SANYA NEWS
سیاسی

روایتی از تبعیض، فرمانروایی و سکوت

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 17 اسد 1405
نویسنده: مهرزاد عظیمی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 61


روایتی از تبعیض، فرمانروایی و سکوت

تاریخ افغانستان، تنها تاریخ جابه‌جایی حکومت‌ها و فرمانروایان نیست؛ تاریخ کشاکش دو گونه نگرش به قدرت نیز هست: نگرشی که فرمانروایی را امانتی برای پاسداری از همه باشندگان این سرزمین می‌داند و نگرشی که آن را ابزار برتری‌جویی قومی و چیرگی بر دیگران می‌شمارد. 

به همین سبب است که در کنار جنگ‌های بیرونی، همواره نبردی خاموش بر سر هویت، زبان، فرهنگ و حق فرمانروایی نیز جریان داشته است.

در این میان، آنچه بیش از همه مایه آسیب شده، تنها سیاست‌های تبعیض‌آمیز نبوده، بلکه سکوت، مصلحت‌اندیشی و همراهی بخشی از نخبگان نیز بوده است؛ سکوتی که به باور نویسنده، راه را برای گسترش بی‌عدالتی هموار کرده و فرصت داده است تا قدرت، بیش از پیش در خدمت برتری‌طلبی قومی قرار گیرد. آنچه در پی می‌آید، بازتاب همین نگاه انتقادی به بخشی از تاریخ سیاسی افغانستان است.

پس از فروپاشی فرمانروایی نادرشاه افشار و برآمدن دودمان ابدالی، که به باور نویسنده با پشتیبانی انگلستان و روسیه همراه بود، گروهی از تیره‌های کوچ‌نشین، که در روزگاری نه‌چندان دور به نگه‌داری چهارپایان و پرندگان شکاری شاهان و بزرگان پارسی‌تبار می‌پرداختند، اندک‌اندک بر سریر فرمانروایی تکیه زدند. 

این قوم، که در گذر تاریخ فراز و فرودهای بسیاری را از سر گذرانده است، به باور نویسنده، همواره با بهره‌گیری از نیرنگ، جعل، ناآگاهی، زور و نیز با تکیه بر پشتیبانی بیگانگان، خواست‌ها و باورهای قومی خویش را بر مردمان بومی این سرزمین تحمیل کرده است.

آنان با شعارهای مردم‌فریب و بهانه‌های بی‌پایه، رشته‌های پیوند زبان، فرهنگ و هویت مردمان خراسان بزرگ ــ افغانستان امروز ــ را، یکی پس از دیگری، از هم گسستند و با سست کردن این بنیادها، زمینه را برای برپایی فرمانروایی‌های تک‌قومی و نژادگرایانه فراهم ساختند. 

این گروه، که سالیان دراز در حریم قدرت آرمیده‌اند، در این مدت، از میان مردمان غیر پشتون، به‌ویژه تاجیکان، کسانی را پرورش دادند تا با حضور آنان، بر چهره استبداد و قانون‌شکنی خویش، رنگی از مشروعیت بزنند.

این وابستگان، دست‌کم در سه دهه گذشته، برای توجیه عملکرد و بی‌قانونی‌های حاکمان پشتون، از هیچ کوششی فروگذار نکردند. آنان نه تنها به فراموشی هویت، تاریخ، زبان و فرهنگ خویش تن دادند، بلکه در سرزمین‌هایی که پیش‌تر هیچ زمینه‌ای برای گرایش به طالبان و اندیشه‌های افراطی در آن دیده نمی‌شد، با پشتیبانی و همراهی خود، زمینه گسترش طالبان را فراهم آوردند. بدین‌سان، بخش‌هایی از سرزمین‌های اقوام غیر پشتون، به پناهگاه امن گروه‌های تروریستی درونی و بیرونی بدل شد.

در این میان، به باور نویسنده، سهم شماری از چهره‌های پنجشیری و بدخشانی بیش از دیگران بود؛ کسانی که می‌پنداشتند با چنین رویکردی، هم جایگاه خود را در حکومت‌های کابل نگاه می‌دارند و هم برای آینده خویش پشتوانه‌ای استوار فراهم می‌کنند. 

اما از این حقیقت غافل ماندند که ارباب، همواره از برده زیرک‌تر است. همان اربابان، سرانجام نه تنها آنان را از جایگاه قدرت کنار زدند و خار ساختند، بلکه همان نیروهایی را که خود آنان پرورش داده بودند، بر جای ایشان نشاندند و از آنان بهره گرفتند. امروز نیز، از نگاه نویسنده، همان چرخه بار دیگر تکرار شده است.

آنگاه که این وابستگان، با یاری نیروهای جنگی خود، مناطقی را که پیش‌تر نشانی از طالبان و افراط‌گرایی در آن دیده نمی‌شد، از مخالفان احمدزی و کرزی پاک‌سازی کردند و آنان را از صحنه بیرون راندند، جای آنان را وابستگان هیبت‌الله، ملا عمر و ملا برادر گرفتند.

اکنون، از دیدگاه نویسنده، کار بدان‌جا رسیده است که افزون بر چیرگی بر سرزمین‌های مردم بومی و تعرض به کرامت آنان، منابع و معادن طبیعی این دیار نیز به تاراج می‌رود و مردم بومی با تهدید، سرکوب و ارعاب روبه‌رو هستند. 

این وضعیت، به باور نویسنده، لکه‌ای ننگین بر کارنامه بسیاری از سیاست‌مداران، نخبگان، فرماندهان، دانشجویان و قلم‌بدستان تاجیک است؛ کسانی که با سکوت خود، زمینه را برای گسترش این روند فراهم کردند و فرصت دادند تا دست‌نشاندگان داخلی، راه را برای چپاول دارایی‌های مردم و سرکوب آنان هموار سازند.

از نگاه نویسنده، مسئولیت اصلی متوجه همان نخبگان، اندیشمندان، فرماندهان، دانشجویان و جوانان تاجیک است؛ زیرا با سکوت، محافظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی، فرصت دادند تا هم‌پیمانان داخلی حاکمان، زمینه چپاول منابع و سرکوب مردم خویش را فراهم آورند. 

هرچند امروز، به گفته نویسنده، کارد به استخوان رسیده است، اما هنوز می‌توان در برابر ستم و چپاول ایستادگی کرد. اگر این غفلت همچنان ادامه یابد، پس از تاراج منابع طبیعی و سرکوب مردم، نوبت به نابودی سرمایه انسانی این سرزمین خواهد رسید و گلیم تاجیکان برای همیشه از این آب بیرون کشیده خواهد شد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر