خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 1 ثور 1405
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 71
نویسنده: میرا جان امیری
زندگی هر روز سختتر میشد. فشارهای پیدرپی از هر سو مرا در تنگنا گرفته بود؛ دروازهها یکی پس از دیگری به رویم بسته میشدند و حتی همان کار شاقهی روزانه نیز از دستم رفته بود. هرچه به دستم میرسید، به گره میخورد و راهی برای گشایش نبود.
من، که هر صبح پس از نماز، از چوک تا کوتهسنگی و از آنجا تا پل سرخ رکاب میزدم، به امید آنکه شاید شامگاه دستپر به خانه برگردم—اما نمیشد. هر روز، همان سناریوی تکراریِ دستِ خالی. با اینهمه، به همان تکهنان خشک قناعت میکردم و شکر میگفتم، با این باور که «شکر نعمت، نعمتت افزون کند» و دل به فردایی بهتر میبستم.
شب یکشنبه، با دلی سنگین از غم، به خانه برگشتم. ناگهان زنگ ناشناسی گوشیام را به صدا درآورد.
همین که «بلی» گفتم صدای مصطفی بود.
سلام سید رقیب، خوب استی؟
کجاستی؟ هیچ حال و احوالی از ما هم نمیگیری، یا پیسهدار شدی یا هم عاشق که گوشهگوشه میگیری خود را، بیخی مثل معاش کارمندان متقاعد، هیچ در دسترس نیستی
سید رقیب:
سلام مصطفی جان، خودت خوب هستی؟ طرفهایت آرامی است؟
هستیم درگیر و گرفتار روزگار، سرگردان و پریشان؛ روز را در رفتوآمد شب میکنم، شب را در چارهسازی برای فردا، و اینگونه زندگی در گذر است…
مصطفی:
بیکار استی رقیب جان، برادر قندم؟
چرا وقتتر با من تماس نگرفتی؟
خوب، خیر، به هر صورت پشت آب رفته بیل گرفتن فایده ندارد؛ هر وقت ماهی را از آب بگیری تازه است. انشاءالله در همین روزهای نزدیک قرارداد ویرنگ کار یکی از ساختمانهایی که هزینه ساخت آن توسط امریکاییها پرداخته شده را میگیرم، تو را هم با خود میبرم اگر موافق باشی و با من استان وردک بروی؟
سید رقیب:
مقصد کار باشد، وردک و کابل ندارد، یک لقمه نان به خانه جور کنم، بس همین مصطفی جان.
مصطفی:
خوب است، چند روز بعد برت زنگ میزنم؛ یکجا به خیر میرویم، برآورد میکنیم، اگر خارجی موافقت کرد پول خوب به جیب ما میاید. درست است، فعلاً اللهحافظ.
سید رقیب:
درست است، خداحافظ.
چند روز گذشت. حتا از روزی که باید زنگ میآمد، اما از مصطفی هیچ خبری نبود. خودش دستبهکار شد تا برود از دوکان کاکا قادر یک بیست افغانی کریدت روان کند. تا نزدیکیهای دوکان کاکا قادر رسیده بود که برایش زنگ آمد؛ مصطفی بود. همین که «بلی» گفت:
مصطفی:
سلام رقیب جان، ببخشی که کمی کارها تال خورد؛ طرف خارجی چند روزی میشد که خارج از افغانستان رفته بودند. فردا به خیر، ساعت ۸:۰۰ در پل سرخ منتظر من باش، میایم، یکجا میرویم بخیر طرف وردک.
رقیب که در لباسهایش جا نمیشد، بدون احوالپرسی گفت:
درست است، درست است لالا مصطفی، میآیم، میآیم، فردا صبح بخیر.
خداحافظ.
این صبح آغاز خوبی بود برای رقیب و دیری بود که چهرهاش را خوشی نپوشانده بود. از شدت خوشحالی، ۷:۳۰ رفت و آنجا منتظر مصطفی ماند.
مصطفی که موتر کرولای سرخ جرمنی داشت و برای رقیب آشنا بود، چشمش به موترهای سرخ دوخته شده بود. یک ساعت گذشت، اما از مصطفی خبری نشد. پانزده کم نُه بود که کرولای دو هزار سفید پیش پایش توقف کرد، شیشه را پایین کرد و صدا زد:
رقیب، بیا بالا شو، بریم بخیر، به چی چرت استی؟
رقیب:
سلام مصطفی جان، خوب استی؟ سلامت. در چرت نبودم؛ تو مگر موتر سرخ نداشتی؟ من انتظار آمدنت را با آن موتر داشتم و چشمم تنها به موترهای سرخ کرولا بود.
مصطفی:
سه ماه میشود فروختمش، این را نو گرفتیم؛ کارها خوب پیش میرود. انشاءالله در این پروژه نو، به خیر، تو هم صاحب یک موتر خواهی شد، تشویش نکن.
سید رقیب:
خوب است، تبریک باشد؛ پناه به خدا، زبانت نیک شود که از این همه جار و جنجال بیرون شویم، به خیر.
مصطفی:
بریم به خیر که ناوقت نشود، راه طولانی است…
در مسیر راه، هر دو از روزگار خود قصه کردند. بیشتر رقیب از غمهایش میگفت و مصطفی با حرفهای خوب خود تسلی میشد برای دل زخمی رقیب، و آهنگهای پیدرپی احمد ظاهر بود و آن مسیرهای ناهموار استان وردک.
در مسیر راه، همینکه از کابل بیشتر دور شدند، تایپ موتر خاموش شد و قصهها و برنامهها یکی پس از دیگر بین شان رد و بدل میشد. سرک خراب بود و موتر آهستهآهسته در مسیر راه پیش میرفت. هر دو از خود میگفتند و رقیب هرچه نزدیکتر میشد، خود را از فرط خوشی در لباسهایش نمییافت.
پنجاه متری بیش نمانده بود که به دروازه محل ساختمان نیمه کاره برسند که ناگهان صدای هولناک انفجار بلند شد و موترشان با ماین کنار جاده برخورد نمود و در میان آتش و دود، با یک دنیا آرزوها خاکستر شدند.
آرزو و آیندهٔ دیگر باقی نماند؛ روح آسمانی شد و جسمشان در میان شعلههای آتش سوخت و خاکستر شد.
شکست آرزو زین بیش نتوان درگره بستن…
«بیدل رح»
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025