SANYA NEWS
سیاسی

پنج سال پس از تاریکی؛ نامه دختران افغانستان به نسل‌های آزاد آینده

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 14 اسد 1405
نویسنده: سیاه‌موی سروری

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 61


پنج سال پس از تاریکی؛ نامه دختران افغانستان به نسل‌های آزاد آینده

می‌گویند تاریخ را فاتحان می‌نویسند، اما زخم‌های تاریخ را قربانیان با اشک‌ها، خاطره‌ها و سکوت‌های سنگین‌شان روایت می‌کنند. این روایت، قصه پنج سال درد و رنج دختران افغانستان است؛ روایتی برای شما که شاید روزی آزادی را زندگی کنید، دروازه‌های مکتب و دانشگاه را باز ببینید و بدون ترس برای آینده‌تان تصمیم بگیرید.

اگر روزی آزاد شدید، ما را به یاد بیاورید، نسلی را که زندگی‌اش پس از پانزدهم آگست معناهای متفاوتی پیدا کرد. نسلی که جوانی‌اش پشت درهای بسته مکتب و دانشگاه گذشت؛ نسلی که فرصت رشد، انتخاب و ساختن آینده از آن گرفته شد و جرمش تنها دختر بودن بود.

ما نسلی بودیم که حتی پیش از آن‌که فرصت انتخاب داشته باشیم، دیگران برای ما تصمیم گرفتند؛ از نوع پوشش و چگونگی رفت‌وآمد گرفته تا آینده، رویاها و حتی ساده‌ترین حقوق زندگی. ما را به یاد بیاورید؛ دخترانی را که در سکوت بزرگ شدند، در سکوت گریستند و در سکوت ناچار شدند سرنوشتی را بپذیرند که هرگز خود انتخاب نکرده بودند؛ از جمله ازدواج‌های اجباری که در آن نه عشق وجود داشت، نه اختیار و نه حتی حق گفتن یک «نه» ساده.

اگر روزی بدون هراس به مکتب رفتید، کتاب‌هایتان را در آغوش گرفتید، در دانشگاه قدم گذاشتید و آینده را با اراده خود انتخاب کردید، به یاد بیاورید که پانزدهم آگست چگونه مسیر زندگی میلیون‌ها دختر افغانستان را تغییر داد؛ روزی که برای بسیاری، آغاز یک دوره تازه از محدودیت، نگرانی و از دست دادن فرصت‌ها شد.

دخترانی که رویاهای‌شان در همان روز و روزهای پس از آن، یکی‌یکی از آنان گرفته شد. دخترانی که هر صبح با امید بیدار می‌شدند، اما در برابر درهای بسته و فرمان‌های محدودکننده قرار می‌گرفتند. دخترانی که به جای درس خواندن، ساختن آینده و دنبال کردن آرزوهای‌شان، با مسوولیت‌های تحمیلی و گاه ازدواج‌های اجباری روبه‌رو شدند.

در این پنج سال، شاهد بودیم که حقوق و آزادی‌های زنان به‌تدریج محدود شد؛ از حق آموزش و کار گرفته تا حق سفر، حضور در پارک‌ها، ورزش و انتخاب‌های شخصی زندگی. شماری از زنان بازداشت شدند، برخی با خشونت و فشار روبه‌رو شدند و بسیاری تنها به دلیل دفاع از حقوق ابتدایی انسانی‌شان، هزینه سنگینی پرداختند.

در این سال‌ها، سکوت بر صنف‌های درسی سایه انداخت. چوکی‌هایی که روزی با خنده و شور دختران زنده می‌شد، خالی ماند. کتاب‌هایی که قرار بود دروازه‌های دانش را باز کنند، بسته شدند و آرزوهای بی‌شماری نیمه‌تمام باقی ماندند. خانه‌هایی که باید پناهگاه آرامش می‌بودند، برای شماری از دختران به مکان تحمل ترس، اجبار و فشار تبدیل شدند؛ جایی که رویاها آرام‌آرام خاموش شدند.

با این حال، تاریکی نتوانست امید را به‌طور کامل از بین ببرد. در دل همین روزهای دشوار، زنانی ایستادند که با وجود تهدیدها، فشارها و سرکوب، از حق آموزش، آزادی و کرامت انسانی سخن گفتند. شاید صدای برخی از آنان محدود شد، اما حقیقتی که درباره رنج و خواسته‌های زنان افغانستان گفتند، خاموش نشد.

این روایت، روایت میلیون‌ها دختری است که حق انتخاب، فرصت آموزش و بخشی از سال‌های زندگی‌شان را از دست دادند. اما در کنار درد و اندوه، این نسل همچنان حامل امید است، امید به روزی که هیچ دختری به دلیل جنسیتش از آموزش محروم نشود، هیچ زنی برای مطالبه حق خود مجازات نشود و هیچ نسلی مجبور نباشد خاطراتش را با واژه‌های ممنوعیت، اجبار، ازدواج اجباری و ترس بنویسد.

آرزو می‌کنیم روزی برسد که دختران افغانستان، نه از گذشته تاریک، بلکه از آینده روشن سخن بگویند؛ روزی که آزادی، آموزش و کرامت انسانی حق طبیعی هر انسان باشد، نه آرزویی دور از دسترس.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر