SANYA NEWS
سیاسی

از کرزی تا احمدزی؛ بستری برای بازگشت طالبان

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 11 سنبله 1405
نویسنده: رحمت‌الله بیگانه

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 1553


از کرزی تا احمدزی؛  بستری برای بازگشت طالبان

بخش نخست

حکومت موقت در سال ۱۳۸۰ خورشیدی، بر اساس توافق‌نامهٔ بن تشکیل شد. با انتخاب حامد کرزی و تشکیل کابینهٔ موقت، مردم افغانستان امیدواری بزرگی پیدا کردند که دوران سیاه و ناامیدی به پایان رسیده و دیگر بازنخواهد گشت.

حامد کرزی در اوج امیدواری مردم افغانستان به ریاست حکومت رسید و طی محفل باشکوهی که در تالار وزارت داخله در شهر کابل برگزار شده بود، حکومت را در حالی از نزد «برهان‌‌الدین ربانی» گرفت که حکومت ۹ ساله موصوف در جنگ و مقاومت با گلبدین حکمت‌یار و طالبان گذشت، اما حاکمیت به‌گونه‌ای آرام و بدون جنجال از برهان‌الدین ربانی به حامد کرزی منتقل شد.

حامد کرزی پس از مدت کوتاهی کابینهٔ خود را معرفی کرد. مردم نیز که از سال‌ها جنگ و دربدری خسته شده بودند، از این تحول بزرگ استقبال کردند. در آن زمان طالبان از قدرت نظامی و سیاسی که بیش از چهار سال با استبداد و ظلم بنیاد نهاده شده بود، توسط نیروهای مقاومت و همکاری نیروهای هوایی امریکایی‌ها، کنار زده شدند و مردم افغانستان که حاکمیت استبدادی و توتالیتر طالبان را با سختی زیاد گذشتانده بودند، امیدوار بودند که با استقرار حکومت جدید و همکاری جامعهٔ جهانی، افغانستان سرانجام روی آرامش و آبادی را ببیند.

امریکا و جامعهٔ جهانی با حمایت گسترده از حاکمیت جدید افغانستان استقبال کردند. پس از مدت کوتاهی، حامد کرزی نگهبانان خود را که بخش عمدهٔ آنان از گارد محافظتی «احمدشاه مسعود» قهرمان ملی افغانستان بودند، تغییر داد و مسئولیت حفاظت شخصی خود را به نیروهای ویژه خارجی سپرد.

در همین دوره، در ۱۵ ثور ۱۳۸۱ خورشیدی، حامد کرزی به محمد قسیم فهیم، معاون رییس جمهور و وزیر دفاع حکومتش و یکی از رهبران مقاومت رتبهٔ مارشالی اعطا کرد. با این اقدام، جایگاه سیاسی و نظامی فهیم تثبیت شد؛ اما در ادامه، شماری از همراهان و نزدیکان او در سال‌های بعدی از مناصب مهم دولتی کنار گذاشته شدند و کرزی با احتیاط و زیرکی و با ایجاد ساختار قدرت مورد نظرش و جابجایی افراد نزدیک خود پرداخت.

هم‌زمان در سال‌های بعدی، طالبان به‌تدریج فعالیت‌های نظامی خود را از کشور پاکستان و در نقاط دوردست و سرحدی ولایت‌های جنوب را از سر گرفتند و با روا داری بیش از حد حاکمیت جدید زمینه‌های بازگشت آنان آهسته آهسته به صحنهٔ نظامی افغانستان فراهم شد.

کرزی با مشورت زلمی خلیل‌زاد، سفیر و نمایندهٔ ویژهٔ امریکا، محمد اسماعیل‌خان، والی قدرتمند هرات را که در آن ولایت نفوذ گسترده‌ای داشت و توانسته بود امنیت نسبی را در ولایت هرات برقرار کند، به کابل فراخواند و او را به وزارت آب و برق منصوب کرد. این اقدام در چارچوب سیاست حکومت و به‌نام محدودکردن قدرت‌های محلی و جلوگیری از شکل‌گیری «جزایر قدرت» صورت گرفت.

با ساختار حاکمیتی که جدیدن بنیاد یافته بود، این‌کار خوب بود، اما این روند در ۲۰ سال حاکمیت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی، فقط در مورد محدودی اجرا شد، در ولایت هرات اسماعیل خان از حاکمیت هرات دور گردید و دیگری استاد اعطا‌ محمد نور والی قدرت‌مند بلخ در دور ریاست جمهوری اشرف غنی احمدزی از ولایت بلخ بیجا گردید. ناگفته نماند، این دو از جمع قوماندانان مهم جمعیت اسلامی افغانستان بودند که در هنگام تقسیم قدرت بین نیروهای مقاومت که ابتدا حکومت را در دست داشتند، به‌ این مناصب رسیده بودند و حامد کرزی و تیمی که از غرب آمده بودند و از سوی امریکایی‌ها حمایت می‌شدند؛ در دولت شریک بودند؛ صورت گرفته بود. هم‌چنان بعدها تغییر دیگری در ولایت کندهار گل‌آغا شیرزی، در دور دوم حاکمیت حامد کرزی از این ولایت دور گردیده و به حیث والی ننگرهار مقرر گردید، اما فکر می‌کنم، این تبدیلی در راستاری زد و بند های خانواده‌‌های پوپل‌زی و بارکزی صورت گرفت تا اصلاحات! 

هرچند اشرف غنی احمدزی‌هم در کاندیداتوری خود به حیث رییس جمهور، جنرال دوستم را که نفوذ زیادی در ولایت‌های شمال افغانستان داشت به حیث  معاون اول انتخاب کرد، اما در زمان پیروزی و گرفتن قدرت، وی را به بهانه تجاوز بالای شخصی به‌نام احمد ایشچی، به آسانی توسط خارجی‌ها و قدرت دولتی کنار زد. هرچند ادعای عمل بد توسط دوستم که نهایت نفرت‌انگیز و زشت بود، بجای بازپرس و تحقیق این مساله، تبلیغات و طبعات‌اش انعکاس فراوان داشت، تا این‌که دوستم با تمام قوت‌هایش، معاونیت ریاست جمهوری در کابل را ترک کرد و به شبرغان رفت.  

کابینهٔ موقت حامد کرزی، در کنار چهره‌های نسبی جوان‌، شماری از وزیران سالخورده و با سابقه را نیز در خود داشت. یکی از آنان «پوهاند رسول امین»، وزیر معارف، بود. در آن زمان، در میان بیش از ۳۰ ریاست و آمریت در دفتر مرکزی وزارت معارف، تنها تخلص مرا می‌دانست؛ خاطره‌ای که هنوز برایم قابل یادآوری است.

پس از مدتی، نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان برگزار شد و حامد کرزی به ریاست‌جمهوری رسید. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۳ خورشیدی، کرزی محمد قسیم فهیم را از معاونت خود کنار گذاشت و احمدضیا مسعود، برادر احمدشاه مسعود، را به‌عنوان یکی از معاونان خود انتخاب کرد.

کرزی با تکیه بر قدرت سیاسی بیشتر و جلب و جذب شماری از فرماندهان و رهبران سیاسی حوزه مقاومت و تطمیع آن‌ها پرداخت و به‌تدریج راه را برای تحکیم قدرت خود هموار کرد.

پس از برگزاری نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری و تشکیل نخستین حکومت انتخابی، در ۱۷ میزان ۱۳۸۳ خورشیدی، کرزی شماری از وزیرانی را که وابسته به جبههٔ مقاومت و دیگر جریان‌های سیاسی بودند، تغییر داد، جابه‌جا کرد یا از کابینه کنار گذاشت. محمد یونس قانونی که در کابینهٔ موقت به‌عنوان وزیر داخله فعالیت می‌کرد، از وزارت داخله کنار گذاشته شد و به وزارت معارف رفت. همچنان مصطفا کاظمی، که در وزارت تجارت موفقیت‌های خوبی داشت، از مقام‌اش کنار گذاشته شد.

کرزی با حمایت خارجی‌ها به‌ویژه امریکایی‌ها، رویکردی که منتقدان آن را قومی و سیاسی می‌دانستند، در وزارت دفاع، وزارت داخله و نهادهای امنیتی دست به تغییرات و تعیینات گسترده زد. با مشورت معاونان خود، از جمله مارشال فهیم و کریم خلیلی، در شماری از ولایت‌ها نیز تغییرات مهمی در ساختار اداری و سیاسی افغانستان به وجود آورد.

هرچند این جابه‌جایی‌ها به‌نام بهبود وضعیت کلی و اصلاحات صورت می‌گرفت، اما بی‌دقتی در انتخاب وزیران و مسوولان کلان دولتی به‌حدی بود که در یکی دو نوبت کسانی‌که در پست‌های مهم وزارت از سوی کرزی انتصاب شدند، از قبول مسوولیت ابا ورزیده و جالب‌تر این‌که یکی از این کاندید‌ها در مصاحبه‌ی گفت: با من در این مورد هیچ مشوره‌ی صورت نگرفته است و من اصلن از این مساله خبر ندارم. (هرچند جستجو کردم نام این شخص را نیافتم.)

عین مساله در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، بالای داکتر محمد یوسف نیازی، وزیر حج و اوقاف نیز صورت گرفت. نیازی پیش از این‌که وزیر شود، مشاور وزیر در وزارت معارف بود؛ وی در صحبتی با من قصه کرد: در بازار کوته سنگی ترکاری می‌خریدم، زنگی برایم آمد، زنگ را جواب دادم، شخصی در جوابم گفت، من از ریاست جمهوری به‌ شما زنگ زده‌ام، شما کاندید وزارت ارشاد، حج و اوقاف استید، یکبار به ریاست بیایید. وی گفت: من اصلن هیچ خبری از این موضوع نداشتم. نیازی از دوستان نزدیک استاد سیاف بود.

سوگمندانه این موضوع در سال‌های بعد از حاکمیت اشرف غنی همچنان ادامه یافت.

در دلو سال ۱۳۹۶ خورشیدی، شخصی به‌نام عبداللطیف ابراهیمی در مصاحبه با رسانه‌ها گفت: من مصروف دهقانی و آبیاری زمین‌ها بودم، برایم زنگ آمد که بیا والی سمنگان شدین. در همین رابطه، طارق عظیم، یکی از طنزنویسان افغانستان، در صفحه فیسبوک نوشت: «با افزودن پول به حساب تلفون‌تان، هر لحظه امکان دارد که از بخش خدمات مشتریان ما با شما به تماس شوند و والی یک ولایت معرفی شوید.»

در ظاهر، همه ‌چیز زیر عنوان دموکراسی، جامعهٔ مدنی و بازسازی افغانستان پیش می‌رفت؛ اما در عمل، به باور من، برخی سیاست‌ها و تصمیم‌های حکومت‌های حامد کرزی و اشرف غنی احمد زی، در کنار ضعف نهادهای دولتی و گسترش ناامنی، به‌تدریج زمینه را برای تجدید فعالیت طالبان در افغانستان فراهم کرد. طالبان که پس از سقوط رژیم‌شان در سال ۱۳۸۰ خورشیدی پراکنده و بسیار تضعیف شده بودند، با استفاده از خلاهای امنیتی و سیاسی و در پرتو رواداری و خوش‌بینی بیش از حد حاکمیت جدید، به‌تدریج توانستند دوباره سازمان‌دهی شوند و به صحنهٔ جنگ بازگردند.

این به‌معنی آن نیست که ما همه کاسه و کوزه را به‌سر دو نفری که در راس قدرت بودند، بکوبیم، بلکه در امر معاونان رییس دولت، کابینه‌های این دولت‌ها، همچنان مداخلات بی‌پرده خارجی نقش خود را داشت، اما مسوولیت اصلی و اساسی در دولت‌های ریاستی و مرکزیت محور هم‌واره به کسانی برمی‌گردد که در راس قدرت قرار دارند، یعنی آن‌ها بیشتر از هر کسی مسوول خوبی و خرابی حاکمیت‌های خود اند.

به این ترتیب، امید و خوش‌بینی‌ای که در آغاز حکومت جدید در دل مردم افغانستان شکل گرفته بود، به‌تدریج جای خود را به نگرانی و ناامیدی داد. گسترش ناامنی، ضعف نهادهای دولتی، رقابت‌های سیاسی، فساد و ناتوانی حکومت در تأمین امنیت و نبود یک نظام صادق، مردمی، نیرومند و پاسخ‌گو، از عواملی بود که پایه‌های این امید را سست کرد و زمینه را برای گسترش دوبارهٔ نفوذ طالبان فراهم گردید.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر