SANYA NEWS
فرهنگی

حکمرانی مبتنی بر عدالت و رفاه؛ اندرزنامه بهرام گور به کارگزاران در شاهنامه

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 25 ثور 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 67


حکمرانی مبتنی بر عدالت و رفاه؛ اندرزنامه بهرام گور به کارگزاران در شاهنامه

نویسنده: مهرزاد عظیمی

شاهنامه فردوسی، حماسه‌‌ی ملی و آیینه‌دار فرهنگ، اخلاق و حکمرانی در تمدن ایرانی بزرگ است. در میان پادشاهان اساطیری این اثر، بهرام گور (بهرام پنجم) چهره‌ای برجسته و چندبعدی است که هم به دلیری، خوشگذرانی و شکارچی‌گری شهره است و هم‌ در عرصه ملک‌داری نیز الگویی از دادگری و توجه به رفاه عمومی به شمار می‌رود. 

آنچه در داستان بهرام گور کمتر مورد کنکاش قرار گرفته، نامه اندرزگونه او به کارگزارانش است. این وصیت‌نامه سیاسی، رویکردی نظام‌مند و هوشمندانه به مسایلی چون کاهش رنج مردم، معافیت مالیاتی، عدالت‌محوری، وام‌دهی برای رفع نابرابری، شایسته‌سالاری و پاک‌دستی دارد. 

در این متن، می‌کوشیم با بازخوانی انتقادی این اندرزنامه، نشان دهیم که چگونه این توصیه‌ها زمینه‌ساز افزایش رفاه عمومی و ارتقای سطح رضایت‌مندی مردم در عصر بهرام گور شده و چه درس‌هایی برای حکمرانی مطلوب امروزی می‌توان از آن آموخت.

بهرام گور از شخصیت‌های مورد توجه حکیم توس در شاهنامه است. داستان زندگی این ابرمرد آرمانی از تولد، کودکی، جوانی، پادشاهی و سرانجام مرگ وی در شاهنامه به تفصیل بیان شده است.

پدرش یزدگرد سی سال پادشاه بود؛ پادشاهی به‌شدت بزهکار و بی‌نهایت جفاپیشه:

کسی را نبد نزد او پایگاه

به زودی مکافات کردی گناه

در چنین شرایطی بهرام متولد می‌شود. پیشگویان خبر نشستن بهرام بر تخت را به پدرش اعلام می‌کنند و همین امر باعث می‌شود یزدگرد او را برای تربیت، پرورش و یادگیری فنون شکار به دربار حاکم حیره (نعمان بن منذر) بفرستد:

ز اختر چنان بود اندر نهان 

که او شهریاری بود در جهان

این تصمیم مورد تایید موبدان نیز بود. موبدان نیک می‌دانستند که اگر این کودک برخلاف خوی پدرش تربیت شود، پادشاهی دادگر خواهد شد:

گر این کودک خرد خوی پدر

 نگیرد شود خسروی دادگر

پس از مرگ یزدگرد، بهرام با شکست خسرو بر تخت شاهی می‌نشیند و به مدت شصت و سه سال بر ایران بزرگ حکمرانی می‌کند:

چو بر تخت بنشست بهرام گور

به شاهی بر او آفرین خواند هور

فردوسی ویژگی‌های شخصیتی بهرام گور اعم از بخشندگی، خوشگذرانی، جوانمردی، زیرکی در کارزار و... را به صراحت بیان می‌کند. نکته جالب‌تر در بیان فردوسی، دادگری در ملک‌داری و به تعبیر امروزی مدل حکمرانی اوست. بهرام گور در اندرزنامه خود به کارگزاران نکاتی ارزشمند را یادآوری می‌شود؛ نکاتی که با اعمال آنها زمینه رشد رفاه عمومی فراهم گشته و موجب شادی مردم شده است:

۱. تلاش برای کاستن آلام مردم و افزایش شادی و نشاط:

سر نامه کرد آفرین ار نخست

بدان کاو روان را به دانش بشست

هرآن کس که از کارداران من 

سرافراز جنگی سواران من

بنالد نبیند بجز چاه و دار 

دگر کشته افکنده بر خاک خوار

بکوشید تا رنج ها کم کنید

دل غمگنان شاد و خرم کنید

۲. معافیت مالیاتی هفت‌ساله:

نخواهم خراج از جهان هفت سال

اگر زیر دستی بود یا همال

۳. تاکید بر اجرای عدالت بین مردم

به هر کارداری و خودکامه‌ای 

نوشتم ابر نامه‌ی پهلوی

که با زیردستان جز از رسم داد

نرانند و از بد نگیرند یاد

ابا داد باشید و یزدان‌پرست

بشسته ز بیداد و کژی دو دست»

۴. رفع نابرابری با اعطای وام:

کسی را که وام‌ست و دستش تهی‌ست 

به هر جای بی ارج و بی فرهی‌ست

هم از گنج ماشان بتوزید وام

 بدیوانهابر نویسید وام

۵. مجهز شدن به علم و دانش و ترویج عقلانیت:

به‌دانش روان را توانگر کنید

خرد را همان بر سر افسر کنید

۶. رعایت حقوق همدیگر و وفای به عهد:

ز چیز کسان دور دارید دست 

بی آزار باشید و یزدان پرست

بکوشید و پیمان ها مشکنید 

پی و بیخ پیوند بد بَر کنید

۷. تاکید بر شایسته‌سالاری و نردبان ترقی:

هرآنکس که ناچیز بُد چیره گشت 

وز اندازه کهتری درگذشت

بزرگش مخوانید کان برتری 

سبک بازگردد سوی کهتری

۸. تاکید بر پاک‌دستی:

به پاکی گرائید و نیکی کنید

دل و پشت خواهندگان مشکنید

۹. پشتوانه مردمی مهمترین حامی:

هر آن چیز کاو دور گشت از پسند

بدان چیز نزدیک باشد گزند

ز دارنده بر جان آنکس درود 

که از مردمی باشدش تار و پود

ابلاغ این نامه به کارگزاران تحسین مردم را در پی داشت:

چو آن نامه آمد به هر کشوری 

به هر نامداری و هر مهتری

همی گفت هر کس که یزدان سپاس 

که هست این جهاندار یزدان شناس

رستاخیزی برپا شد، عموم مردم از خانه‌ها بیرون آمدند و به تحسین پادشاه مشغول شدند:

زن و مرد و کودک به هامون شدند

ز هر کشور از خانه بیرون شدند

همه خواندند آفرین نهان 

بدان دادگر شهریار جهان

اجرای منویات پادشاه، ثبات اقتصادی و شادی را برای همگان به ارمغان آورد. مردم تنها نصف روز کار می‌کردند و نیمه دیگر به خور و خواب مشغول بودند. سرانجام پادشاه، جهاندار (یزدان) را به خاطر ارتقای سطح رفاه عموم ستایش می‌کند:

وز آن پس به خوردن بیارستند

می و رود و رامشگران خواستند

به یک نیمه از روز خوردن بدی

دگر نیمه زو کار کردن بدی

چنان شد که از بند گل افسری

دو دینار می خواستندی سری

یکی شاخ نرگس بها یک درم 

خریدی کسی زو نگشتی دژَم

ز شادی جوان شد دل مرد پیر 

به چشمه درون آبها گشت شیر

جهانجوی کرد از جهاندار یاد

که یکسر جهان دید از این گونه شاد

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر