خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 8 سنبله 1405
نویسنده: شبنم مهاجر زاد، فعال حقوق زن
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 105
چکیده
تبعیض جنسیتی یا جنسگرایی به معنای هرگونه پیشداوری، برخورد نابرابر یا تبعیض بر اساس جنسیت افراد است. پیامد این امر، محرومسازی انسانها از حقوق واقعیشان و محدود ساختن فرصتهای برابر جنسیتی میباشد. این مفهوم میتواند در قالب زنستیزی یا مردستیزی نیز بروز یابد؛ یعنی نفرت، بدگمانی یا رفتار تبعیضآمیز نسبت به یک جنس خاص.
تبعیض جنسیتی سبب میشود که نیمی از افراد جامعه از حقوق و آزادیهای خود محروم گردند و همین امر تا حد زیادی مانع رشد و پیشرفت اجتماعی میشود. افزون بر این، تبعیض جنسیتی ارتباط مستقیمی با فقر، عقبماندگی و رکود توسعه در جوامع دارد. در جستار حاضر، به بررسی تبعیض جنسیتی در افغانستان علیه زنان، میپردازیم و تلاش میکنیم نشان دهیم که تبعیض جنسیتی چیست، چگونه شکل میگیرد و چه پیامدهایی برای جامعه در پی دارد.
کلید واژه ها: تبعیض، جنیست، نابرابری
مقدمه
اعمال خشونت علیه انسانها در تمام ادوار تاریخ به شدت وجود داشته است؛ اما زنان و دختران همواره در برابر خشونت آسیبپذیرتر بودهاند.
بدرفتـاری بـا زنـان ، در همـه کشـورهای جهـان مسـئله ای عمومـی و دارای نــتایج وخیمـی اسـت. ایـن مسـئله در سراسـر جهـان سـلامت روحـی و جسـمی زنـان را بـه مخاطـره انداخته و سـبب نقض گسـترده حقـوق این بخـش از جامعـه بشـری گردیـده اسـت. اما در افغانستان این مسله یکـی از بحران هـای هست که سال های سال وجود داشته و بعد از حاکم شدن طالبان بر افغانستان این خشونت های غیر قابل انکار علیه زنان بیشتراز قبل گردیده واین رشـد فزاینده خشـونت و جرائم جنسـی علیه زنان در افغانستان بعد از سلطه طالبان باعث حس حقارت و حس خودکشی در میان زنان گردیده است.
ساختارهای مردسالارانه، سنتهای تبعیضآمیز و قوانین ناعادلانه درجامعه افغانستان زنان را از حقوق اساسی و آزادیهای فردی محروم ساخته است. در افغانستان زنان نه تنها از خشونت فیزیکی و روانی رنج میبرند، بلکه با اشکال مختلف خشونت اجتماعی، اقتصادی و حقوقی نیز مواجهاند. ازدواجهای اجباری، محرومیت از آموزش و کار، محدودیت در دسترسی به عدالت و فشارهای فرهنگی از جمله نمونههایی است که نشان میدهد خشونت علیه زنان تنها یک رفتار فردی نیست، بلکه یک پدیده ساختاری و نهادینهشده است.
علل تبعیض جنسیتی علیه زنان در أفغانستان:
تمام جوامع نابرابریهای جنسیتی را به درجات مختلف تجربه کردهاند یا همچنان در حال تجربه آن هستند. جامعه افغانستان نیز از جمله جوامعی است که سالهاست نابرابری جنسیتی را تجربه میکند. عوامل فرهنگی و سنتی، مذهبی و برداشتهای نادرست از دین، عوامل سیاسی و … از جمله عواملی هستند که در تداوم این نابرابری نقش داشتهاند.
• عوامل فرهنگی و سنتی
ناهنجاری های که زنان درزمینه نابرابری جنسیتی متقبل میشوند ریشه در محیط خانوادگی نیزدارد. حقیقیت غیر قابل انکار این است که نظم خانواده در افغانستان استوار برنظام مرد سالارانه است. سنت های سخت گیرانه نیز ازهمین فرهنگ تغذیه می شوند. که در چهارچوب آن محرومیت ها ، بحران هویت فرهنگی وبرداشت های نادرست جامعه از زنان به وجود میاید.
هرخانواده در افغانستان به گونه اى رفتار می کنند که دختران را زیر نظر داشته باشند تا از چهارچوب هنجارى موجود پا فراتر نگذارند. واين هنجار را هر خانواده موضوع كاملا طبيعى می پندارند و شرايطى را به وجود میاورد که زن موجودى است مهمترين وظيفه اش خانه دارى وتابعيت از مرد است. وبرعكس به گونه اى نابرابر به مردان حق تسلط برزنان داده ميشود. همين جاست كه بحران هويت ونوعى بحران كسيتی زنان در محيط خانواده و اجتماع بوجود مي آيد. که مدام باید تحت کنترول مردان باشند.
• عوامل مذهبی و برداشتهای نادرست از دین
از جمله علل دیگری که در نابرابری جنسیتی در افغانستان نقش اساسی دارد عوامل مذهبی و برداشتهای نادرست از دین است. در افغانستان، دین و عرف، نگرش مردان نسبت به زنان در جامعه را شکل میدهند. زنستیزی در اسلام برای توضیح «مسئله زن» مورد استفاده قرار گرفته است. در چارچوب افغانستان، این استدلال در ظاهر معقول به نظر میرسد؛ زیرا تفسیرهای تحتاللفظی از دین برای اجرای قوانین، تنظیم روابط اجتماعی و مشروعیتبخشی اخلاقی به اقتدار مردان بر زنان استفاده میشود.
طالبان، در دور اول و دوم حکومت شان احکام مربوط به جرایم «اخلاقی» و عادی، اغلب با شیوههای وحشیانه و آشکار مانند سنگسار در ملأعام به اتهام زنا یا بر اساس خشنترین برداشت ممکن از شریعت (قانون اسلامی) صادر میکنند. این تفسیرهای سختگیرانه از دین و برخی عرفهای سنتی برای محدود کردن و به حاشیه راندن نقش و آزادی زنان مورد استفاده قرار میگیرد
کاستیهای جدی، ضعف در فهم فقهی و درک ناکافی از مجموعه گسترده و پیچیده قوانین شرعی در نظام جمهوری افغانستان و در حکومت طالبان آشکار بوده است. نبود دسترسی به آموزشهای عالی، حتی برای علما و قضات دینی، باعث فروپاشی آموزش رسمی اسلامی و فقر در بحثهای دینی و حقوقی در افغانستان شده است. درک از اسلام، بهویژه فقه اسلامی، همچنین ارتباط تنگاتنگی با چارچوبهای عرفی گوناگون در افغانستان پیدا کرده است.
• عوامل سیاسی
یکی از عوامل اساسی دیگر نابرابری جنسیتی در افغانستان، نبود سیاستهای مؤثر حمایتی از زنان و محدود بودن مشارکت آنان در فرایندهای تصمیمگیری است. جامعه افغانستان برای دهههای طولانی تحت تأثیر نگرشهای مردسالارانه قرار داشته است؛ نگرشهایی که در بسیاری از موارد، نقش زنان را به حوزه خانواده محدود کرده و مشارکت آنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی را کمرنگ ساخته است.
در بسیاری از ساختارهای اجتماعی و سیاسی افغانستان، تصمیمگیریها عمدتاً تحت تأثیر مردان صورت گرفته و زنان از مشارکت مؤثر و برابر در تصمیمگیریهای سیاسی محروم بودهاند.
ساختار سیاسی نیز در دورههای مختلف، فرصت و زمینه کافی برای حضور پایدار و مؤثر زنان در قدرت و تصمیمگیری فراهم نکرده است. در نتیجه، جایگاه اجتماعی و سیاسی زنان در بسیاری از موارد نه بر اساس مشارکت مستقیم و اراده خود آنان، بلکه تحت تأثیر تصمیمها و سیاستهای مردان تعیین شده است.
این وضعیت بهتدریج در برخی بخشهای جامعه به یک هنجار اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. باورهای سنتی و نگرشهای مردسالارانه، حضور زنان در عرصه سیاست و تصمیمگیریهای کلان را با محدودیت مواجه کردهاند. حتی در برخی محیطها، این تصور وجود دارد که زنان توانایی یا صلاحیت لازم برای حضور در جایگاههای مهم سیاسی را ندارند. نگاه کردن به زن به عنوان «جنس ضعیف» و ناتوان، یکی از باورهایی است که میتواند زمینه حذف زنان از عرصههای قدرت و تصمیمگیری را تقویت کند.
از سوی دیگر، محدود بودن فرصتهای شغلی برای زنان و تمرکز بسیاری از فرصتهای اقتصادی و طرحهای توسعهای بر مشاغل مردمحور، مشارکت زنان در بازار کار را نیز بهشدت محدود و یا حذف کرده است. نگرشهای سنتی، باورهای اجتماعی، فرهنگ قبیلهای و تقسیم نقشهای جنسیتی، در اکثر از مناطق زنان را عمدتاً به مسئولیتهای خانوادگی محدود کردهاند.
زنان برای ورود و ماندن در بازار کار با موانع متعددی از جمله نگرشهای منفی اجتماعی، محدودیتهای خانوادگی، کمبود حمایتهای اجتماعی، نبود فرصتهای برابر شغلی و ضعف زیرساختهای لازم مواجه بودهاند. در نتیجه، نابرابری جنسیتی در افغانستان تنها حاصل محدودیتهای سیاسی نیست، بلکه مجموعهای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در تداوم آن نقش داشتهاند.
• نقش حکومت طالبان در تشدید تبعیض
هنگامی که طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ به قدرت رسیدند، زنان دوباره از بسیاری از حقوق، آزادیها و فرصتهای زندگی محروم شدند. طالبان در نخستین روزهای ورودشان به کابل، تصاویر زنان را از دیوارهای شهر پاک کردند.
دختران را از رفتن به مدرسه منع کردند. این وضعیت قبلاً در دهه ۱۹۹۰، تحت حاکمیت طالبان تجربه شده بود. در آن زمان نیز محدودیتهای شدید از سوی طالبان برای زنان اعمال شد. در دومین مرحله از تسلط طالبان بر افغانستان، طالبان یک کابینه عمدتاً متشکل از مردان پشتون تشکیل دادند. در این ساختار، صرفاً یک قوم خاص حضور داشت. تشکیلات و ساختار حکومت طالبان یک ساختار تکقومی و مردانه است. این ساختار طالبان بدون حضور و نقش زنان ایجاد شد.
طالبان با لغو وزارت امور زنان و جایگزینی آن با وزارت امر به معروف و نهی از منکر، مخالفت جدی و دشمنی بیقید و شرط خود را با زنان اعلام کردند. با این عمل، تبعیض بزرگی علیه زنان را در کارنامه خود مجدداً ثبت کردند.از دید بسیاری از زنان افغانستان، طالبان گروهی خطرناک شمرده میشود. آنان بر این باورند که طالبان با زنان دشمنی دیرینه دارد. زنان را به قتل میرسانند و لتوکوب میکنند.
پس از تصرف کامل کابل توسط طالبان، مردم افغانستان، بهویژه زنان، با نگرانی، ترس و وحشت مواجه شدند و از ظهور مجدد طالبان ترسیدند. نابرابری و تبعیض جنسیتی در افغانستان شدت گرفت. از سوی دیگر، بسیاری از دستاوردهای مردم افغانستان به ویژه زنان که طی بیست سال به وجود آمده بود، از میان رفت. دموکراسی از بین رفت. نظام آموزشی سقوط کرد. رکود اقتصادی شدت گرفت. آزادیهای فردی محدود شد. حقوق بشر و حقوق زنان از میان برداشته شد. افراد تحصیلکرده از افغانستان فرار کردند و افغانستان دچار بحران اقتصادی شد. مردم در افغانستان تمام امید خود را از دست دادند
پیامدهای تبعیض جنسیتی
تداوم سالها جنگ در افغانستان باعث شده است که زنان بیشترین آسیبپذیری را داشته باشند و بدون توجه کافی، از بخشهای مختلف جامعه حذف شوند. پس از فروپاشی نظام جمهوری افغانستان و قدرتگیری طالبان، تبعیض جنسیتی در افغانستان تشدید شد و آسیبپذیری زنان افزایش یافت. این وضعیت پیامدهایی همچون موارد زیر را به دنبال داشته است:
۱. محرومیت زنان و دختران از آموزش: محرومیت زنان و دختران از آموزش و تحصیل، آسی جدی و جبرانناپذیری به نیمی از جامعه افغانستان وارد کرده است. این محدودیتها باعث شده است که بسیاری از زنان و دختران از ادامه تحصیل بازبمانند و از فرصت مشارکت مؤثر در جامعه محروم شوند.
۲. گسترش فقر : محدودیت در دسترسی زنان به آموزش، فرصتهای شغلی آنان را نیز کاهش داده و وابستگی اقتصادی زنان را افزایش داده است. جامعه افغانستان به حضور زنان در بخشهایی مانند پزشکی، آموزش و مهندسی نیاز دارد، اما محدودیتهای موجود مانع اشتغال و رشد حرفهای زنان شده و مشارکت اقتصادی و اجتماعی آنان را کاهش داده است.
۳. افزایش مشکلات و آسیبهای روانی: محرومیت از آموزش و اشتغال، محدود شدن آزادیهای فردی و به حاشیه رانده شدن زنان از جامعه، فشارهای روانی زیادی بر آنان وارد کرده است. تداوم این شرایط میتواند زمینهساز افزایش مشکلات روانی، احساس ناامیدی و کاهش کیفیت زندگی زنان شود.
۴. افزایش ازدواجهای اجباری و آسیبهای ناشی از آن: محرومیت از آموزش و کاهش فرصتهای اجتماعی و اقتصادی میتواند زمینه ازدواجهای زودهنگام و اجباری را افزایش دهد. همچنین، خشونت، سرکوب و محدودیتهای دوامدار علیه زنان، فشارهای سنگینی بر آنان وارد میکند و در مواردی میتواند پیامدهای جبرانناپذیری مانند آسیبهای شدید روانی و خودکشی به دنبال داشته باشد.
نتیجه گیری:
افغانستان از جمله کشورهایی است که تبعیض جنسیتی علیه زنان در آن سابقهای طولانی دارد و در برخی بخشهای جامعه به یک مشکل ریشهدار تبدیل شده است. این تبعیض تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله سنتها و باورهای فرهنگی، عوامل سیاسی، برداشتهای نادرست از دین و برخی نگرشهای اجتماعی شکل گرفته و تداوم یافته است.
پس از به قدرت رسیدن طالبان، تبعیض جنسیتی و محدودیتهای اعمالشده علیه زنان تشدید شد و زنان و دختران از بسیاری از حقوق، آزادیها و فرصتهای اساسی زندگی محروم شدند. محرومیت دختران از آموزش و محدودیت زنان در زمینههای اجتماعی و اقتصادی، از برجستهترین نمونههای این وضعیت است.
تبعیض جنسیتی تنها حقوق و آزادیهای زنان را محدود نمیکند، بلکه پیامدهای آن به حوزههای آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و روانی نیز گسترش مییابد و بر زندگی خانوادهها و آینده جامعه افغانستان تأثیر میگذارد. بنابراین، کاهش تبعیض جنسیتی و بهبود وضعیت زنان در افغانستان نیازمند توجه به عوامل ریشهای این مشکل و فراهمکردن زمینه دسترسی زنان و دختران به آموزش، فرصتهای اقتصادی، مشارکت اجتماعی و حقوق اساسی آنان است.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025