SANYA NEWS
فرهنگی

نامهٔ مسعود به ترانه

نوشته شده توسط admin در تاریخ 10 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 348


نامهٔ مسعود به ترانه

نویسنده: میراجان امیری

ساعت یک‌ونیم بامداد است.

از شام تا اکنون که این نامه را برایت می‌نویسم، حدود یک متر برف باریده است. سرما پوست و استخوان آدمی را می‌سوزاند. برای آن‌که دشمن نتواند پناهگاه ما را ردیابی کند، آتش نمیکنیم و با بسترها و وسایل سفری خود، شب و روز را در مغاره/ سوف می‌گذرانیم و چند شبانه‌روز است که جنگنده‌های روسی در آسمان پنجشیر مانور انجام می‌دهند.

اگرچه چند روز پیش، در نبرد اساس و حیاتی، به یاری خداوند (ج) توانستیم ضربات محکمی بر قطار نیروهای دشمن وارد کنیم، اما آنان هنوز در اندیشهٔ جبران شکست اخیرشان‌اند. امشب، پس از چندین روز نبرد پی‌درپی، فرصتی یافتم تا از کوه‌پایه‌های سرکش و آزاد هندوکش، این نامه را برایت بنویسم؛ مبادا روزی نتوانم عشقم را به تو ابراز کنم و مرگ غافلگیرم سازد.

اگر انقلاب به پایان رسید، اگر سرود آزادی در دره‌، درهٔ میهنم طنین‌انداز شد و شهادت مرا در آغوش نگرفت، برایت لالایی خواهم خواند، کنار رودخانهٔ روستای‌مان کلبه‌ای خواهم ساخت و با دنیایی از عشق، کنارت خواهم بود.

و اگر چنین نشد و در راه وطن و آزادی فدا شدم، مرا کنار همان رودخانه روستای ما دفن کنید؛ تا باشد که گوش‌هایم، حتی از خانهٔ گور، شاهد طنین صدای خوش تو باشد.

تو را از دورترین و بلندترین نقطهٔ جغرافیایی پنجشیر، با جهانی از عشق، درود می‌فرستم.

«نامه‌ای که پس از جان‌فشانی‌هایش در نبردهای سال ۱۳۵۹، هنگام خاک‌سپاری، از جیب بالاپوش مسعود برداشته شد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر