SANYA NEWS
سیاسی

زبان ملی را مردم تعیین می‌کنند، نه رژیم‌های دیکتاتوری

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 10 سنبله 1405
نویسنده: عبدالله دانش

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 55


زبان ملی را مردم تعیین می‌کنند،  نه رژیم‌های دیکتاتوری

صبح زود است. آفتاب تازه از پشت کوه‌های کابل بالا آمده و شهر آرام‌آرام از خواب بیدار می‌شود. در ایستگاه‌های موتر، صدای راننده‌ها در میان همهمه مردم می‌پیچد: «پل‌سرخ، کوته‌سنگی، افشار، ده‌افغانان!» مسافری از بدخشان کنار کسی از قندهار نشسته، جوانی از پکتیا با مسافری از جوزجان هم‌صحبت شده و مردی از بامیان نشانی را می‌پرسد؛ آدم‌هایی با زبان‌ها و لهجه‌های متفاوت، اما گفت‌وگویی که میان‌شان شکل می‌گیرد، فارسی است. اینجا کسی برای صحبت کردن با دیگری زبانش را از روی کتاب انتخاب نمی‌کند؛ زبان مشترک را زندگی روزانه به مردم یاد داده است.

کمی پسان‌تر ، بازار کابل پر از آدم‌ها می‌شود. میوه‌فروش، دست‌فروش، قصاب، دکاندار و مشتری در میان صدای رفت‌وآمد مردم با فارسی با هم معامله می‌کنند. تاجری از قندهار انار آورده و می‌گوید: «انار قندهار، شیرین و تازه!» فروشنده‌ای از بلخ خربوزه‌هایش را روی بساط چیده و درباره قیمت و کیفیت آن با مشتری حرف می‌زند. از فاریاب قالین آمده، از جوزجان کالاهای محلی، از پکتیا جلغوزه، از چاریکار سبزی جان و از بدخشان سنگ‌های قیمتی و فرآورده‌های محلی؛ محصول از یک گوشه کشور آمده و خریدار ممکن است از گوشه‌ای دیگر باشد، اما زبان معامله و تفاهم، فارسی است.

در کنار بازار، زندگی کارگران نیز همین داستان را روایت می‌کند. جوانی از پکتیا برای پیدا کردن کار وارد کابل شده است؛ از صاحب‌کار درباره مزد می‌پرسد و آدرس محل کار را می‌گیرد. کارگری از بدخشان برای پیدا کردن اتاق، با صاحب‌خانه درباره کرایه صحبت می‌کند. این آدم‌ها هرکدام زبان مادری خود را دارند، اما برای ساختن زندگی مشترک در یک شهر، فارسی زبان ارتباط روزانه‌شان می‌شود.

دانشگاه و آموزشگاه نیز همین تصویر را پیش چشم ما می‌گذارد. دانشجویی از هرات کنار دانشجویی از نورستان می‌نشیند؛ جوانی از بامیان با هم‌صنفی‌اش از ننگرهار درباره امتحان و درس گفت‌وگو می‌کند. در کورس، در صنف، در کتابخانه و هنگام پیدا کردن خانه دانشجویی، فارسی زبانی است که میان این جوانان فاصله‌ها را کوتاه می‌کند.

صبح‌ها در تاکسی، صدای رادیو نیز به فارسی شنیده می‌شود. در خانه‌ها تلویزیون روشن است و خبرنگار از رویدادهای کشور گزارش می‌دهد؛ مجری درباره سیاست، ورزش، فرهنگ یا زندگی مردم صحبت می‌کند و خانواده‌ای در کابل، هرات، مزار، بامیان یا دیگر شهرها آن را می‌شنود. رسانه‌ها نیز فارسی را به خانه‌هایی می‌برند که صاحبان‌شان از قوم‌ها و مناطق گوناگون‌اند.

حتی چهره شهر، زبان مشترک خود را دارد. روی بسیاری از دکان‌ها، بازارها و تابلوهای شهری نوشته‌هایی دیده می‌شود که مردم با خواندن آن‌ها مسیر، کالا، قیمت یا خدمات مورد نیازشان را پیدا می‌کنند. در اداره، وقتی شهروندی برای گرفتن یک سند، پرسیدن یک مساله یا پیش‌برد یک کار وارد می‌شود، گفت‌وگوی او با کارمند نیز در بسیاری موارد به فارسی شکل می‌گیرد.

داستان زمانی جالب‌تر می‌شود که به خانواده‌هایی نگاه کنیم که از ولایت‌های مختلف به کابل کوچ کرده‌اند. پدر شاید در کودکی به زبان محلی خود سخن گفته باشد و مادر نیز زبان دیگری داشته باشد؛ اما فرزندشان که در کابل به دنیا می‌آید، زبان کوچه، مکتب، دوست، بازار و دانشگاهش فارسی است. او ممکن است زبان مادری خانواده را نیز بداند، اما زبان ارتباط با دنیای پیرامونش همان فارسی می‌شود. به این ترتیب، یک زبان از نسلی به نسل دیگر و از خانه‌ای به خانه دیگر، از راه زندگی روزمره گسترش پیدا می‌کند.

این واقعیت در خود کابل خلاصه نمی‌شود. هرگاه مردم از چهار گوشه افغانستان برای کار، تجارت، تحصیل و زندگی به شهرهای بزرگ می‌آیند، با مردمی روبه‌رو می‌شوند که زبان مادری‌شان متفاوت است. در چنین دیدارهایی، فارسی برای بسیاری از آنان پل ارتباطی می‌شود؛ زبانی که بدخشانی را با قندهاری، هراتی را با پکتیایی، بامیانی را با جوزجانی و نورستانی را با کابلی وارد یک گفت‌وگوی مشترک می‌کند.

افغانستان خانه زبان‌های گوناگون است و هر زبان بخشی از خاطره و فرهنگ مردم این سرزمین را با خود دارد. سخن از جایگاه فارسی، به معنای کم‌رنگ کردن زبان‌های دیگر نیست؛ بحث بر سر نقشی است که فارسی در زندگی مشترک مردم پیدا کرده است.

اگر قرار باشد زبان ملی را از روی زندگی مردم بشناسیم، باید به همین صحنه‌ها نگاه کنیم: به تاکسی‌ران، دستفروش، کارگر، دانشجو، تاجر، صاحب‌خانه، خبرنگار و مشتری. زبان ملی را مردم در زندگی خود زنده نگه می‌دارند؛ با هر معامله، هر پرسش، هر سلام، هر آدرس و هر گفت‌وگویی که میان دو انسان با پیشینه‌های متفاوت شکل می‌گیرد. از این منظر، فارسی برای بسیاری از مردم افغانستان تنها نامی در اسناد رسمی نیست، یک زبانی است که در کوچه و بازار، دانشگاه و اداره، رسانه و خانه، مردم را به فهمیدن یکدیگر نزدیک می‌کند. بنابراین، زبان ملی افغانستان فارسی است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر