خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 31 سرطان 1405
نویسنده: مهرزاد عظیمی
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 9
جنگِ چریکی و پراکنده، در سراسر تاریخِ جنبشهای آزادیخواهانه، کارآمدترین شیوهی رویارویی نیروهای مردمی با قدرتهای برتر نظامی، اشغالگران و حکومتهای خودکامه بوده است. این شیوهی نبرد، برخلاف جنگهای کلاسیک که بر آرایش نیروها و رویارویی مستقیم در میدان استوار است، بر چهار بنیاد اصلی بنا شده است: پنهانمانی، چابکی در جابهجایی، پشتیبانی مردمی و برنامهریزی درازمدت.
در چنین نبردی، پیروزی نه در نمایش قدرت، بلکه در نامرئی بودن نهفته است. رزمندهی چریک از دل مردم برمیخیزد، در میان مردم زندگی میکند و پس از اجرای عملیات، بیدرنگ در همان بستر اجتماعی ناپدید میشود. او با ضربهای دقیق، دشمن را فرسوده، سرگردان و ناامن میسازد، بیآنکه امکان پاسخگویی مؤثر برای طرف مقابل فراهم شود.
در این گونه پیکار، اطلاعات، ارزشمندترین سرمایه و افشای اطلاعات، مرگبارترین آفت است. هر تصویر، هر فایل صوتی، هر سخن نابجا و هر سهلانگاری در نگهداشت رازها، میتواند به بهای جان رزمندگان و نابودی یک شبکهی عملیاتی تمام شود. به همین دلیل، رازداری نه یک فضیلت اخلاقی، بلکه اصلی بنیادین در بقا و تداوم هر جنبش چریکی است.
یکی از مهمترین آموزههای جنگهای نامتقارن، فرماندهی نامتمرکز است؛ بدین معنا که هر هستهی عملیاتی باید توان تصمیمگیری مستقل داشته باشد تا در صورت گسسته شدن ارتباط با فرماندهی، همچنان مأموریت خود را ادامه دهد، زنده بماند و کوچکترین نشانی از ساختار تشکیلاتی بر جای نگذارد.
تجربهی جنبشهای موفق آزادیبخش جهان نشان داده است که هرگاه گروهی به جای رازداری، به خودنمایی رسانهای، انتشار تصاویر عملیات، معرفی نیروها و آشکار ساختن محل استقرار یا شیوهی عملکرد خود روی آورده، در کوتاهترین زمان ضربه خورده و بخش بزرگی از توان خود را از دست داده است. شهرت زودگذر رسانهای، هرگز جایگزین امنیت عملیاتی نمیشود.
امروزه، با گسترش فناوریهای شنود، ردیابی دیجیتال، هوش مصنوعی و ابزارهای پیشرفتهی شناسایی، میدان نبرد برای نیروهای چریکی بسیار پیچیدهتر از گذشته شده است. روشن شدن یک تلفن همراه، ارسال یک فایل، یا حتی ثبت موقعیت مکانی یک تصویر، میتواند مسیر دشمن را تا محل حضور نیروها هموار سازد.
از همین رو، فرماندهان کارآزموده، نیروهای خود را هرگز به تهیهی فیلم یا انتشار تصاویر عملیات وادار نمیکنند؛ بلکه همهی توان خویش را صرف آموزش، حفاظت اطلاعات، پنهانکاری و اجرای عملیاتهای دقیق و حسابشده میسازند. آنان بهخوبی میدانند که پیروزی در سکوت و سایهها شکل میگیرد، نه در هیاهوی رسانهای.
پس از فروپاشی جمهوری و استقرار دوبارهی طالبان، در کنار فروپاشی بسیاری از ساختارهای سیاسی و حقوقی، آسیب خطرناک دیگری نیز در میان بخشی از جریانهای مخالف پدیدار شد؛ عادی شدن افشای اطلاعات محرمانه.
در هر ساختار اطلاعاتی و نظامی، بهویژه در جنگهای چریکی، رازداری اصلی خدشهناپذیر است. اما آنچه در سالهای اخیر دیده میشود، درست در نقطهی مقابل این اصل قرار دارد. پیش از آنکه دستگاههای اطلاعاتی طالبان برای شناسایی نیروهای مخالف هزینه، زمان و نیروی انسانی صرف کنند، گاه خودِ برخی مسئولان این جریانها، با انتشار تصاویر، نام افراد، محل عملیات، شیوهی اجرا و حتی جزئیات رفتوآمد نیروها، تمامی اطلاعات لازم را بیهیچ هزینهای در اختیار دشمن قرار میدهند.
چنین رفتاری، صرفنظر از انگیزهی عاملان آن، از دیدگاه اصول شناختهشدهی امنیت عملیاتی، خطایی بسیار سنگین است؛ زیرا کاری را که دستگاههای اطلاعاتی برای انجام آن باید ماهها زمان و منابع صرف کنند، به رایگان برای آنان انجام میدهد.
از همین رو، با گذشت نزدیک به پنج سال، بسیاری از این جریانها، با وجود پرداخت هزینههای سنگین انسانی، دستاورد راهبردی چشمگیری نداشتهاند؛ زیرا به جای اندیشهورزی، سازماندهی، آموزش، برنامهریزی بلندمدت و ساختن ظرفیتهای پایدار، بیش از اندازه گرفتار فعالیتهای مقطعی، تبلیغاتی و پروژهمحور شدهاند.
در همهی کشورهای جهان، بخش بزرگی از بودجهی نظامی صرف حفاظت اطلاعات، کشف شبکههای نفوذ، شناسایی دشمن و جلوگیری از افشای اطلاعات میشود. در دوران جمهوری افغانستان نیز، برای بهدست آوردن کوچکترین اطلاعات دربارهی محل استقرار طالبان، شبکهی حقانی، داعش یا القاعده، هزینههای هنگفت، عملیات پیچیده و ماهها کار اطلاعاتی انجام میگرفت. اما امروز، در مواردی، همان اطلاعات با دست خود برخی مسئولان مخالف طالبان در فضای رسانهای منتشر میشود؛ رفتاری که نه تنها با اصول امنیتی سازگار نیست، بلکه میتواند به زیان نیروهای خودی تمام شود که این نابسامانی را میتوان در سه عامل اساسی جستوجو کرد:
نخست: کمبود دانش نظامی و ناآشنایی بخشی از مدیران و فرماندهان با اصول جنگهای نامتقارن، امنیت اطلاعات و ادبیات تخصصی نبردهای چریکی.
دوم: غلبهی منافع شخصی و کوتاهمدت بر منافع مردمی؛ به گونهای که گاه جان نیروهای میدانی، قربانی رقابتهای سیاسی، امتیازگیری یا اهداف فردی میشود.
سوم: وارونه شدن نسبت میان ابزار و هدف؛ جایی که مبارزه، به جای آنکه وسیلهای برای آزادی باشد، به ابزاری برای کسب شهرت، منابع مالی یا جایگاه سیاسی تبدیل میشود.
نمونههایی که طی سالهای گذشته مشاهده شده، گاه حیرتآور است. از نیروهای عملیاتی خواسته میشود هنگام اجرای حمله، فیلم تهیه کنند، تصاویر بفرستند و جزئیات عملیات را ثبت نمایند؛ در حالی که نخستین وظیفهی یک نیروی چریکی، اجرای مأموریت و خروج سریع از منطقهی درگیری است، نه تولید محتوای رسانهای. در عصر فناوری، هر تلفن همراه میتواند به یک فرستندهی موقعیت مکانی تبدیل شود و هر تصویر، سرنخی برای شناسایی شبکهی عملیاتی باشد. چنین رفتاری، با هیچ اصل پذیرفتهشدهی نظامی و امنیتی سازگار نیست.
افزون بر این، در برخی موارد، حتی پیش از آغاز عملیات، تصاویر نیروها، محل اجرای مأموریت و جزئیات دیگر در فضای مجازی منتشر میشود و پس از پایان عملیات نیز گزارشهایی با چنان ریزبینی رسانهای انتشار مییابد که اگر دشمن میخواست همان اطلاعات را از راه شبکههای اطلاعاتی خود به دست آورد، ناگزیر بود هزینههای سنگین و زمان فراوان صرف کند. این شیوه، آشکارا با اصول جنگهای نامتقارن و حفاظت اطلاعات در تعارض است.
این وضعیت، یادآور برخی تجربههای تلخ سالهای پایانی جمهوری نیز هست؛ زمانی که گاه تبلیغات، نمایش و عکسهای تشریفاتی بر آمادگی رزمی و حفظ محرمانگی پیشی میگرفت و بسیاری از عملیاتها، پیش از اجرا، از راه افشای اطلاعات یا ضعف در حفظ اسرار، بیاثر میشد. پیامدهای آن تجربه، امروز نیز پیش روی همگان قرار دارد.
راهکارها
برای پرهیز از تکرار این آسیبها و افزایش کارآمدی هرگونه فعالیت سازمانیافته، رعایت چند اصل بنیادین ضروری است:
1. نهادینهسازی فرهنگ حفاظت اطلاعات و آموزش مستمر امنیت عملیاتی در همهی سطوح تشکیلاتی.
2. ممنوعیت کامل انتشار تصاویر، فیلمها، نام نیروها، محل عملیات و جزئیات تاکتیکی تا زمانی که هیچ ارزش اطلاعاتی برای طرف مقابل نداشته باشد.
3. مطالعه و آموزش نظاممند آثار معتبر دربارهی جنگهای نامتقارن، امنیت اطلاعات و تجربههای جنبشهای موفق آزادیخواهانه.
4. ایجاد ساختارهای فرماندهی نامتمرکز همراه با اصل «دانستن به اندازهی نیاز»، تا هر فرد تنها از اطلاعات مورد نیاز مأموریت خود آگاه باشد.
5. پرهیز از رسانهمحوری و تبلیغات زودهنگام و جایگزین ساختن آن با برنامهریزی بلندمدت، سازماندهی و ظرفیتسازی پایدار.
6. پاسخگو ساختن مدیران و فرماندهان در برابر هرگونه افشای اطلاعات که به امنیت نیروها آسیب میرساند.
7. تقدّم منافع ملی و امنیت نیروهای میدانی بر منافع شخصی، سیاسی و تبلیغاتی؛ زیرا در هر جنبش، حفظ جان نیروهای آموزشدیده، بزرگترین سرمایهی راهبردی است.
تجربهی تاریخ نشان داده است که در نبردهای نامتقارن، پیروزی تنها از آنِ کسانی است که بیش از آنکه دیده شوند، بیاندیشند؛ بیش از آنکه سخن بگویند، سازماندهی کنند؛ و بیش از آنکه خود را به نمایش بگذارند، رازهای خویش را پاس بدارند. تنها در چنین صورتی است که یک جنبش میتواند از مرحلهی واکنشهای پراکنده عبور کرده و به نیرویی پایدار، اثرگذار و برخوردار از ظرفیت راهبردی بدل شود.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025