SANYA NEWS
سیاسی

از واکنش به کنش؛ ضرورت بازتعریف نقش نسل جوان در سیاست

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 29 اسد 1405
نویسنده: فروردین خراسانی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 67


از واکنش به کنش؛  ضرورت بازتعریف نقش نسل جوان در سیاست

یکی از مشکلات اساسی جامعه ما، گسست میان تجربه نسل‌های گذشته و انرژی، دانش و ظرفیت نسل جوان است. ما از یک‌سو با نسلی روبه‌رو هستیم که سال‌ها در میدان سیاست، مبارزه، مهاجرت و تحولات اجتماعی تجربه اندوخته است، گاهی از سوی ما متهم به معامله و نادیده گرفتن رای مردم اند و از سوی دیگر، نسلی جوانی داریم که از تحصیلات، فناوری روز، ارتباطات گسترده و توانایی‌های تازه برخوردار است؛ اما هنوز نتوانسته‌ایم این دو سرمایه را در یک فرایند منسجم، منظم و هدفمند به یکدیگر پیوند بزنیم.

مسئله فقط تغییر افراد نیست؛ مسئله، تغییر مناسبات تولید و توزیع قدرت است.

در بسیاری از جوامع، نسل‌های سیاسی زمانی جای خود را به نسل جدید می‌دهند که نسل جدید صرفاً منتظر واگذاری قدرت نماند، بلکه به یک نیروی اجتماعی، فکری و سازمان‌یافته تبدیل شود. قدرت سیاسی معمولاً داوطلبانه جابه‌جا نمی‌شود؛ بلکه زمانی بازتوزیع می‌شود که نیروهای جدید اجتماعی، فکری و مدنی به اندازه‌ای سازمان‌یافته و اثرگذار شوند که نادیده گرفتن آنان دیگر ممکن نباشد. 

نسل ما نتوانسته است چنین فشار و تهدیدی را بر این‌ها وارد کند تا در مناسبات قدرت در نظر گرفته شود. از همین منظر، نباید تمام مسئولیت وضعیت موجود را بر دوش نسل‌های گذشته گذاشت. -چه بسا این نسل در گذشته برخی کار های خوبی هم کرده است که نباید روی همه‌ی آن خط بطلان کشید.

اگر چهره‌های قدیمی همچنان در صحنه حضور دارند، بخشی از دلیل آن این است که نسل جوان هنوز یک بدیل و آلترنتیو منسجم، منظم، توانمند و قابل اتکا ایجاد نکرده است. خلای قدرت را نمی‌توان صرف با انتقاد پر کرد؛ خلای قدرت زمانی پر می‌شود که نیرویی تازه، دارای اندیشه، سازمان، برنامه و مشروعیت اجتماعی شکل بگیرد.

بنابراین، جوانان باید از سیاست واکنشی عبور کنند.

واکنش یعنی هر بار اتفاقی رخ داد، خشمگین شویم، بیانیه صادر کنیم، در شبکه‌های اجتماعی اعتراض کنیم و منتظر بمانیم دیگران تصمیم بگیرند. اما کنش سیاسی یعنی پیش از وقوع رویدادها فکر کنیم، مسئله را تعریف کنیم، هدف تعیین کنیم، شبکه بسازیم، برنامه ارائه کنیم، افکار عمومی را سازمان دهیم و برای رسیدن به هدف، هزینه و زمان مشخص در نظر بگیریم.

جوان سیاسی مؤثر کسی نیست که بیشترین اعتراض را می‌کند؛ کسی است که می‌تواند بخشی از جامعه را با یک ایده، یک برنامه و یک سازمان همراه کند.باید بپذیریم که نسل ما نتوانسته که جامعه را به تحرک وادارد، یعنی ما نتوانسته ایم به چنین دست‌آوردی برسیم که نیاز مبرم ما است.

اگر نسل ما می‌خواهد در آینده سیاسی جامعه نقش تعیین‌کننده داشته باشد، باید از «نسل منتظر» به نسل سازنده تبدیل شود. باید دانش سیاسی را جدی بگیرد؛ تاریخ را مطالعه کند؛ تجربه نسل‌های پیشین را بیاموزد، اما اسیر گذشته نماند؛ مهارت سازمان‌دهی، مذاکره، ارتباطات، رسانه، سیاست‌گذاری و رهبری اجتماعی را فرا بگیرد و مهم‌تر از همه، از پراکندگی عبور کند.

این به معنای حذف نسل‌های گذشته نیست. 

برعکس، جامعه‌ای که تجربه گذشته خود را کنار بگذارد، مجبور خواهد شد اشتباهات گذشته را دوباره تجربه کند. نسل‌های پیشین می‌توانند منبع تجربه و حافظه تاریخی باشند و نسل جوان می‌تواند منبع نوآوری، انرژی و تحول. آنچه ما نیاز داریم، جنگ نسلی نیست؛ بلکه انتقال مسوولیت و انتقال تجربه میان نسل‌ها است. 

باید میان دو نسل آشتی بر قرار کنیم. سیاست همین است. حذف نتیجه نمی‌دهد، باید تعامل کنیم. نه نسل گذشته نسل کنونی را حذف کرده می‌تواند و نه نسل جوان نسل قدیمی را، راه حا آشتی است بر مبنای خواست مشروع مردم.

اما انتقال مسوولیت با درخواست و گلایه اتفاق نمی‌افتد؛ با توانمندسازی و سازمان‌یافتگی اتفاق می‌افتد. نسل ما باید به جای اینکه بگوید «چرا به ما فرصت نمی‌دهند؟»، بپرسد: «چگونه آن‌قدر توانمند شویم که جامعه بدون حضور ما نتواند تصمیم‌گیری کند؟»

این تغییر پرسش، نقطه آغاز تغییر سیاسی است.

ما  باید شبکه‌های مدنی، فرهنگی، علمی و سیاسی بسازیم؛ در حوزه‌های مختلف تخصص پیدا کنیم؛ نیروهای پراکنده را پیرامون اهداف مشترک گرد آوریم؛ از شخصیت‌محوری به نهادسازی حرکت کنیم و به جای رقابت برای دیده‌شدن، برای اثرگذاری رقابت کنیم.

هیچ جامعه‌ای با هزاران فرد ناراضی اما پراکنده تغییر ایجاد نمی‌کند. تغییر زمانی آغاز می‌شود که نارضایتی به آگاهی، آگاهی به سازمان، سازمان به برنامه و برنامه به کنش جمعی تبدیل شود. از این لحاظ، مسئولیت نسل جوان تنها اعتراض به وضعیت موجود نیست؛ ساختن وضعیت مطلوب هم است.

اگر ما همچنان منفعل و پراگنده و واکنشی بمانیم، طبیعی است که همان ساختارها، همان افراد و همان روش‌ها دوباره بازتولید می‌شوند. اما اگر نسل جوان یا نسل ما به نیرویی آگاه، سازمان‌یافته، متخصص و مسوول تبدیل شود، دیگر هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند آینده را بدون در نظر گرفتن خواست و ظرفیت این نسل تعیین کند.

بنابراین، مسئله فقط این نیست که «کلان‌ها» چرا کنار نمی‌روند؛ مسئله مهم‌تر این است که جوانان چرا هنوز نیرویی به وجود نیاورده‌اند که کنار رفتن یا نرفتن آنان را به یک مسئله دومی یا بدیل تبدیل کند؟ این اصل نانوشته است که قدرت را نمی‌توان فقط مطالبه کرد؛ باید ظرفیت اعمال قدرت مشروع و مسوولانه را ساخت.

و اینجا باید صادقانه بپذیریم که تنها آنان -به اصطلاح کلان‌ها- مقصر نیستند؛ ما نیز بخشی از این وضعیت هستیم. هرگاه به جای مطالعه، هیجان را انتخاب کرده‌ایم؛ به جای سازمان‌دهی، پراکندگی را؛ به جای برنامه، شعار را؛ و به جای کنش مستمر، واکنش‌های مقطعی را، در بازتولید همین وضعیت سهم داشته‌ایم.

نسل جوان اگر می‌خواهد آینده را تغییر دهد، باید از امروز خودش را برای اداره آینده آماده کند؛ نه فقط برای اعتراض به گذشته.

زمان آن رسیده است که جوانان از تماشاگران سیاست به بازیگران سیاست، از واکنش‌گران به کنشگران، و از منتقدان وضع موجود به معماران وضع مطلوب تبدیل شوند. این را در ذهن و فکر خود جا بدهیم که آینده به نسلی تعلق خواهد داشت که برای آن آماده شده است؛ نه نسلی که فقط از نداشتن آن شکایت کرده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر