خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 14 سنبله 1405
نویسنده: شهریار احمدی
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 93
افغانستان کشوری منفور و مقهور در جامعه بین الملل است که هیچ ایدولوژی و باور جهانی نتوانست جایگاه شایسته و بایستهاش را تثبیت کند. این کشور از دیر زمانی محل تقابل و تهاجم قدرتهای جهانی بوده است و تمامی قدرتها بدون استثناء برای رشد و تعالی این خطه، ایدولوژیهای را وارد کردند تا مگر این جغرافیا مکانی انسانیتر برای ادامه حیات باشد.
تمامی کشورهای که تحت استعمار انگلستان قرار داشتند بهحمایت امپراطوری انگلیس قدرت اقتصادی و نظامی خویش را ارتقا دادند و امروز برخی از آنها قدرتهای هستهی هستند. کشورهای متعهد به اتحاد جماهیر شوروی نیز از توان نظامی و اقتصادی زیادی برخوردار شدند و هماکنون دولتهای مقتدر در سطح منطقه و جهان هستند.
همپیمانان امریکا در چند دههی اخیر به قدرت های بزرگ و متوسط در سطح منطقه و جهان مبدل شدند و از توان اقتصادی-سیاسی بالایی در معادلههای سیاسی برخوردار هستند. کشورهای اسلامی با رعایت کموبیش ارزشهای اسلامی توانسته اند حیثیت و جایگاه شایسته در جامعه بین الملل داشته باشند و اکثراً توانسته اند میان تمدن نوین و دین اسلام آشتی برقرار کنند و از هر دو بصورت یکسان بهره ببرند.
در افغانستان اما همه ایدولوژیها به کابوس وحشتناک برای مردم این کشور مبدل شد. جنایتهای بشری دست پروردههای انگلیس در افغانستان، گماشتهگان ناآگاه و کمدرک ایدولوژی کمونیزم، رهبران فاسد سرمایهداری و اسلام گرایان بدوی نافهم؛ سبب شدند تا چهره اسلام و ارزشهای بشری در نزد مردم افغانستان مخدوش و منحوس جلوه نماید.
در اینکه رهبران و رهروان این ایدولوژی ها در افغانستان فاجعه آفریدند شکی نیست و انکار آن ناممکن است، اما آنچه از دید عام مردم پنهان ماند و تا اکنون سعی در کتمان آن میشود عامل اصلی فاجعه آفرینی سردمداران این ایدولوژیها و رهروان آنها است.
برای فهم دقیق عامل اصلی جنایت پیشهگی داعیهداران این ایدولوژیها در افغانستان، نیاز است تا در قدم نخست سیاست و قدرت در افغانستان را خارج از چهارچوب ایدولوژیها مطالعه کنیم.
تاریخ افغانستان و رویه سیاسی در آن طوری شکل گرفته است که حاکمیت همه جانبه قوم پشتون/افغان در آن الزامی باید باشد. این رویه سیاسی در طول تاریخ با ایجاد ساختارها و سیستمهای حکومتی طوری تطبیق شد که هر اقدام و عملکرد دولت باید نتایج حاکمیت بیشتر پشتون/افغان ها را در پی داشته باشد.
تشکیل واحد های اداری، ایجاد ساختارهای دولتی، تدوین قوانین و طرزالعمل ها در خصوص ثروت و زمین، ساختار ارتش، تفکیک قوا و نوعیت نظام سیاسی؛ همه اش با اولویت قرار دادن منافع قوم پشتون/افغان و تضمین برتری آنها صورت گرفت. در تمامی موارد فوق هیچ ایدولوژی و عقیده زمینی یا آسمانی نقش نداشت؛ به عبارت دیگر هیچ ساختار سیاسی، قانون اساسی و یا اداره دولت به هدف تطبیق یک ایدولوژی یا ارزش والا شکل نگرفت بلکه به هدف برتری قبیله ساخته شد.
ایدولوژی های آسمانی و زمینی نیز قبل از باورمندی و تطبیق، طوری تحریف و تخلیص گردیدند تا تضمین کنند که هیچ قوم و فرد دیگری را در جایگاه بالاتر یا مساوی با فرد پشتون یا قوم پشتون قرار ندهند.
عام مردم افغانستان و قومهای غیر افغان با اعتقاد بر اینکه کمونیزم عدالت اجتماعی را تامین میکند، یا دموکراسی برابری را تامین میکند و یا در اسلام اصل برتری تقوا است؛ در مبارزات سیاسی در رکاب جریانها و حزبهای پشتون محور مبارزه کردند.
اما برآیند اشتراک در تمامی ایدولوژی ها یکسان بود و هیچ تغیری در ساختار سیاسی و بافت های اجتماعی افغانستان ایجاد نکرد.
کم نیستند کسانی که بخاطر مبارزه برای آرمانهای کمونیزم، دموکراسی یا اسلام پشیمان نباشند و خود را فریب خورده نیابند. ناکامی این مبارزان و افسردگی عام مردم، بصورت پیش فرض مردم را به این نتیجه رسانید که این ایدولوژی ها ناکام اند و باید مسیری جدیدی باز شود. اما کمتر کسانی به عامل اصلی ناکامی این ایدولوژیها در افغانستان پی بردند و برعلیه آن مبارزه کردند.
از داود خان تا داکتر نجیب، از کرزی تا اشرف غنی و از ملاعمر تا هبتالله؛ همه رهبر و ادامه دهنده یک خط فکری اند و آن ناسیونالیزم افغانی است، آنها مصرانه روی تطبیق برنامه ها و سیستم های تلاش داشتند و دارند تا بر تقویت حاکمیت پشتون/افغان ها کمک کرده و از تقسیم قدرت و سهم گیری یکسان سایر قومها در قدرت و سیاست افغانستان جلوگیری شود. بقایای این جریان ها و افراد وابسته به آنها هیچ مرام و خط مش جداگانه از رهبران خویش ندارند و نباید فریب تغیر لفظ و هیاهوی واهی آنها را در مبارزات سیاسی خورد.
جنگ افغانستان و بحرانها در این کشور همیش بحران قومی و جنگ برسر کرسی قدرت بوده است و هیچ ایدولوژی نقش در ایجاد ساختار و شکل دهی نظامها نداشته است. بناء ناسیونالیزم افغانی تنها عامل تداوم بحران و مسبب ناکامی ایدولوژیها و تمامی مبارزات سیاسی مردم افغانستان در راستای اصلاحات و حکومتداری مدرن بوده است. اینک مردم افغانستان یکبار دیگر در یک آزمون تاریخی بزرگ قرار دارند و عملکرد ناآگاهانه طالبان را ناکامی اسلام و ناکارایی ارزشهای اسلامی در عصر حاضر میدانند. از همین رو بعضی گروه ها دوباره از اعاده دموکراسی و مردمسالاری به تعبیر اروپایی سخن میگویند.
اما اگر متوجه اشتباههای مکرر تاریخی در مبارزه سیاسی در افغانستان نباشیم، بعید نیست که بعد از سقوط طالبان و آمدن نظام جدید دموکراتیک نیز مردم مجبور به راه اندازی مبارزه نوینی علیه رژیم خواهند شد، چون در راس این جریانهای به اصطلاح دموکرات و روشنفکر نیز همان ناسیونالیست افغانگرا هستند که از لحاظ خط فکری هیچ تفاوتی با هبت الله و ملاعمر ندارند.
روی این ملحوظ لازم است تا قبل از حمایت و همکاری با جریانهای سیاسی برای بر اندازی رژیم طالبان؛ متوجه نکات ذیل باشیم.
۱. طالب اسلام را تطبیق نکرده است و ناکامی این رژیم بهدلیل تطبیق اسلام نیست بلکه بهدلیل ذهنیت قبیلوی این گروه و تفکر ناسیونالیستی این گروه در رابطه به قدرت و نظم سیاسی است.
انحصار قدرت، ثروت و ارتش برای یک قوم خاص و تطبیق و تحمیل زبان، فرهنگ و ارزشهای قبیلوی بر یک جامعه متکثر زبانی، قومی و مذهبی افغانستان عامل اصلی ناکامی این رژیم و نفرت عام از آن است.
روی این ملحوظ در مبارزه علیه طالب نباید به اسلام تاخت و تاز صورت بگیرد بلکه ایدولوژی اصلی طالب که ناسیونالیزم افغانی است مورد انتقاد قرار گرفته و برعلیه آن مبارزه صورت گیرد.
هیچ بُعدی از رژیم طالبان مطابق هدایت اسلام نیست و هیچ عملکرد این گروه در خصوص قدرت و سیاست توجیه اسلامی ندارد و ایدولوژی اسلام هیچ نقشی در بحران ۵ سال اخیر افغانستان ندارد.
۲. حرکت ها و جریان های نوینی که علیه طالب اقدام به مبارزه کرده اند، بدون درنظر داشت شعارهای ایدولوژیک، بصورت مطلق از لحاظ وابسته گی تباری و تفکر ملی مطالعه گردند.
از اینکه ناسیونالیزم افغانی عامل اصلی بحران های افغانستان است، افراد و جریان های معتقد به آن را در تمامی جریانهای سیاسی شناسایی کرده و هرگونه تعامل و تفاهم با آنها را به مثابه تفاهم و تعامل با طالب تلقی نماییم.
کم نیستند پشتون های که طرفدار تحصیل، نکتایی و دریشی به سبک غربی یا شرقی باشند، ولی نایاب اند پشتونهای که طرفدار حاکم شدن تاجک، هزاره یا ازبک در ردههای بالای حکومت باشند.
بهویژه از ۲۰۰۱ بدینسو این مسئله به روشنی و صراحت تمام از جانب تمام فعالان سیاسی پشتون/افغان در تمامی جناحها اعم از کمونیزم، دموکراسی و اسلام مطرح گردیده است که پشتون باید در رأس قدرت باشد.
از اینرو جناح های سیاسی که به دنبال افغانیت، ناسیونالیزم افغانی و برتری پشتونها معتقد اند هیچ تفاوتی با طالب ندارند و از لحاظ رفتار و عملکرد با سایر قومهای افغانستان در نظامهای آینده؛ هیچ تفاوتی با طالبان نخواهند داشت.
۳. مبارزه سیستم محور باید اصل انتخاب یا حمایت از یک جریان سیاسی باشد. تلقین و نشخوار شعارهای عام و تعریف ناشده نباید معیار انتخاب یک جریان سیاسی باشد.
هم اکنون چهرههای ناسیونالیست تر از هبت الله و حقانی با ریش تراشیده و اعتقاد به تحصیل زنان و تقلید لباس از غرب و شرق در صف مبارزه علیه طالب قرار دارند، ولی این مبارزه برای مردم و عدالت نیست بلکه برای استمرار حاکمیت قبیله و انحصار قدرت برای قبیله در چهرهی جدید است.
آنها از تمامی اقدامهای ناسیونالیستی طالب قدردانی میکنند، از نظام متمرکز و یکدست پشتون محور پشتیبانی میکنند، از تحمیل زبان و هویت شان بر سایر قومها و زبانها حمایت میکنند؛ اما در عین حال در چهره جدید و پوپولیستی در فاز مبارز و آزادی خواه برعلیه طالب ادعای مبارزه مینمایند.
بنابر این لازم است تا از این جریان های افغانیت طلب سیستم جدید حکومتداری تقاضا شود، سیستمی که تضمین کند یک هزاره از بامیان و یک ازبک از جوزجان ویا یک تاجک از بادغیس میتوانند بر کرسی ریاست جمهوری تکیه کنند و هیچ اثری از تحمیل هویت و زبان یک قوم بر سایر اقوام وجود نداشته باشد.
اگر قرار بر این باشد که چرخه حاکمیت های فاسد بایستد و افغانستان همگام با جهان در راه ترقی، صلح و رفاه گام بردارد تمرکز اصلی بر مبارزه علیه ناسیونالیزم افغانی و ناسیونالیست های پشتون/افغان در هر لباس، چهره و ایدولوژی باشد نه علیه ایدولوژیها.
تا وقتی این مسئله قطعی نگردد که حاکمیت از آن مردم افغانستان است و هر فردی که در افغانستان تولد میشود میتواند رهبر باشد و هر قومی میتواند در هر سطحی از قدرت و سیاست افغانستان نقش بازی کند، مبارزه سیاسی معنی ندارد و هر تحولی انتقال قدرت از یک ناسیونالیست افغانی به ناسیونالیست افغانی دیگری است.
از نشانههای بارز یک جریان سیاسی که میتوان به عدم ناسیونالیست بودن آن پی برد این است که میتواند در بحث روی اسم افغانستان انعطاف پذیر باشد، میتواند روی بیرق، سرود ملی، زبان مندرج در بانکنوتها، ساختار سیاسی متمرکز، برگشت ناقلان و اسکان دایمی کوچیها در ولایتهای بومی شان، حذف کلمه افغان از شناسنامهها و سایر مواردی که برتری یک قوم و یک زبان را بر سایر قومها یا زبانها تحمیل میکند؛ آزادانه بحث کرده و پلان عملی سنجیده شده برای ملی ساختن آنها داشته باشد نه افغانی کردن آنها.
از اینرو بر قومهای غیر پشتون افغانستان لازم است تا در قرار گرفتن در کنار جبهات و جریان های سیاسی که ادعای مبارزه و جنگ علیه طالب را دارند محتاط بوده و مسایل بنیادین هویتی و ملی را معیار انتخاب یک جریان سیاسی قرار بدهند.
در تاریخ افغانستان هیچ رهبر و بزرگی از سایر قومها وجود ندارد که از همکاری با رهبران سیاسی پشتون راضی باشند، چه اینکه سیاسیون پشتون با استفاده از هر ایدولوژی و ارزشی خطوط اساسی ناسیونالیزم افغانی را اصل عملکرد قرار داده و هیچ گام اساسی برای تامین عدالت اجتماعی و یا تطبیق ارزشهای دموکراسی یا اسلام بر نداشته اند.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025