SANYA NEWS
سیاسی

تسویه‌حساب با جغرافیا؛ وقتی سرکوب قومی نام دیگری پیدا می‌کند

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 28 اسد 1405
نویسنده: عبدالمجید قادری

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 81


تسویه‌حساب با جغرافیا؛ وقتی سرکوب قومی نام دیگری پیدا می‌کند

مردم شهرستان نسى درواز بدخشان این روز ها با وضعیت سنگین و نگران‌ کننده‌ای رو به‌ رو هستند وضعیتی که نمی توان آن را صرفاً یک برخورد امنیتی با مخالفان مسلح توضیح داد. 

بر اساس گزارش‌ هایی که از منطقه می‌ رسد پس از انتقال جمعه‌خان یکی از فرماندهان ناراضی ط.البان به مرکز بدخشان توسط قاری فصیح‌الدین نیروهایی از واحدهای ویژه ط.البان به منطقه فرستاده شده‌ اند و در جریان عملیات‌ های خود شماری از باشندگان محل را به اتهام ارتباط با جمعه‌خان بازداشت شکنجه و تحقیر کرده‌اند.

اگر هدف واقعاً برخورد با افراد مسلح و نیروهای وابسته به جمعه‌خان باشد

 پرسش اساسی این است 

چرا مردم عادی بزرگان قومی و باشندگان یک منطقه باید هزینه اختلافات درونی ط.البان را بپردازند؟

اتهام وابستگی به یک فرمانده ناراضی بدون ارائه شواهد و بدون طی مراحل قانونی، نمی‌تواند مجوز شکنجه ضرب‌ و شتم بازداشت خودسرانه و ایجاد رعب در میان مردم باشد.

 اگر گزارش‌ های مربوط به بردن افراد به کوه‌ها، فیلم‌ برداری از آنان و ایجاد فضای وحشت درست باشد این اقدامات نه تنها از منظر انسانی و اخلاقی محکوم است بلکه نشان‌ دهنده استفاده از ترس به عنوان ابزار کنترل سیاسی و اجتماعی است.

موضوع مهم‌ تر این است که باید میان مبارزه با یک گروه مسلح و تنبیه جمعی یک جامعه تفاوت گذاشت.

 اگر چند تن در یک منطقه با حکومت یا یک فرمانده نظامی اختلاف دارند، مسوولیت اعمال آنان متوجه خودشان است نه تمام مردم آن منطقه 

تبدیل یک شهرستان به میدان مجازات جمعی عملاً به معنای مجرم دانستن یک جامعه به دلیل هویت جغرافیایی قومی یا اجتماعی آن است.

از همین‌جاست که پرسش اصلی مطرح می‌شود:

اگر این جنگ قومی نیست، پس چیست؟

اگر مردم یک منطقه تنها به دلیل تعلق به یک جغرافیا، قوم، تبار یا شبکه اجتماعی خاص، بیشتر از دیگران تحت فشار قرار می‌گیرند، اگر افراد بدون محاکمه به وابستگی به یک جریان متهم می‌شوند، اگر نیروهای امنیتی به جای تعقیب افراد مشخص، جامعه را زیر فشار قرار می‌دهند و اگر هدف از عملیات، علاوه بر بازداشت افراد، ایجاد ترس در میان مردم باشد دیگر نمی‌ توان مسئله را صرفاً یک عملیات امنیتی دانست.

اختلاف میان ط.البان و جمعه‌ خان در اصل یک اختلاف درون‌گروهی و سیاسی  امنیتی است. 

مردم نسى درواز بدخشان نباید قربانی این اختلاف شوند. اگر جمعه‌ خان و افراد نزدیک به او با رهبری ط.البان اختلاف دارند باید مسئولیت آن اختلاف متوجه طرف‌ های درگیر باشد نه مردم غیرنظامی.

آنچه امروز در شهرستان نسى درواز اهمیت دارد فراتر از نام یک فرمانده یا یک عملیات نظامی است.

 مسئله حق مردم برای زندگی بدون ترس است.

مردم حق دارند بدانند بر اساس چه قانونی بازداشت می‌شوند چرا مورد بازجویی قرار می‌گیرند چه نهادی مسئول عملیات است و اتهام افراد دقیقاً چیست.

 هیچ ساختار حکومتی نمی‌تواند صرفاً با برچسب وابسته به فلان فرمانده افراد را مجرم تلقی کند.

 حتی در شدید ترین شرایط امنیتی نیز مسئولیت فردی باید اصل باشد و مجازات جمعی نباید جای عدالت را بگیرد.

اگر نیروهای اعزام‌ شده طالبان واقعاً به دنبال اعضای مسلح وابسته به جمعه‌ خان هستند راه روشن است

 افراد مشخص شناسایی شوند اسناد و شواهد ارائه شود و در صورت بازداشت با آنان مطابق قانون و معیارهای انسانی رفتار شود. 

اما شکنجه مردم، تهدید خانواده‌ها، ایجاد وحشت، فیلم‌ برداری تحقیرآمیز و انتقال افراد به مناطق دورافتاده برای نمایش قدرت، هیچ ارتباطی با تأمین امنیت پایدار ندارد.

برعکس چنین رفتاری شکاف میان حکومت و مردم را عمیق‌تر می‌کند.

بدخشان سرزمینی نیست که بتوان تاریخ هویت و ساختار اجتماعی آن را با زور نظامی حذف کرد. 

مردم این منطقه مانند هر شهروند دیگر افغانستان حق امنیت، کرامت، عدالت و برخورد برابر دارند.

 اگر گروه طالبان خود را مسئول تمام شهروندان می‌ داند باید در برابر جان و کرامت مردم مسئول باشد حتی زمانی که با افراد مسلح یا مخالفان سیاسی آنان اختلاف دارد.

در چنین شرایطی، جامعه مدنی، بزرگان قومی، علما، خبرنگاران و نهادهای حقوق بشری باید درباره وضعیت نسى  درواز  سکوت نکنند.

 لازم است ادعا های مربوط به شکنجه، بازداشت‌ های خودسرانه و آزار مردم به صورت مستقل بررسی شود و اگر تخلفی صورت گرفته است عاملان آن پاسخگو باشند.

همچنین باید مراقب بود که اختلافات درونی طالبان به یک پروژه گسترده‌ تر برای مجازات یک منطقه تبدیل نشود. 

هیچ اختلاف سیاسی یا نظامی نباید بهانه‌ای برای انتقام از مردم شود.

امروز پرسش مردم نسى درواز فقط این نیست که چه کسی با جمعه‌ خان است؟

 پرسش بزرگتر این است کن

چه کسی از مردم عادی در برابر ظلم و مجازات جمعی دفاع خواهد کرد؟

اگر فردی مجرم است محاکمه‌اش کنید اگر فردی مسلح است با او بر اساس قانون برخورد کنید اگر کسی در یک شورش یا درگیری مسلحانه دست داشته است، مسئولیت عمل خودش را بپذیرد.

 اما مردم عادی را به خاطر محل زندگی، قومیت، روابط خانوادگی یا صرفاً یک اتهام مبهم مجازات نکنید.

زیرا وقتی اتهام جایگزین عدالت شود هر شهروندی می‌تواند قربانی بعدی باشد.

و اگر واقعاً این برخوردها به صورت گسترده و هدفمند علیه مردم یک منطقه انجام می‌شود، دیگر مسئله تنها اختلاف با جمعه‌ خان نیست مسئله استفاده از قدرت برای ایجاد ترس در میان یک جامعه است.

به همین دلیل، جامعه افغانستان و افکار عمومی باید با دقت بیشتری آنچه را در نسى  درواز می‌گذرد دنبال کنند. سکوت در برابر شکنجه و تحقیر انسان‌ها، صرف‌نظر از اینکه قربانی چه قوم، منطقه یا گرایش سیاسی باشد به معنای عادی‌ سازی خشونت است.

امنیت زمانی معنا دارد که مردم در سایه آن احساس امنیت کنند نه اینکه از نیروهای امنیتی خود بترسند.

و عدالت زمانی عدالت است که برای همه یکسان باشد نه اینکه برای مخالفان یک معیار و برای دیگران معیار دیگری وجود داشته باشد.

اگر آنچه درباره نسى درواز گزارش می‌ شود صحت داشته باشد باید متوقف شود قربانیان باید مورد حمایت قرار گیرند و درباره مسئولیت فرماندهان و نیروهایی که مرتکب تخلف شده‌اند، تحقیق مستقل صورت گیرد.

اختلاف سیاسی را می‌توان با سیاست حل کرد اختلاف نظامی را می‌ توان با سازوکارهای امنیتی مدیریت کرد اما زخم‌ هایی که بر پیکر یک جامعه از طریق تحقیر، شکنجه و ترس ایجاد می‌شود به آسانی التیام نمی‌یابد.

مردم نسى درواز  نباید قربانی جنگ قدرت دیگران شوند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر