SANYA NEWS
سیاسی

امریکا به سمت فاشیسم و پایان لیبرالیسم

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 23 جوزا 1405
نویسنده: مهرزاد عظیمی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 82


امریکا به سمت فاشیسم و پایان لیبرالیسم

انتخابات پنجم نوامبر ۲۰۲۴ در امریکا، تنها یک رقابت انتخاباتی میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها نبود. بسیاری از ناظران سیاسی این رویداد را نقطه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ معاصر امریکا می‌دانند؛ نقطه‌ای که در آن نشانه‌های دگرگونی عمیق در ساختار فکری و سیاسی غرب آشکار شد. 

بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، برای بخش بزرگی از نخبگان سیاسی و دانشگاهی غرب، تنها بازگشت یک سیاستمدار جنجالی تلقی نشد، نمادی از افول تدریجی ارزش‌هایی بود که دهه‌ها شالوده نظم سیاسی امریکا و جهان غرب را شکل داده بودند.

لیبرالیسم، که از زمان شکل‌گیری امریکا با الهام از اندیشه متفکرانی چون جان لاک در تار و پود نظام سیاسی این کشور تنیده شد، برای سال‌ها خود را پیروز نهایی میدان تاریخ معرفی می‌کرد. 

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بسیاری از نظریه‌پردازان غربی از پیروزی قطعی دموکراسی لیبرال سخن گفتند و آن را مقصد نهایی جوامع بشری دانستند. امروز اما همان اندیشه‌ای که زمانی با اعتماد کامل از «پایان تاریخ» سخن می‌گفت، در برابر تحولات آمریکا با تردید و نگرانی ایستاده است.

امریکای دوران ترامپ روز به روز از قواعدی فاصله می‌گیرد که زمانی نشانه برتری اخلاقی و سیاسی خود در جهان معرفی می‌کرد. 

مفاهیمی مانند چندجانبه‌گرایی، حمایت از متحدان سنتی، دفاع از حقوق بشر و احترام به نهادهای بین‌المللی، دیگر جایگاه گذشته را در ادبیات سیاسی واشنگتن ندارند. 

این تغییر تنها در مرزهای آمریکا باقی نمانده و بازتاب آن را می‌توان در اروپا، خاورمیانه، شرق آسیا و بسیاری از نقاط دیگر جهان مشاهده کرد.

شاید هیچ جایی به اندازه اروپا عمق این دگرگونی را احساس نکرده باشد. قاره‌ای که دهه‌ها امنیت و ثبات خود را بر پایه اتحاد راهبردی با آمریکا بنا کرده بود، اکنون با پرسش‌های دشواری روبه‌رو شده است. 

نگرانی از کاهش تعهد واشنگتن به امنیت اروپا، بسیاری از رهبران این قاره را واداشته تا درباره آینده روابط فراآتلانتیک بازاندیشی کنند. 

نشست‌های اضطراری، رایزنی‌های فشرده و هشدارهای پی‌درپی مقام‌های اروپایی، تصویری از فضای نگرانی و بی‌اطمینانی را به نمایش می‌گذارد.

در همین حال، برخی تحلیلگران تلاش ترامپ برای نزدیک شدن به روسیه را بخشی از راهبرد مهار چین می‌دانند؛ راهبردی که در ظاهر شباهتی به سیاست‌های دوران جنگ سرد دارد. 

با این حال، جهان امروز با جهان نیم قرن پیش تفاوت‌های فراوانی دارد. ساختار قدرت دگرگون شده، بازیگران تازه‌ای وارد میدان شده‌اند و معادلات سیاسی دیگر از همان منطق گذشته پیروی نمی‌کنند. 

از همین رو، بسیاری معتقدند پیامد این سیاست‌ها بیش از آنکه متوجه پکن باشد، مناسبات دیرینه میان آمریکا و اروپا را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

در سوی دیگر، قدرت گرفتن چهره‌هایی چون ایلان ماسک و حضور پررنگ میلیاردرهای بانفوذ در پیرامون دولت ترامپ، پرسش‌های تازه‌ای را درباره نقش سرمایه در سیاست برانگیخته است. 

هنگامی که ثروت گروهی محدود از افراد از تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورها فراتر می‌رود، نگرانی درباره تأثیر این قدرت اقتصادی بر روندهای سیاسی و انتخاباتی، به موضوعی جدی تبدیل می‌شود. 

این نگرانی به‌ویژه در اروپا، جایی که احزاب راست‌گرای افراطی در برخی کشورها در حال گسترش نفوذ خود هستند، بیش از گذشته احساس می‌شود.

بازتاب این تغییر رویکرد را می‌توان در سیاست خارجی آمریکا نیز مشاهده کرد. از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه، بسیاری از مواضع و تصمیم‌های واشنگتن با آنچه طی دهه‌های گذشته به‌عنوان سیاست سنتی امریکا شناخته می‌شد، تفاوت چشمگیری دارد. 

همین تفاوت‌ها باعث شده است که بسیاری از تحلیلگران از ورود جهان به مرحله‌ای تازه سخن بگویند؛ مرحله‌ای که در آن قواعد شناخته‌شده نظم بین‌الملل در حال بازتعریف شدن است.

با این همه، هنوز برای صدور حکم قطعی درباره پایان لیبرالیسم یا استقرار یک نظم جدید جهانی زود است. آنچه امروز دیده می‌شود، بیش از هر چیز نشانه ورود جهان به دوره‌ای از ابهام و گذار است. در این دوره‌ بسیاری از باورهای دیرینه به چالش کشیده شده‌اند و پرسش‌های بزرگی درباره آینده سیاست جهانی بی‌پاسخ مانده است. 

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که آیا آنچه امروز در آمریکا رخ می‌دهد، یک چرخش موقت سیاسی است یا آغاز عصری تازه که چهره جهان را برای سال‌های طولانی دگرگون خواهد کرد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر