SANYA NEWS
سیاسی

امنیت طالبانی؛ انتقام گیری از نظامیان جمهوریت تمامی ندارد!

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 29 جوزا 1405
نویسنده: حشمت رادفر

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 137


امنیت طالبانی؛ انتقام گیری از نظامیان جمهوریت تمامی ندارد!

 امنیت، از عینک طالبان تنها یک معنا دارد و آن اینکه به هیچ صورت صدا و سیمای مخالفی در برابر سلطۀ غاصبانۀ آنان وجود نداشته باشد. دست ملیشه های طالبان که در نهاد های امنیتی جمهوریت جاخوش کرده اند، در سرکوب این دو طیف اجتماعی، از پیشانی تُرشی تا بازداشت و محاکمۀ صحرایی باز است. 

پولیس مذهبی یا همان امر به معروف طالبانی مامور آراستن ظاهر جامعه به شریعت طالبانی است که از دید این دسته، نفس وجود زنان در جامعه از منکرات مطلق است و باقی صدا های مخالف یا فراری و تبعیدی اند یا باید سرکوب و سانسور شوند. 

 ماموریت دولتی در ادارۀ عامۀ افغانستان برای شهروندان غیرطالب عین برده‌گی و بهره‌کشی بیروکراتیک است، طوریکه حتا وقتی در خانه های شان از بکارگیری تلفن هوشمند منع شده اند، این کارکنان مطیع و فرمانبردار برای اینکه تنخواه قوت و لایموت شان قطع نشود، خاموش و بیصدا خود را برای شرایط جدید آماده میکنند. 

اما سیما های مخالف؛ 

افسران و سربازان قوای امنیتی سابق، مردان و جوانان خوش‌تیپ، خوش‌سلیقه، خوش‌گپ و هرکه با گردن بلند در کوچه و خیابان راه برود، از جذابیت های رفتاری و گفتاری ای بهرمند باشد که مورد توجه دیگران قرار بگیرد، بویژه اینکه هنگام گپ زدن ادا و اطوار طالبانی در نیاورند و یک دقیقۀ نخست را الفاظ و کلمات عربی و ادبیات طالبانی سر هم نکند، بصورت خودکار دشمن طالبان است، تحقیر، لت و کوب، بازداشت و حتا سر به نیست کردن آنان خود بخشی از میکانیزم تامین امنیت طالبانی است. 

هیچ نوع نشانی ای برای بازخواست و دادخواست و... برای سرکوب شدگان و سرکوفت خوردگان اینچنینی وجود ندارد زیرا سرکوب و سربه نیست کردن چنین افرادی از یکسو زمینه ساز "امنیت" به مفهوم طالبانی آن است و از جانب دیگر ضرب‌شصتی به جبهات مسلح مخالف و کسانی که هوای سربالا به بینی شان بزند.  

در 5 سال گذشته، رسانه ها بار بار از کشتار های انفرادی و دسته جمعی افسران و منسوبان قوای مسلح جمهوریت بویژه در پنجشیر، وادی شمالی، کابل و بخش های دیگر کشور خبر داده اند، اما حتا در یک مورد از پیگیری و بازخواست "مسوولان" طالبانی دسکم در حد تسلای خاطر خانواده های داغدار و عزادار سخنی به میان نیامده است، بماند که اعضای خانواده ها از بالای تابوت عزیزان شان با تحقیر و توهین و بازجویی و حتا زندان روبرو شده اند.  

در تازه ترین مورد و در ادامۀ قتل های هدفمند دستگاه مخوف امنیتی و جوخه های ترور استخباراتی طالبان در شمالی، اوایل این هفته از گم شدن حشمت الله حصاری افسر پیشین ارتش خبر داده شد. مرد 34 ساله ای از افسران ارتش پیشین افغانستان که 5 سال گذشته را سر بر آستان تقدیر نگون سار خود گذاشته، با کار دهقانی در کشتزار های پدری اش در روستای عابد خیل جبل سراج امرار معاش میکرد. خانوادۀ این جوان با سراسیمه‌گی از قرارگاه اندیوالان محلی طالبان مستقر در ساختمان ولسوالی جبل سراج مراجعه میکنند، اما با تکبر و بی‌پروایی ای شبیه جوخه های اعدام آلمان نازی روبرو میشوند. تا اینکه پس از 4 روز انتظار نفس‌گیر و طاقت فرسا، دیروز پیکر بیجان اما لت‌وپار و شکنجه شدۀ او را از شفاخانه ای در محمود راقی مرکز ولایت کاپیسا شناسایی کرده و در بی‌پناهی و بی‌رُخباری مطلق به گورستان آبایی شان به خاک سپرده اند.  

در 5 سال گذشته ده ها مورد اتفاقات اینچنینی برای جوانان شمالی افتاده است، سال گذشته دو تن از جوانان ارتشی پیشین از کوهستان ولایت کاپیسا را در دامنۀ گلبهار از موتر مسافربری پایین کردند و بعد تر، پیکر های بیجان و خون‌آلود آنان در یکی از روستا های نزدیک پیدا شد، در فاصلۀ اندکی با این واقعه پیکر های تیرباران شدۀ 5 تن از همین دسته جوانان در روستای چینکی بالای ولسوالی سید خیل به خانواده های شان تحویل داده شد و این زنجیرۀ خونین تا پنجشیر و کوهدامن و کوهستان همچنان ادامه داشته است.  

در تمامی این موارد نه تنها هیچ‌گونه بازخواست و بازپرسی از خون این جوانان صورت نگرفته، بلکه کسانی که با صدای بلند دادخواهی کرده و درد از دست دادن عزیزان شان را فریاد زده اند، وادار به سکوت و "راضی بودن به رضای پروردگار" و حتا خودداری از نالیدن دردن جانسوز مرگ جگر گوشه های شان شده اند.  

خبر مربوط به اختطاف کسانی مانند حشمت حصاری و سپس مواجهۀ خنثا و خاموشانۀ جامعه و خانواده ها با پیکر های بیجان آنان، همانند ده ها تن از هم‌ولایتی ها و همکاران سابق او هیچ نوع انکشاف تازه ای نداشته و نخواهد داشت. پس از انجام مراسم خاکسپاری آنان، تنها زنان بیوه، فرزندان یتیم، مادران داغدار و خواهران عزادار آنان گاهگاهی به خاک مزار شان در گورستان های متروک وطن سر میزنند و سنگ های سرد و سخت مزار آنان را به آغوش میکشند، تا اگر از ضمیر جامعه فراموش شدند، دستکم در عاطفه های سرکوفت خوردۀ آنان زنده بمانند... 

 امنیت طالبانی مساوی به اطاعت بی قید و شرط، سکوت، شکرگزاری، تملق، خوش‌خدمتی و جاسوسی به "امارت طالبانی" است، اما منسوبان نیرو های امنیتی جمهوریت، نفس وجود شان در جامعه یاد آور روزگاریست که سیل خون قربانیان حملات تروریستی طالبان در کشور ما جاری بود و آنها در برابر موج های وحشت طالبانی ایستاده و جنگیده بودند.  

با این‌حال، مغز امنیتی خشک و خَشِن طالبانی دستکم یک نکته را بیشتر و بهتر از "دیگران" درک کرده است که کاخ های پوشالی امارت عصر حجری ای که در قرن 21 به روی جمجمه های هزاران انسان بی‌گناه بنا کرده اند، دیر یا زود فرو میپاشد، اما ساده‌لوحانه فکر میکنند که میشود با ستم و سرکوب و فراگیر سازی جهالت و لوده‌پروری قومی و ایدیولوژیک، این فروپاشی و فرسایش حتمی را به تعویق انداخت.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر