SANYA NEWS
سیاسی

سوختن ظرفیت‌ها؛ درد خاموش یک سرزمین

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 9 سنبله 1405
نویسنده: امیر آریایی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 43


سوختن ظرفیت‌ها؛ درد خاموش یک سرزمین

دلم به حال ظرفیت‌ها و استعدادهایی می‌سوزد که سال‌های ارزشمند عمر خویش را وقف آموختن، پژوهش و کسب دانش کرده‌اند. چه جوانانی رشیدی که با هزاران امید و آرزوی روشن، شب‌های بی‌شماری را بیدار ماندند، دشواری‌های اقتصادی را تاب آوردند، با فشارها و محدودیت‌های فراوان دست‌وپنجه نرم کردند و سرانجام خود را به بهترین دانشگاه‌ها و مراکز علمی رساندند. اما امروز، در سرزمین و دیار خود، جایی برای خدمت، اثرگذاری و ساختن نمی‌یابند و سال‌هاست تصویر خود را در آیینه برابری و عدالت این جامعه نمی‌بینند.

چه تلخ و دشوار است که انسانی سال‌ها برای رشد، توانمندی و تعالی خویش تلاش کند، اما هنگامی که نوبت خدمت و ثمربخشی فرا می‌رسد، استعدادش نادیده گرفته شود و دانش، تجربه و توانایی‌اش بی‌ارزش پنداشته شود.

بسیاری از هم‌نسلان و جوانانی را می‌شناسم که در دشوارترین شرایط اقتصادی به تحصیل ادامه دادند؛ با کمترین امکانات، اما با بزرگ‌ترین آرزوها و روشن‌ترین امیدها. برخی هنوز هم در مسیر دشوار دانش و آگاهی تلاش می‌کنند، به امید روزی که بتوانند برای مردم و سرزمین‌شان مفید واقع شوند. اما فضای حاکم نه‌تنها زمینه رشد و شکوفایی این ظرفیت‌ها را فراهم نمی‌کند، بلکه گاهی خود به بزرگ‌ترین مانع در برابر استعداد، شایستگی و توانمندی تبدیل شده است؛ فضایی که هیچ‌گاه پشتیبان واقعی ظرفیت‌ها و استعدادها نبوده است.

حتی آنان که از روی ناچاری در ساختار موجود به کار ادامه می‌دهند، اغلب تنها به‌عنوان ابزاری برای پیش‌برد امور کاری مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ از تخصص و توان‌شان بهره گرفته می‌شود، اما برای شخصیت، دانش، تجربه و جایگاه انسانی‌شان ارزش واقعی قایل نیستند و آنان هر روز بیش از پیش با نگاه‌های توهین‌آمیز و تحقیرکننده روبه‌رو می‌شوند.

بنابراین، درد این سرزمین و این نسل، دردی عمیق و فراموش‌نشدنی است. اما درد بزرگ‌تر، وضعیت آموزش و دانشگاه‌هاست. دانشگاه باید کانون اندیشه، پرسش، پژوهش و تولید دانش باشد؛ اما چگونه می‌توان با حذف تدریجی مضامین بنیادی و جایگزین کردن آن‌ها با مطالب و مضامین سلیقه‌ای، آینده یک نسل را تضمین کرد؟

سرزمین ما بیش از هر چیز به انسان‌های آگاه، متخصص، متعهد و توانمند نیاز دارد. اما اگر همین ظرفیت‌ها نادیده گرفته شوند، سرکوب شوند یا ناگزیر به ترک وطن گردند، چه چیزی برای ساختن آینده باقی خواهد ماند؟ ما و این نسل، در آینده کجای تاریخ این سرزمین ایستاده خواهیم بود؟

این تنها درد یک فرد یا یک نسل نیست، این درد یک سرزمین است، دردِ دیدن استعدادهایی که به‌جای شکوفا شدن، خاموش می‌شوند؛ جوانانی که می‌توانستند سازندگان فردای این سرزمین باشند، اما امروز میان ناامیدی، مهاجرت، بیکاری و بی‌سرنوشتی گرفتار شده‌اند و راه پیش‌روی‌شان را گم کرده‌اند.

سوال این‌جاست: این درد ما را به کجا خواهد برد؟ آینده سرزمینی که ظرفیت‌هایش را از دست می‌دهد، چه خواهد شد و به کدام سو روان خواهد شد؟ اگر امروز برای حفظ و شکوفایی این سرمایه‌های انسانی کاری نکنیم، فردا شاید دیگر چیزی جز حسرتِ استعدادهای سوخته و فرصت‌های ازدست‌رفته برای‌مان باقی نماند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر