SANYA NEWS
فرهنگی

محب بارش؛ مردی که با واژه‌ها ایستادگی را سرود

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 14 ثور 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 120


محب بارش؛ مردی که با واژه‌ها ایستادگی را سرود

نویسنده: مژده ظفری بخشی

محب بارش، نامی که در حافظه‌ی فرهنگی افغانستان تنها یک شاعر ساده نیست، همچون بارانی آرام و مداوم بر کویر تشنه‌ی واژه‌ها نشسته است؛ مردی که از دل کوه‌های خاموش پنجشیر برخاست و با زبان نرم و اندیشه‌ی بیدارش، روایتگر رنج، امید و ایستادگی یک ملت شد. 

بارش شاعر، نویسنده، ادیب و استاد دانشگاه کابل، از چهره‌های درخشان ادب معاصر افغانستان است که با آفرینش آثاری چون بارش محبت و یک روز بی‌دروغ جایگاهی ویژه در میان شاعران، فرهنگیان و دوستداران ادب به‌دست آورده است.

محب بارش، فرزند عزیز احمد، در سال ۱۳۳۷ در روستای زیبای بابا علی از فرمانداری آبشار که آن زمان از مربوطات ولایت کاپیسا و اکنون در ولایت پنجشیر قرار دارد چشم به جهان گشود. او از همان سال‌های کودکی، هم‌زمان در مسجد و مکتب زادگاهش به فراگیری دانش پرداخت و پس از پایان آموزش‌های ابتدایی، رهسپار کابل شد و در لیسه عالی نجات آن زمان، که امروز به نام امانی شناخته می‌شود، به تحصیل ادامه داد.

این شاعر فرهیخته، با علاقه و انگیزه‌ای ژرف به زبان و ادبیات پارسی دری، پس از فراغت از مکتب وارد دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کابل شد و تحصیلات عالی خود را در این رشته به پایان رساند. او پس از فراغت، با تسلط بر گونه‌های مختلف شعر، به عنوان استاد در دانشگاه کابل به تدریس پرداخت و نقش مهمی در پرورش نسل‌های تازه‌ای از اهل قلم ایفا کرد.

بارش در شعر، به‌ویژه با سبک کلاسیک نوگرا انس داشت و از آثار شاعرانی چون احمد شاملو، سهراب سپهری، نیما یوشیج و فروغ فرخ‌زاد بهره‌های فراوان برده بود. سروده‌ها و نقدهای ادبی و اجتماعی او، از سال ۱۳۵۹ به بعد، در نشریات داخلی و بین‌المللی منتشر می‌شد و مورد توجه گسترده قرار می‌گرفت.

آثار یک روز بی‌دروغ و بارش محبت از جمله مجموعه‌های برجسته این شاعر توانمند است که در سال‌های اخیر وارد بازار فرهنگ و ادب شد و با استقبال علاقه‌مندان روبه‌رو گردید.

محب بارش از دوستان نزدیک عبدالقهار عاصی، شاعر نامدار افغانستان، بود و پس از درگذشت او توانست مجموعه‌ای از نوشته‌ها و یادداشت‌هایش را گردآوری و منتشر کند؛ اثری که امروز از مهم‌ترین منابع درباره عاصی به شمار می‌رود.

او مدتی نیز به‌عنوان رییس دانشگاه البیرونی ایفای وظیفه کرد و پس از پایان مأموریت، دوباره به کابل بازگشت و به تدریس در دانشگاه کابل ادامه داد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی دری، با وجود جایگاه علمی و فرهنگی برجسته، حدود شش ماه را در زندان ولایت کاپیسا سپری کرد. آن‌گونه که از گفته‌هایش برمی‌آمد، دلیل بازداشت او انتقادهای تندش از مقام‌های دولتی بود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که وی از اواخر خزان ۱۳۹۲ تا اواخر بهار ۱۳۹۳ در زندان به‌سر برد.

بارش در تحلیل‌های خود، علت زندانی‌شدنش را دیدگاه‌های انتقادی و سیاسی‌اش عنوان کرده و گفته بود که برخی مقام‌های دولت حامد کرزی از این اظهارات ناخشنود بوده‌اند. در حالی‌که مقام‌های محلی کاپیسا اتهام‌های حقوقی را دلیل بازداشت او می‌دانستند، این شاعر تا پایان دوران حبس از داشتن وکیل مدافع محروم ماند. او حتی در زندان دست به اعتصاب غذایی زد و خواستار برگزاری دادگاهی عادلانه با حضور رسانه‌ها و نهادهای مدنی شد.

سرانجام، محب بارش پس از فراز و نشیب‌های بسیار زندگی، در روز یکشنبه ۱۲ ثور ۱۳۹۵ چشم از جهان فروبست. پس از درگذشت او، شماری از چهره‌های فرهنگی و ادبی کشور، با نگارش یادداشت‌هایی، از شخصیت و جایگاه این شاعر بزرگ یاد کردند.

هارون حکیمی سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ، درگذشت او را ضایعه‌ای بزرگ دانست و تأکید کرد که بارش خدمات ارزنده‌ای در غنای زبان و ادب پارسی انجام داده است. همچنین جاوید فرهاد شاعر و پژوهشگر، در صفحه فیسبوک خود نوشت:

بارش چند سالی بر کشت‌زار تشنه‌لب شعر امروز پارسی بارید، اما سرانجام در پس ابرهای مرگ و خشک‌سالی پنهان شد؛ کاش می‌بود و همچنان می‌بارید تا حلق تشنه‌ای را سیراب کند و غبار از چهره غزل بشوید.

پنجشیر دردمند

رستم برای اندوه سهراب گریه کرد

یعقوب کور شد به هوای شکوه مصر

فرهاد با فسانه شیرین به خاک رفت

اما تو زنده‌ای

اما تو زنده‌ای

مغرور، استوار، هدف‌مند، پرشکوه، آزاد، سربلند

من هیچ نیستم

اما همیشه ورد زبان بوده‌ام، چرا

زیرا که من توام

زیرا که من توام

من با زبان عشق تو آغاز کرده‌ام

پهنای عشق را

من با خروش رود تو فریاد کرده‌ام

آهنگ سوگ را

پنجشیر دردمند

پنجشیر دردمند

زخم چریک کوه تو، زخم تن من است

من زخم خورده‌ام

او زخم خورده است

تو زخم خورده‌ای

ما زخم خورده‌ایم

اما نمرده‌ایم

زیرا به قول شاعر رندان روزگار

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

پس ما نمرده‌ایم

یعنی نمرده‌ای

پنجشیر دردمند

پنجشیر دردمند

پیکر این استاد فرزانه دانشگاه کابل، عصر همان روز یکشنبه، در گورستان ۵۰۰ فامیلی کابل با حضور گسترده فرهنگیان، دانشجویان، فعالان مدنی و دوستداران ادب و فرهنگ به خاک سپرده شد. 

فضای مراسم آکنده از اندوه و سکوتی سنگین بود؛ گویی واژه‌ها نیز در برابر رفتن او خاموش مانده بودند. محب بارش با اندیشه، شعر و تعهد فرهنگی‌اش در دل بسیاری از اهل قلم زنده ماند و رفتنش برای جامعه ادبی افغانستان، پایانی تلخ بر فصلی روشن از شعر و آگاهی بود.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر