خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 1 سنبله 1405
نویسنده: نجیبالله رومن
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 115
افغانستان از جمله کشورهایی است که منابع طبیعی فراوانی دارد. در بخشهای مختلف کشور معادن طلا، مس، آهن، زغالسنگ، سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی و دیگر مواد معدنی وجود دارد. در نگاه نخست، چنین منابعی باید یک فرصت بزرگ برای رشد اقتصادی، ایجاد شغل، افزایش درآمد مردم و توسعه کشور باشد. با این حال، تجربه افغانستان نشان داده است که داشتن منابع طبیعی بهتنهایی نمیتواند یک کشور یا یک منطقه را به توسعه اقتصادی برساند.
مشکل زمانی جدیتر میشود که منابع طبیعی بدون برنامهریزی درست، نظارت مؤثر و شفافیت استخراج شوند. در چنین شرایطی، به جای اینکه درآمد حاصل از معادن صرف ساخت سرک، مکتب، مراکز صحی، برق، آب و ایجاد فرصتهای کاری شود، ممکن است بخش بزرگی از منافع آن در اختیار افراد یا گروههای محدودی قرار گیرد. در این حالت، مردمی که در اطراف معادن زندگی میکنند، با وجود زندگی در کنار یک منبع بزرگ ثروت، ممکن است سهم بسیار کمی از آن داشته باشند.
این وضعیت را میتوان با نظریه «نفرین منابع» توضیح داد. بر اساس این نظریه، منابع طبیعی زمانی که با نهادهای ضعیف، فساد، نبود شفافیت و مدیریت نامناسب همراه باشند، به جای اینکه عامل توسعه باشند، میتوانند به یک مشکل تبدیل شوند. بنابراین، مشکل اصلی خود معدن یا منبع طبیعی نیست؛ بلکه شیوه استخراج، مدیریت درآمد و نحوه تقسیم منافع حاصل از آن است.
افغانستان نمونه قابل توجهی برای بررسی این موضوع است. سالهاست که استخراج غیرقانونی و غیرشفاف برخی معادن، قاچاق مواد معدنی و رقابت بر سر کنترل منابع طبیعی در شماری از مناطق کشور به یک مشکل جدی تبدیل شده است. زمانی که یک منبع باارزش در منطقهای وجود داشته باشد، اما دولت و نهادهای محلی نتوانند بر استخراج و درآمد آن نظارت مؤثر داشته باشند، گروههای مختلف ممکن است برای بهدستآوردن کنترل آن با یکدیگر رقابت کنند. در چنین شرایطی، معدن به جای اینکه وسیلهای برای رشد اقتصادی باشد، میتواند به منبع قدرت و ثروت برای افراد و گروههای خاص تبدیل شود.
ولایت بدخشان یکی از مناطقی است که نمونه روشنی از ظرفیت و در عین حال چالش منابع طبیعی افغانستان به شمار میرود. این ولایت دارای منابع معدنی و سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی مختلف، از جمله لاجورد، طلا و برخی سنگهای ارزشمند دیگر است. وجود این منابع نشان میدهد که بدخشان از نظر ظرفیت اقتصادی میتواند جایگاه مهمی در اقتصاد افغانستان داشته باشد.
اما یک پرسش اساسی مطرح میشود: چرا با وجود چنین منابعی، زندگی اقتصادی بسیاری از مردم بدخشان هنوز با مشکلات زیادی روبهرو است؟
پاسخ این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل جستوجو کرد. نبود زیرساختهای کافی، فاصله زیاد برخی مناطق از مراکز اقتصادی، کمبود سرمایهگذاری، نبود صنایع فرآوری، ضعف بازارهای محلی و محدودیت فرصتهای کاری از جمله عواملی هستند که مانع تبدیل منابع طبیعی به ثروت عمومی شدهاند. از سوی دیگر، زمانی که منابع به شکل غیرقانونی یا بدون نظارت کافی استخراج شوند، بخش بزرگی از ارزش اقتصادی آنها ممکن است خارج از اقتصاد رسمی باقی بماند.
در بدخشان، موضوع منابع طبیعی تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه در سالهای اخیر با مسائل اجتماعی، سیاسی و امنیتی نیز ارتباط پیدا کرده است. منابع ارزشمند میتوانند زمینه رقابت میان افراد، گروهها و شبکههای مختلف را فراهم کنند. هنگامی که چند گروه تلاش کنند کنترل یک معدن یا مسیر انتقال مواد معدنی را در اختیار داشته باشند، احتمال اختلاف و درگیری نیز افزایش پیدا میکند.
اگر به تجربه سالهای گذشته در بدخشان نگاه کنیم، نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد استخراج منابع طبیعی همیشه به توسعه و رفاه مردم منجر نشده است. برای مثال، در دوره حکومت جمهوری، معدن لاجورد کران و منجان استخراج میشد، اما منافع حاصل از آن به شکل مطلوب به مردم محل و توسعه اقتصادی ولایت نرسید و در مواردی، استخراج آن تحت تأثیر افراد زورمند قرار داشت.
همچنین در برخی مناطق بدخشان، از جمله شیوه، شهر بزرگ، راغ و مناطق دیگر، استخراج طلا و سایر مواد معدنی جریان دارد. با وجود ارزش بالای این منابع، در برخی مناطق پیامدهای منفی استخراج نیز دیده شده است؛ از جمله آسیب به محیط زیست، تخریب بخشی از زیرساختها و خانهها و ایجاد مشکلات اجتماعی.
در بعضی مناطق حتی مکتبها و خانهها تحت تأثیر فعالیتهای مربوط به معدنکاری آسیب دیدهاند و محیط طبیعی نیز دچار تغییر و تخریب شده است. در کنار این مشکلات، بر سر کنترل معادن و منافع حاصل از آنها در برخی موارد درگیریهایی نیز رخ داده است.
اینجا یک پرسش مهم مطرح میشود: اگر منابع طبیعی برای توسعه اقتصادی هستند، درآمد حاصل از این معادن در کجا مصرف شده و مردم محلی چه سودی از آن بردهاند؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار استخراج منابع، تغییر قابل توجهی در زندگی مردم، ایجاد فرصتهای کاری، توسعه زیرساختها و بهبود خدمات عمومی دیده نشود.
به همین دلیل، در برخی موارد منابع طبیعی به جای اینکه وسیلهای برای همکاری و توسعه باشند، میتوانند به عاملی برای رقابت و تنش تبدیل شوند. این همان نقطهای است که مفهوم «نفرین منابع» اهمیت بیشتری پیدا میکند. وجود منبع طبیعی به خودی خود مشکل نیست؛ مشکل زمانی ایجاد میشود که منافع حاصل از آن به شکل عادلانه، شفاف و مسئولانه مدیریت نشود.
چرا منابع بدخشان هنوز به توسعه پایدار تبدیل نشدهاند؟
یکی از مهمترین دلایل این مسئله، نبود یک زنجیره کامل اقتصادی در بخش معدن است. اگر یک ماده معدنی از بدخشان استخراج شود و بدون فرآوری و ایجاد ارزش افزوده به بازارهای دیگر منتقل گردد، بخش بزرگی از سود اقتصادی آن در خارج از منطقه ایجاد میشود.
برای مثال، اگر سنگهای قیمتی در داخل ولایت استخراج شوند، اما مراحل پاککاری، برش، صیقلدادن، بستهبندی و تجارت سازمانیافته آن در جای دیگری انجام شود، مردم محلی بیشتر از مرحله ابتدایی استخراج درآمد به دست میآورند؛ در حالی که بخش مهمی از ارزش اقتصادی میتواند در مراحل بعدی ایجاد شود.
بنابراین، برای اینکه منابع طبیعی بدخشان به عامل توسعه تبدیل شوند، تنها استخراج معدن کافی نیست. باید در کنار استخراج، صنایع تبدیلی و فرآوری نیز ایجاد شود. به زبان ساده، سنگ و مواد خام نباید فقط از زمین بیرون کشیده و به جای دیگری منتقل شوند؛ بلکه بخشی از مراحل آمادهسازی و تبدیل آنها به محصولات باارزشتر باید در خود بدخشان انجام شود.
اگر جوانان محلی آموزش ببینند و در بخشهای استخراج، فرآوری، تجارت و مدیریت معادن کار کنند، منابع طبیعی میتواند فرصتهای کاری بیشتری برای مردم ایجاد کند.
از سوی دیگر، درآمدهای حاصل از منابع باید به شکل شفاف مدیریت شود. مردم باید بدانند چه مقدار از منابع استخراج شده، چه مقدار درآمد ایجاد شده و این درآمد در کجا مصرف میشود. شفافیت میتواند از فساد و سوءاستفاده جلوگیری کند و اعتماد مردم را افزایش دهد.
تجارب در بدخشان نشان میدهند که یک منبع طبیعی میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید. اگر معدن به شکل قانونی، شفاف و علمی مدیریت شود، میتواند برای مردم شغل ایجاد کند، درآمد دولت را افزایش دهد، زیرساختها را تقویت کند و اقتصاد محلی را رونق بخشد.
اما اگر همان معدن بدون نظارت کافی استخراج شود، ممکن است زمینه رقابت بر سر مالکیت و کنترل آن، افزایش رانتجویی، قاچاق، فساد و حتی درگیری را فراهم کند. بنابراین، تفاوت میان «منبع بهعنوان فرصت» و «منبع بهعنوان نفرین» بیشتر به شیوه مدیریت آن مربوط میشود.
در این میان، مردم محلی نیز باید در تصمیمگیریها سهم داشته باشند. اگر مردم یک منطقه ببینند که منابع طبیعی در اطراف آنان استخراج میشود، اما هیچ تغییر اساسی در زندگی آنان ایجاد نمیشود، احساس محرومیت و بیعدالتی میتواند افزایش پیدا کند.
به همین دلیل، مشارکت جوامع محلی در مدیریت منابع و اختصاص بخشی از درآمدهای حاصل از منابع برای توسعه همان مناطق اهمیت زیادی دارد. مردم باید احساس کنند که منابع موجود در سرزمینشان فقط برای افراد یا گروههای خاص نیست، بلکه بخشی از آن برای بهبود زندگی خود آنان نیز استفاده میشود.
برای جلوگیری از تبدیل منابع طبیعی بدخشان به عامل تنش و عقبماندگی، نخست باید استخراج منابع از حالت غیرشفاف و غیرقانونی خارج شود. دولت و نهادهای مسئول باید سیستم مشخصی برای ثبت معادن، صدور مجوز، نظارت بر استخراج و جمعآوری درآمدها ایجاد کنند.
دوم، باید در خود بدخشان سرمایهگذاری شود. اگر منابع استخراج میشوند، بخشی از درآمد حاصل از آن باید برای ساخت سرک، تأمین برق و آب، ایجاد مکاتب و مراکز صحی و فراهمکردن فرصتهای کاری در مناطق دارای معدن اختصاص یابد.
سوم، باید صنایع فرآوری ایجاد شود. بدخشان نباید تنها محل استخراج مواد خام باشد. اگر سنگهای قیمتی و سایر مواد معدنی در داخل ولایت فرآوری شوند، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد میشود و فرصتهای کاری نیز افزایش مییابد.
چهارم، آموزش نیروی انسانی اهمیت زیادی دارد. جوانان بدخشان باید بتوانند در رشتههای معدن، زمینشناسی، مدیریت منابع، حسابداری، تجارت و صنایع تبدیلی آموزش ببینند تا بتوانند در اقتصاد منابع طبیعی نقش فعال داشته باشند.
پنجم، شفافیت و پاسخگویی باید تقویت شود. هر اندازه اطلاعات مربوط به استخراج معادن و درآمد حاصل از آن روشنتر باشد، امکان فساد و سوءاستفاده نیز کاهش مییابد.
نتیجه
مسئله بدخشان این نیست که منابع طبیعی ندارد؛ برعکس، این ولایت از ظرفیتهای طبیعی قابل توجهی برخوردار است. مسئله اصلی این است که چگونه میتوان این منابع را از یک ثروت زیرزمینی به یک ثروت واقعی و پایدار برای مردم تبدیل کرد.
اگر منابع طبیعی بدون مدیریت، شفافیت و نظارت استخراج شوند، ممکن است به جای ایجاد رفاه، زمینهساز فساد، رانتجویی، نابرابری، رقابت و درگیری شوند. اما اگر همین منابع با مدیریت درست، مشارکت مردم، سرمایهگذاری، ایجاد صنایع تبدیلی و حاکمیت قانون همراه شوند، میتوانند به یکی از پایههای مهم توسعه اقتصادی بدخشان تبدیل شوند.
از این رو، نظریه نفرین منابع میتواند وضعیت بدخشان را تا حد زیادی توضیح دهد؛ زیرا داشتن معدن و منابع طبیعی بهتنهایی به معنای توسعه اقتصادی نیست. آنچه سرنوشت این منابع را تعیین میکند، شیوه مدیریت، کیفیت نهادها، شفافیت، مشارکت مردم و نحوه توزیع منافع حاصل از آنهاست.
در نهایت، میتوان گفت که بدخشان با یک «تناقض منابع» روبهرو است: از یک طرف دارای منابع ارزشمند طبیعی است و از طرف دیگر، بخش بزرگی از مردم آن هنوز با مشکلات اقتصادی، بیکاری و کمبود فرصتهای توسعه روبهرو هستند.
اگر این تناقض از طریق مدیریت درست منابع حل نشود، منابع طبیعی میتوانند همچنان به جای عامل توسعه، زمینهساز تنش و نابرابری باشند. اما اگر مدیریت منابع اصلاح شود و مردم نیز سهم واقعی خود را از این ثروتها به دست آورند، همین منابع میتوانند به فرصتی برای ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر و توسعه پایدار بدخشان تبدیل شوند
معرفی نویسنده
نجیبالله رومن، نویسنده و پژوهشگر، فارغالتحصیل رشته اقتصاد، گرایش امور مالی و بانکی، از دانشگاه بدخشان است. او در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی فعالیت دارد و بهویژه به مسائل توسعه اقتصادی، منابع طبیعی و چالشهای اجتماعی افغانستان علاقهمند است. نخستین مقاله علمی او با عنوان «گلزار سنگلیچی و کاربرد ادبیات شفاهی در بازتولید حافظه فرهنگی بدخشان» در سال ۱۴۰۴ در مجله «خراسان» آکادمی علوم افغانستان منتشر شده است.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025