیت شناختن مرزهای رسمی با کشورهای همسایه، به ویژه خط دیورند که به دهلیزی مرگ و رنج برای مردم تبدیل شده است.
۵. برقراری روابط متقابل و مبتنی بر احترام متقابل با کشورهای همسایه و جهان، به جای رابطهی خصمانه، به سوی تعامل و همکاری برای تأمین منافع دو طرف.
سخن پایانی
در ذیل این پنج محور، میتوان به حد کافی توضیح داد و راهکار سنجید تا به بنبستی برخورد نکنیم. شرط نخست اما این است: خصومتهای شخصی را کنار بگذاریم و از طرح کردن این مسائل بیم نداشته باشیم. تنها با شجاعت، صداقت و پایبندی به اصول میتوان از این گذرگاه دشوار، سربلند بیرون آمد. تاریخ، قضاوت نهایی را خواهد کرد؛ باشد که در داوریش، سربلند باشیم.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025