SANYA NEWS
فرهنگی

«گویيد به نوروز كه امسال نیاید»

نوشته شده توسط admin در تاریخ 6 حوت 1404
آخرین بروزرسانی توسط admin در تاریخ 11 حوت 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 48


«گویيد به نوروز كه امسال نیاید»

نویسنده: میرا جان امیری

چون گذشته، دیگر هیچ‌چیز بر جای خویش نیست؛ نه دشت و دمن، نه باغ و گلستان. گویی طبیعت نیز دیگر میلی به زنده‌شدن و رساندن پیام خوشِ بهار و نوروز ندارد. انگار زمین خسته و افتاده است؛ یا به زبان ساده‌تر، قهر کرده و شوق زیباآرایی از دلش رخت بربسته است.

کابل، شهری که هر سال گواه زایش و شکوه طبیعت بکر خویش بود و لاله‌ها در میان سبزه‌های نورس، یک‌جا در دامنه‌های کوه قد می‌کشیدند؛ شهری که از سرِ مهر و اشتیاق، لاله را حتی بر بام‌ها و در میان درزها و ریشه‌های دیوار می‌توانستی دید که مژدهٔ بهار می‌دادند.

کودکان، نوجوانان و جوانان با شوق، در انتظار گشوده‌شدن درِ مکتب و طنین زنگ آن لحظه‌شماری می‌کردند.

دختران با لباس سیاه و چادر سفید، و پسران با یخن‌قاق‌های آبی یا سفید، جلوه‌ای از زیبایی و تصویری از روشنایی را به نمایش می‌گذاشتند.

همه‌چیز رفت…

کنار گذاشته شد. صداها خاموش شد. زمین بسیاری را ناچار در آغوش گرفت و افسردگی و دلتنگی، تکرار زندگی گردید.

فرهنگ‌ها دیگر معنای پیشین خود را از دست دادند و تنها خوشی مردم، دستِ خالی نیامدن به خانه شد.

بهار، همین بهار، دیگر بوی خوش را در مسیر آمد، آمدنش نمی‌آورد و چشم‌ها انتظار دیدنش را دیرزمانی است که نمی‌کشند.

همه‌چیز رنگ ابزارسازی به خود گرفت؛ معنایی که نوروز هرگز آنرا در خود ندیده بود.

نوروزی که ریشه در هزاران سال پیش، در فرهنگ تاجیکان و پارسی‌زبانان دارد؛ ریشه‌ای عمیق و تاریخی که همه‌ساله به‌عنوان نماد سالی پُر از خوشی، رستگاری، روشنایی و رنگ جامهٔ طبیعت از آن تجلیل به عمل می‌شد، اما اکنون یادبودش کم‌رنگ گردیده است.

این آیین، از جمله کهن‌ترین جشن‌های جهان به‌شمار می‌آید و پیشینهٔ آن به ایران باستان و رسم و سنت‌های آریایی بازمی‌گردد.

در برخی متون تاریخی، از جمله در شاهنامه اثر از فردوسی بزرگ جشن نوروز به دورهٔ جمشید نسبت داده شده است؛ آن‌گاه که جمشید پس از پیروزی بر تاریکی و سامان‌دادن جهان، بر تخت زرین نشست و آن روز در میان مردم «نوروز» نام گرفت و تا امروز از آن تجلیل می‌شود.

نوروز در دوره‌های مختلف تاریخی جایگاهی پررنگ داشته است؛ از جمله در دوره‌های هخامنشیان، اشکاشیان، ساسانیان و نیز در دورهٔ ظهور اسلام.

در دورهٔ هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰ پیش از میلاد)، نوروز به‌گونه‌ای رسمی جشن گرفته می‌شد. سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید به‌روشنی از حضور مردمان گوناگون را نشان می‌دهد که برای بزرگداشت این روز به دربار می‌آمدند و هدایایی پیشکش می‌کردند، هر یک با رسم و سنت‌های ویژهٔ خویش.

دورهٔ ساسانیان

در دورهٔ ساسانیان، نوروز با شکوهی گسترده‌تر برگزار می‌شد. در این دوره، جشن نوروز به دو بخش تقسیم می‌گردید:

نوروز کوچک، که پنج روز نخست سال جدید را در بر می‌گرفت؛ و نوروز بزرگ، که از روز ششم سال مراسم آن آغاز می‌شد.

در بزرگداشت این ایام، شاهان به مردم عام بخشش و انعام عطا می‌کردند و هنوز هم مشابه به این نوع تجلیل و بزرگداشت در ایران صورت میگیرد که آنرا سیزده به‌در می‌نامند که بخشی از آیین نوروز در ایران امروز میباشد.

نوروز پس از ورود اسلام

زمانی که اسلام در سرزمین‌هایی چون ایران و افغانستان امروز گسترش یافت و مردم به دین مبین اسلام مشرف شدند، جریان بزرگداشت و برگزاری مراسم و سنت‌های نوروز از میان برداشته نشد؛ بلکه در فرهنگ اسلامی این کشورها استمرار یافت. بسیاری از خلفا و پادشاهان اسلامی از این روز تجلیل می‌کردند و آن را گرامی می‌داشتند.

امروزه نیز در کشورهایی چون افغانستان، ایران، تاجیکستان و اوزبیکستان نوروز گرامی داشته می‌شود و آیین‌هایی چون:

سفرهٔ هفت‌سین،

آماده‌نمودن هفت‌میوه،

پوشیدن لباس‌های جدید و فرهنگی،

غرس نهال و سبزکاری محیط،

میلهٔ گل سرخ،

کاغذپرانی،

میلهٔ گل ارغوان،

جنده بالا در مزار شریف،

و میلهٔ سمنک برگزار می‌گردد.

این جشن باستانی در سال ۲۰۱۰ میلادی توسط سازمان ملل متحد، هم‌زمان با ۲۱ مارچ، به‌عنوان روز جهانی نوروز اعلام شد و در فهرست میراث‌های فرهنگی ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسید.

نوروز را نماد امید، روشنایی، رستگاری، جامهٔ بدل نمودن طبیعت، سرآغاز سال پر موفقیت میشود تعریف نمود.

در پایان شعری استاد خلیل الله خلیلی

گویيد به نوروز كه امسال نیاید
در كشور خونین‌كفنان ره نگشاید

بلبل به چمن نغمه‌ی شادی نسراید
ماتمزدگان را لبِ پُر خنده نشاید

خون می‌دمد از خاك شهیدان وطن وای
ای وای وطن وای

گلگون‌كفنان را چه بهار و چه زمستان
خونین‌جگران را چه بیابان، چه گلستان

در كشور آتش‌زده، در خانه‌ی ویران
كس نیست زند بوسه به رخسارِ یتیمان

كس نیست كه دوزد به تنِ مُرده كفن، وای
ای وای وطن وای

از سینه‌ی هر سنگِ تو خون می‌دمد امروز
از خاك تو مستی و جنون می‌دمد امروز

آن لاله چه دیده كه نگون می‌دمد امروز؟
وان سبزه چرا زرد و زبون می‌دمد امروز؟

سرخ است به خون پا و سرِ سرو و سمن وای
ای وای وطن وای…

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر