SANYA NEWS
فرهنگی

عبدالقهار عاصی؛ سپیدار بلند در باغ ادبستان پارسی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 2 سرطان 1405
نویسنده: خبرگزاری ثانیه

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 105


عبدالقهار عاصی؛ سپیدار بلند در باغ ادبستان پارسی

وقتی از ده و دره، کوه و کوهسار، جلگه و تکه‌های زمین سخن گفته می‌شود و در میان آن‌ها بنفشه و نسترن، نیلوفر و ارغوان، و صدای شرشر آب و دریا در بیت، مصرع و غزل می‌نشیند، بی‌درنگ خواننده خود را در دل دره‌های پنجشیر احساس می‌کند؛ جایی با هوای تازه، طبیعت بکر و چشم‌اندازهای شگفت‌انگیز که واژه‌ها در آن با واقعیت پیوندی استوار و ناگسستنی دارند. این تصویرها را می‌توان در قالب‌های گوناگون چون غزل، دوبیتی، رباعی، چهارپاره و شعر سپید در اشعار عاصی بزرگ به‌روشنی مشاهده کرد؛ اشعاری که زمینه‌ی خیال‌پردازی و درک ژرف از طبیعت و انسان را فراهم می‌سازند.

شعر چیست؟

پیش از پرداختن به تعریف شعر، باید پذیرفت که هر فرد بر اساس دیدگاه، اندیشه، دانش و سطح فهم خود، تعریفی از شعر ارائه می‌دهد. هرچند دیدگاه‌های عمومی و نظر بزرگان ادب قابل ذکر است، اما می‌توان شعر را چنین تعریف کرد:

شعر سخنی است که از دل برخیزد و بر دل نشیند؛ واژه‌هایی که در آن، انسان خود را در هر مصرع و بیت احساس کند و با آن هم‌ذات‌پنداری نماید.

دیدگاه ادیبان دربارهٔ شعر:

ملک‌الشعرای بهار: شعر سخنی است که احساس و اندیشه را با زیبایی هنری و موسیقی کلام بیان می‌کند.

محمدرضا شفیعی کدکنی: شعر گره‌خوردگی عاطفه و تخیل در زبانی آهنگین است.

خواجه نصیرالدین طوسی: شعر سخنی خیال‌انگیز است که بر پایه وزن و آهنگ شکل می‌گیرد.

بنابراین، می‌توان گفت شعر مجموعه‌ای از واژه‌های آمیخته با زبان، احساس و تخیل انسان است که بر اساس دانش و اندیشه او شکل می‌گیرد.

جایگاه قهار عاصی

عاصی بزرگ از جمله شاعران نامدار و برجستهٔ زبان پارسی است که با عمر کوتاه اما پربار خود، با اندیشه‌ای ژرف و نگاهی نو، طوفانی در ادبیات معاصر برپا کرد و جاودانه شد. او با زبانی ساده اما سرشار از معنا، درد و رنج مردم و سرزمینش را بدون پرده‌پوشی و در سخت‌ترین شرایط تاریخی بازتاب داد؛ از همین رو، بسیاری از دوستدارانش او را «شاعر باران عشق و حماسه» می‌نامند.

عبدالقهار عاصی با عشق و علاقه‌ای عمیق به زبان پارسی، هر ساله اثری از خود به چاپ می‌رساند و همچون سپیداری استوار در باغ ادب، جایگاه بلند و ارزشمندی به دست آورد. آثار او بازتاب‌دهندهٔ پشتکار و استعداد والای اوست؛ چنان‌که در طول حیات کوتاه خود، ۹ اثر (کتاب) از خود به یادگار گذاشت.

مقامهٔ گل سورى

لالايى براى مليمه

ديوان عاشقانة باغ

غزل من و غم من

تنها ولى هميشه

از جزيرهٔ خون

سال خون سال شهادت

از آتش از ابريشم

که همهٔ این آثارش بعد از شهادت وی در یک مجموعه توسط انشارات خیام به نشر رسید.

چند نمونهٔ از اشعار عاصی بزرگ

به هوای تازه ماند غزل من و غم من

به خدا ترا رساند غزل من و غم من

همه اش سلام عشق است و کلام آشنایی

همه نور می فشاند غزل من و غم من

ز ادای مهربانی به مبارکی رسیده

که به نیمه ره نماند غزل من و غم من

چو قلندران صافی چو برهنه گان صادق

دغل و دغا نداند غزل من و غم من

به زمین شوره ی جان و به خاکتوده ی دل

گل سرخ پروراند غزل من و غم من

به قلمرو دل انگیز تخیلم فرود آی

که همای می پراند غزل من و غم من

گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی

سرم می ریزد امشب از دَرو دیوار تنهایی

دلی که داشتم دیوانه گی هایش ز پا افگند

سری تا می بر آرم می دهد آزار تنهایی

خموشی های من در پرده هایش رنگ می میگردد

چه ساز روشنی دارد به چشم یار تنهایی

به هر جمعی که آواز محبت میشود بالا

خیالی را به خونم می کند بیدار تنهایی

صدای آشنا ره می گشاید از درون ما

گلو میگیردم اندوه دریا بار تنهایی

همیشه چشم من از همسرایان دستیاری بود

ولی اینک رفیق راه غربت سار تنهایی

تا دره تهی شد از صدای دل دوست

من ماندم و درد بی دوای دل دوست

زنهار اگر دمی به سر خواهم برد

جز با غم دوست، جز برای دل دوست

دل تنگ شود به ناله اش در شکنم

خاموشیِ لب به دیدهٔ تر شکنم

دستم نرسد به دامنِ هیچ کسی

بنشینم و در سکوت خود وَر شکنم

کسی نمانده که لبخند را ترانه کند

و خود نه لبخندی است.

کسی نمانده که بانگِ بلند بردارد

لبانِ بامِ ورم کردهٔ عبادتگه

برایِ عشق ندارد نیایشی!

شعری!

درختِ توت

رگ و ریشه آتش و باروت

نوازشِ نفسِ باد را

گریزان است.

از آسیاب به سویِ مزارعِ گندم

بجز صدایِ جدایی نمانده است به جای

خاطره ای!

به شانه هایِ سپیدار

پناهگاهی نیست.

چرا که شعر هنوز

اسیرِ قافیه است.

قهار عاصی 

در شعرِ قهار عاصی، پیوندی عمیق میان عشق و حماسه برای میهن و قهرمانان آن نهفته است. در هر واژه‌اش، احساس عشق، آزادی، ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم و استبداد به‌وضوح دیده می‌شود و با هر بار خوانش، همان شور و تازگی نخستین بار در دل خواننده زنده می‌گردد.

عاصی از جمله شاعران برجستهٔ معاصر زبان پارسی است که آثارش هرگز خستگی در خواننده ایجاد نمی‌کند. او عشق به معشوق را در شعرهایش به تصویر می‌کشد و در کنار آن، عشق به وطن و قهرمانان تاریخ سرزمینش را با بیانی حماسی و پرشور در ذهن مخاطب زنده می‌سازد.

قهار عاصی در روستای ملیمه، شهرستان درهٔ استان پنجشیر رشد یافت و آموزش‌های ابتدایی خود را در همان‌جا فرا گرفت. سپس به کابل آمد و در شهر کهنهٔ کابل همراه خانواده‌اش سکونت گزید. او از لیسهٔ ابوریحان بیرونی با درجه عالی فارغ شد و تحصیلات عالی خود را در دانشکدهٔ زراعت دانشگاه کابل به پایان رساند.

عاصی شاعری نوگرا و پرکار بود که در قالب‌های گوناگون طبع‌آزمایی کرد و توانایی‌های ادبی خود را به اثبات رساند. او با میترا عاصی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دختری به نام مهستی میباشد.

سرانجام، در جریان جنگ‌های داخلی افغانستان، پس از مهاجرت از ایران، در اثر اصابت ترکش هاوان در منطقهٔ کارته پروان کابل به شهادت رسید.

پیکر قهار عاصی در آرامگاه قول آبچکان کابل به خاک سپرده شد.

یادش گرامی و روحش شاد باد

روحش شاد یادش گرامی باد…

به هر مصرع شکر میبارد عاصی 

همه عشــق و حماسه آرد عاصی 

سخنگـــــوی زبـــانِ درد و مردم 

قریـحه خوش زبانی دارد عاصی

میراجان امیری

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر